تجمع کارگران اعتصابی کارخانه لاستیک سازی خوزستان مقابل فرمانداری گتوند
روزیکشنبه۲۹فروردین، کارگران اعتصابی کارخانه لاستیک سازی خوزستان دراعتراض به تحمیل قراردادهای یک ماهه، برای باردیگر دست به تجمع مقابل فرمانداری گتوند زدند.
به گزارش۳۰فروردین ایرنا، این کارگران که نسبت به نحوه انعقاد قرارداد و شرایط سخت و طاقت فرسای کاری در این شرکت معترض بودند با برپایی تجمع خواستار پیگیری و رفع مشکلات این شرکت از سوی مسوولان ذیربط شدند.
تعدادی از این کارگران با اشاره به اینکه سوء مدیریت باعث ایجاد این اختلال ها در شرکت لاستیک سازی خوزستان شده است، بیان کردند:در روز چهارشنبه ۲۵فروردین ماه با توافقی که با نماینده مدیریت شرکت صورت گرفت مقرر گردید قراردادها بر اساس سابقه کار به صورت سه ماهه، شش ماهه و یکساله باشد، ولی نماینده شرکت پس از چند روزاین نوع قرارداد را رد کرد واز انعقاد قرارداد بصورت یک ماهه خبر داد.
این کارگران همچنین با اشاره به اینکه در کارخانه لاستیک سازی خوزستان،کارگرانی با بیش از ۲۰سال سابقه وجود دارد افزودند: در طی روزهای گذشته ۲۵نفر از کارگران که با شرکت قرارداد داشتند اخراج شدند و مدیریت ۲۵نفر دیگر را به جای آنها به صورت پیمانکاری بکار گرفت.
***
تجمع کارگران کارخانه پارسیلون دراعتراض به عدم پرداخت۲سال حقوق و۵ماه حق بیمه مقابل استانداری لرستان برای هفتمین بار
صبح امروز۳۰فروردین، کارگران کارخانه پارسیلون خرمآباد دراعتراض به عدم پرداخت۲سال حقوق و۵ماه حق بیمه،برای هفتمین بار دست به تجمع مقابل استانداری لرستان زدند.
یکی از کارگران کارخانه پارسیلون:
در حال حاضر چهار ماه حقوق و بیمه کارگران پرداخت نشده و در سالهای گذشته نیز ۱۹ ماه طلب عقبافتاده داریم که هنوز پرداخت نشده است. ما مشکلات خاص خود را داریم و به جد پیگیر مطالبات خود هستیم.
یکی از همکارانمان فرزندش بیمار شد و چون دفترچه او اعتبار نداشت که با خواهش و تمنا توانست فرزندش را از بیمارستان ترخیص کند. یکی دیگر از همکارانمان که بیماری سرطان داشت و در بستر بیماری به سر میبرد مطالباتش پرداخت نشد تا خرج درمان خود کند که متأسفانه فوت کرد و هنوز مطالباتی به خانواده این مرحوم پرداخت نشده است.
به گزارش۳۰فروردین تسنیم ، کارگران کارخانه پارسیلون خرمآباد صبح امروز برای چندمین بار در محل استانداری لرستان به نشانه اعتراض تجمع کردند.
با وجود اعتراضات مکرر این کارگران هنوز گره از مشکلاتشان باز نشده و کسی پاسخگوی آنها نیست به طوریکه هر چند وقت یک بار شاهد تجمع این کارگران هستیم.
صنعت ۴۰ ساله لرستان از زمانی که به بخش خصوصی واگذار شده بدهکاریهای زیادی را به بار آورده و اکنون توان پرداخت حقوق و مزایای کارگران خود را ندارد و با وجود اینکه کارگران این کارخانه ۱۹ ماه طلب عقبافتاده قبلی خود را هنوز دریافت نکرده اند و در حال حاضر نیز بیش از چهار ماه حقوق و بیمه آنها پرداخت نشده است.
چندین ساعت از اعتراضات این کارگران در مقابل استانداری لرستان میگذرد اما کسی پاسخگوی آنها نیست تا مسئولان استان به درد دل این کارگران گوش دهند و حرفهای آنها را بشنوند و بتوانند برای مشکلات آنها چاره ای بیندیشند.
یکی از کارگران شرکت پارسیلون اظهار داشت: امروز برای هفتمین بار است که برای گرفتن مطالبات خود مقابل استانداری لرستان تجمع میکنیم ولی متأسفانه مسئولان استان تاکنون هیچ کاری برای ما انجام نداده اند.
وی افزود: مدیر کارخانه برنامه کاری خود رابه اداره کار استان داده که این برنامه به هیچوجه به نفع کارگران نیست و از مواضع خود کوتاه نیامده است.
مدیر تعاون، کار و رفاه استان نیز از کارگران خواسته تا نظر خود را در این زمینه اعلام کنند اما دلیلی ندارد نظر خود را اعلام کنیم، ما چندین بار اعتراض کردهایم که مسئولان استان پیگیر مطالبات ما باشند و حقوق خود را دریافت کنیم و الان نیز فقط مطالبات خود را میخواهیم.
کارگر کارخانه پارسیلون خرمآباد عنوان کرد: نظر برخی مسئولان بر این است که فعلاً کارخانه تولید خود را آغاز کند و بعد از فروش تولیدات یک ماه از حقوق کارگران را بدهد و مابقی را در طول سال پرداخت کند در حالیکه این کارخانه ۱۰۰ گرم مواد اولیه ندارد و باید گفت چندین ماه پیش که کارخانه تولید داشت چرا نتوانست حقوق کارگران را پرداخت کند.
وی بیان کرد: مدیر کارخانه از مسئولان استانداری درخواست داشته که بانکها بدهی خود را پیگیری نکنند و باز بتواند وام دریافت کند و اداراتی که از این شرکت طلب دارند فعلاً اقدامی در جهت دریافت بدهی خود انجام ندهند.
این کارگرتصریح کرد: در حال حاضر چهار ماه حقوق و بیمه کارگران پرداخت نشده و در سالهای گذشته نیز ۱۹ ماه طلب عقبافتاده داریم که هنوز پرداخت نشده است. ما مشکلات خاص خود را داریم و به جد پیگیر مطالبات خود هستیم.
وی خاطرنشان کرد: یکی از همکارانمان فرزندش بیمار شد و چون دفترچه او اعتبار نداشت که با خواهش و تمنا توانست فرزندش را از بیمارستان ترخیص کند. یکی دیگر از همکارانمان که بیماری سرطان داشت و در بستر بیماری به سر میبرد مطالباتش پرداخت نشد تا خرج درمان خود کند که متأسفانه فوت کرد و هنوز مطالباتی به خانواده این مرحوم پرداخت نشده است.
کارگر کارخانه پارسیلون خرمآباد گفت: مسئولان استان تاکنون هیچ کاری برای ما انجام ندادهاند و به جای اینکه با مدیر کارخانه برخورد کنند فقط حرفهای او را تکرار میکنند.
وی اظهار داشت: آیا کسی در استان هست که بر کارهای مدیر این کارخانه رسیدگی کند. مشکل ما مشکل اقتصادی است که در نزدیکترین زمان ممکن مدیر شرکت باید مقداری از بدهیهای خود را پرداخت کند تا بتوانیم به کار خود ادامه دهیم.
وی افزود: ۱۰ سال است که مشکلات ما ادامه دارد اگر استانداری لرستان نتواند مشکلات کارگران را حل کند به استانداری استان مرکزی مراجعه میکنیم و اگر باز به نتیجه نرسیدیم به تهران میرویم.
یکی دیگر از کارگران کارخانه پارسیلون خرم آباد اظهار داشت: با توجه به اینکه چندین بار است در مقابل استانداری لرستان تجمع میکنیم اما مسئولان استان تاکنون نتوانستد برای پرداخت مطالبات ما کاری انجام دهند.
وی افزود: در چند روز گذشته تجمعی در همین مکان داشتیم و مسئولان استان جلسهای برای رسیدگی به مشکلات کارگران برگزار کردند اما باز نتیجهای در برنداشت و مشکلات ما پابرجا است و هنوز مطالبات خود را دریافت نکرده ایم.
کارگر کارخانه پارسیلون خرم آباد عنوان کرد: بدون محاسبه ۱۹ ماه طلبی که از این کارخانه داریم حدود پنج ماه است که بیمه و حقوقمان پرداخت نشده و دفترچه درمانی نداریم حال پیشنهاد دادهاند که کار را آغاز کنیم و فقط یک ماه از حقوقمان را پرداخت کنند آنهم کارخانه ای که مواد اولیه را ندارد.
یکی دیگر ازکارگران کارخانه پارسیلون خرمآباد داشت: با وجود اینکه بارها برای دریافت حقوق معوقهای که داریم اعتراض خود را اعلام کردهایم ولی مدیر کارخانه نامه ای به استانداری داده که بانکها همکاری لازم را با وی داشته و بر اساس یک برنامه زمانبندیشده حقوق کارگران را پرداخت کند.
وی با بیان اینکه برنامهای که مدیر کارخانه در نظر دارد اصلاً به نفع کارگران نیست افزود: چند ماه اجاره مسکن و وامهای خود را پرداخت نکردهام و الان مدیرکارخانه بهگونهای برنامهریزی کرده که در اردیبهشتماه فقط حقوق یک ماه را پرداخت کند و پس از آن هر ماهی ۱۰۰ هزار توان از حقوق ما را پرداخت کند که هیچ دردی از ما را درمان نمیکند.
کارگر کارخانه پارسیلون عنوان کرد: کارگران پارسیلون گرسنه هستند، ما مشکلات معیشتی داریم و الان چندین ساعت است در مقابل استانداری تجمع کردهایم ولی کسی پاسخگو نیست. بهتر میتوان گفت لرستان استان تعطیلی است و مقامات استان همیشه در تعطیلی به سر میبرند.
***
بیکاری ۳۰۰۰کارگر بدنبال تعطیلی ۲۰۰ واحد سنگبری
رئیس هیئت مدیره کانون سنگ ایران گفت: ۲۰۰ واحد سنگبری در استان لرستان تعطیل و ۳۰۰۰ کارگر در این حوزه بیکار شده است.
به گزارش۳۰فروردین تسنیم،محسن غیاثوند اظهار داشت: در حال حاضر ۵۵۰ واحد سنگبری در سطح استان لرستان وجود دارد که حدود ۲۰۰ واحد از آنها تعطیلشده و مابقی نیز زیر ۳۰ درصد ظرفیت خود مشغول کار هستند.
وی با اشاره به اینکه ۱۰ درصد واحدهای سنگبری کشور در استان لرستان وجود دارد افزود: ۲۷ درصد سنگ کشور نیز در واحدهای سنگبری استان لرستان تولید میشود.
رئیس هیئت مدیره کانون سنگ ایران مجموع کارگرهای واحدهای سنگبری استان لرستان را ۱۰ هزار نفر برشمرد و عنوان کرد: این ۱۰ هزار نفر به معنای اشتغال ۳۶ درصد در حوزه صنعت استان است.
وی به مشکلات واحدهای سنگبری لرستان اشاره کرد و گفت: متأسفانه اکنون حدود ۳ هزار نفر از کارگران واحدهای سنگبری این استان بیکار شدهاند.
غیاثوند بیان کرد: صادرات سنگ در لرستان تقریباً ۲۰ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته که این امر سبب شده تا واحدها انگیزهای برای کار کردن نداشته باشند.
وی عمده ترین مشکل واحدهای سنگبری را رکود دانست و تصریح کرد: از دیگر مشکلات این واحدهای سنگبری قوانین مالیاتی (ارزشافزوده و نحوه دریافت آن)، جرائم تصاعدی، عدم دسترسی به بازارهای جهانی، نبود پایانههای صادراتی، خام فروشی، نبود آموزش، نبود سرمایه در گردش و مشکلات گشایش اسناد اعتباری LC است.
***
بیکاری ۲۰۰کارگرکارخانه ارج درپی توقف خط تولید
خط تولید لوازم خانگی ارج از ابتدای سال جدید تعطیل است و حدود ۲۰۰ کارگر باسابقه این کارخانه به بیمه بیکاری معرفی شده اند.
به گزارش۳۰فروردین ایلنا،کارخانه لوازم خانگی ارج که مدتهاست مانند بسیاری از صنایع قدیمی و باسابقه کشور حال و روز خوشی ندارد، از ابتدای سال جاری به طور کامل خط تولید را متوقف کرده است.
این برند قدیمی لوازم خانگی که دیرزمانی از سالهای اوجش در دهه های ۵۰ و ۶۰ نمیگذرد، ماههاست که نفسهای آخرش را میکشد و این روزها کارگران متخصص و باسابقه این کارخانه در صف دریافت بیمه بیکاری ایستادهاند و در انتظار نوبت به سر میبرند.
یکی از کارگران این کارخانه میگوید: با حدود دویست کارگر باسابقه در بهمن و اسفند سال گذشته تسویه حساب شده است و فقط حدود نیمی از آنها توانستهاند بیمه بیکاری بگیرند و دیگران همچنان مشغول کاغذبازی و رفت و آمد به تامین اجتماعی هستند.
این کارگر که نزدیک ده سال سابقه کار فنی در خط تولید ارج دارد وضعیت کارخانه را اینگونه توصیف میکند: خط تولید این واحد تولیدی متوقف شده است و از آن همه کارگر شاغل در آن کارخانه بزرگ قدیمی فقط حدود ۶۰ نفر کادر اداری باقی ماندهاند. بیشتر اداریها هم، کارگرانی هستند که قرار است به زودی بازنشسته شوند.
از قرار معلوم برندهای ایرانی این روزها از مرحمت رکود و بحرانهای پی در پی بازار در حال محو شدند و ارج نیز که جزئی فراموش نشدنی از نوستالوژی سالهای کودکی و نوجوانی نسل میانسال ایرانی است، انگار این روزها به معنای واقعی به انتهای خط رسیده است…
***
۳۰ کارگر کارخانه عرف ایران اخراج شدند
۳۰کارگرکارخانه عرف ایران دراول فروردین ماه سال جاری از کاراخراج شدند.
به گزارش۳۰فروردین ایلنا،کارگران این واحد صنعتی واقع در تهران افزودند: این اخراج در تاریخ اول فرودین ماه سال جاری صورت گرفته و در حال حاضر همکاران اخراج شده آنها برای پیگیری مطالبات مزدی خود در اداره کار شکایتی را مطرح کرده اند.
این کارگران با یادآوری اینکه جدا از تعدیلهای اخیر هنوز نزدیک به ۳۰کارگردر این واحد مشغول کارند، افزودند: این تعدیلها در راستای کاهش هزینه ها صورت گرفته و باعث شده است تا همکاران باقیمانده آنها از بابت امنیت شغلی خود احساس خطر کنند.
کارگران اخراجی کارخانه عرف ایران در ادامه گفتند: در حال حاضر این واحد تولید کننده علائم فنی وترافیکی به بهانه نامطلوب بودن شرایط تولید هنوز فعالیت خود را برای سال ۹۵ آغاز نکرده است و همین مسئله باعث نگرانی همکاران باقیمانده آنها شده است.
کارگران اخراجی عرف ایران درباره مطالبات معوقه خود میگویند؛ کارفرما بیشتر مطالبات کارگران اخراجی وشاغل کارخانه را پایان سال گذشته پرداخت کرده اما آنچه کارگران طلب دارند حق بن یک ساله ۹۴ است که هنوز به هیچ یک از کارگران پرداخت نشده است.
***
تجمع معلمان بازنشسته مقابل مجلس
اتحادیه آزاد کارگران ایران : امروز دوشنبه ۳۰ فروردین بیش از چند صد نفر از معلمان باز نشسته برای مطالبات صنفی خود مقابل مجلس تجمع اعتراضی بر گزار کردند. این تجمع که با تجمع کارگران باز نشسته فولاد اصفهان,کرمان,همزمان بود یک جمعیت چند هزار نفری را در جلوی مجلس تشکیل داد.
معلمان باز نشسته که از سکوت به نتیجه ای نرسیده بودند امروز با فریاد شعارهایی: چون,,خط فقر سه میلیون,حقوق ما یه میلیون بیمه رایگان برای باز نشستگان بیمه رایگان,حق مسلم ماست,, معیشت,منزلت حق مسلم ماست بی عدالتی چرا؟ عدالت,عدالت سکوت را شکستند و این بار با فریاد خواستار مطالبات خود شدند. شعار ها وپلاکارد هایی هم که بیان خواسته های برحق معلمان باز نشسته بود در گویاست.
طبق گزارشات رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران تجمع امروز بدون در گیری با خواندن بیانیه ای پایان یافت,اگر چه محیط کاملا امنیتی بود وبه تعداد نیروهای مسلح در لحظات پایانی افزوده می شد. لازم به تذکر میباشد یکی از همکاران مسن,که گویا با گوشی اش مشغول عکس گرفتن شد توسط یکی از افراد نیروی انتظامی کتک خورد که با عکسل العمل جمعیت روبرو گردید. همکارانش که اورا دوره کرده واز جلوی معلمان وکارگران دور کردند سعی میکردند از طرف همکارشان به نوعی عذر خواهی کنند،میگفتند :همکار ما اشتباه کرد نباید با یک آقای مسن این جوری رفتار میکرد و….
از طرف مجلس نماینده اردبیل آمد تا برای معلمان سخنرانی کند،آنقدر معلمان،کارگران یک صدا او را هو کردند که او با بدرقه هو با محافظینش وماشین های مخصوصشان مجبور به ترک از آنجا کردند. .تجمع تا حدود یک وسی دقیقه ادامه داشت.
اتحادیه آزاد کارگران ایران
۳۰ فروردین ۹۵
***
تجمع اعتراضی تاکسیداران خرم آباد مقابل استانداری لرستان
امروز۳۰فروردین،عدهای از تاکسیداران خرمآباد نیز در محل استانداری لرستان حضور یافته و اعتراض خود را از عدم نظارت تاکسیرانی و حمل و نقل استان بیان کردند.
به گزارش۳۰فروردین تسنیم،تاکسیداران درونشهری از زحمتکشترین اقشار جامعهاند که هر روز ملزم به ارائه خدمات مورد انتظار جامعه با کمترین چشمداشت هستند این افراد از مشکلات و سختیهای کار خود همیشه گلایهمند هستند، اگر پای درد دل آنها بنشینی دل پردردی از مزد کم، درآمدهای ناچیز با ساعتهای طولانی کار در سرما و گرما، ترافیکهای سنگین، خیابانهای کمعرض و نامناسب و رقابتهای فشرده با خودروهای مسافرکش شخصی دارند.
یکی از رانندگان ناوگان حمل و نقل مسافری بینشهری خرمآباد اظهار داشت: با وجود مشکلات اقتصادی که در کل کشور ایجاد شده، ناوگان حمل و نقل عمومی سهمیه بنزین داشتیم که در دولت تدبیر قطعشده و برای مسافربرهای ناوگان حمل و نقل عمومی و شخصی یک نرخ محاسبه میشود.
وی افزود: رانندگان بینشهری ناوگان حملونقل عمومی برای گرفتن مجوز بالغ بر۱۸ کارت باید بگیرند و برای دریافت کارت سلامت، قوانین مقررات اخلاق و دفترچه کار سالانه ۸۰۰ هزار تومان باید بپردازیم ولی متأسفانه در میدان بسیج راننده شخصی بدون هیچگونه مجوز امنیتی حداقل روزی چهار سرویس رفت و آمد میکند.
راننده ناوگان حملونقل مسافری بینشهری خرمآباد عنوان کرد: جایگاه رانندگان ناوگان حملونقل عمومی ترمینال شرق خرمآباد مناسب نیست و رانندگان باید از صبح تا شب منتظر مسافر بمانند.
یکی دیگر از رانندگان ناوگان حمل و نقل مسافر بینشهری خرمآباد اظهار داشت: تاکسیرانی خرمآباد و حمل و نقل استان هیچگونه نظارتی در جایگاههای تاکسی ندارند.
وی افزود: از صبح تا غروب فقط منتظر مسافر میمانیم و مسافربرهای شخصی در سطح شهر مشغول حمل مسافر هستند که باید مسئولان از حمل مسافر توسط خودروهای شخصی جلوگیری کنند که متاسفانه کسی نظارت نمیکند.
راننده ناوگان حمل و نقل مسافر بینشهری خرمآباد عنوان کرد: با این وضع موجود نمیتوانیم اقساط خودرو خود را پرداخت کنیم وهیچ خدماتی از طرف اداره حملونقل و راهنمایی و رانندگی داده نمیشود حتی استهلاکی نیز برایمان در نظر نمیگیرند.
***
تجمع اعتراضی متقاضیان مسکن فرهنگیان مقابل استانداری زنجان
امروز۳۰فروردین،فرهنگیان در مقابل استانداری زنجان به دلیل تاخیر در تحویل پروژه یک هزار و ۱۹۶ واحدی فرهنگیان پونک تجمع کردند.
به گزارش۳۰فروردین موج رسا،احداث پروژه یک هزار و ۱۹۶ واحدی فرهنگیان زنجان در حدود ۱۰ سال به طول انجامیده و متقاضیان که از طولانی شدن بهرهبرداری و تحویل واحدها به ستوه آمدند برای اعتزاض خود در مقابل استانداری تجمع کردند.
پروژه یک هزار ۱۹۶ واحدی مسکن فرهنگیان از سال ۸۵ در زنجان کلید خورده است و این پروژه در ۱۶ بلوک در زمینی به مساحت ۴۴ هزار و ۱۰۰ متر مربع و ۱۳۰ هزار مترمربع زیربنا با شرکت تأمین مسکن فرهنگیان بسته شد.
عملیات ساخت این پروژه در شهریور سال ۸۶ آغاز شده تا سال ۸۸ پروژه پیشرفت چندانی نداشت تا اینکه پس از مدتها وقفه در احداث واحدهای مسکونی و عدم انجام تعهدات پیمانکار برای تحویل پروژه در موعد مقرر، شرکت تأمین مسکن فرهنگیان از ادامه پروژه کنارگذاشته شد و در سال ۹۱ این پروژه به شرکت بتن کاوه واگذار شد.
معترضان پروژه یک هزار و ۱۹۶ واحدی پونک اعتراض خود را این چنین عنوان میکنند که در این ۱۰ سال این پروژه تحویل داده نشده و هر روز بهانه ای مختلفی را مطرح میکنند.
آنها میگویند هنوز این واحدها تحویل داده نشده اما وامها اقساط بندی شده و وام ۲۰ میلیون تومانی را ۳۰ میلیون تومان کردند و ۹ میلیون تومان نیز سود مشارکت به آن تعلق گرفته است.
این معترضان میگویند بیشتر این فرهنگیان مستاجر هستند و با این درآمد چگونه هم وام پرداخت کنند و هم اجاره خانه بدهند.
یکی از این معترضان در مورد آورده متقاضیان میگوید همه متقاضیان آورده نقدی دارند که از ۱۴ میلیون تومان تا ۲۵ میلیون تومان بوده است.
آنها میگویند در این مدت ۱۰ سال از مسئولان مربوطه قولهای واهی شنیدهاند و خواستارند که شخص استاندار پاسخگوی این مشکل فرهنگیان باشد.
از حرفهای معترضان گویا این واحدها قرار بوده در فروردین ماه سال ۹۵ به متقاضیان تحویل داده شود ولی با ادعای برخی از معترضان هنوز بیش از ۵۰ درصد کار پروژه مانده است.
یکی از معترضان در این خصوص اداره مسکن و شهرسازی را به عنوان داوری بین فرهگیان و پیمانکار میداند که در روند پروژه هیچ دخالتی ندارد و میگوید در اداره مسکن و شهرسازی کسی به حرفمان بها نمیدهد.
یکی دیگر از فرهنگیان در مورد انتظار ۱۰ ساله خود میگوید ۱۰ سال است که مستاجر هستم و در حال حاضر نیز از یک طرف اقساط بانکی که بدون اینکه مسکن تحویل داده شده را باید پرداخت کنم و از طرف دیگر ماهیانه اجاره خانه بپردازم.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار

کسانی که قرار است به عنوان “پلیس نامحسوس اخلاقی” فعالیت کنند
اعلام آغاز فعالیت “گشت نامحسوس” در تهران، واکنشهای بسیاری بهدنبال داشت. رسانهها میپرسند این افراد برچه مبنایی انتخاب و آموزش داده میشوند و کدام ماده قانونی به پلیس اجازهی استفاده از چنین نیروهایی را داده است.
یک روز بعد از آنکه اعلام شد در دور جدید فعالیت “گشت اخلاقی” در تهران، هفت هزار “مامور مخفی” به کار “گشت نامحسوس” مشغول خواهند شد تا با “بدحجابی، کشف حجاب داخل خودرو،مزاحمت برای نوامیس و سگگردانی” برخورد شود، گروهها و رسانهها واکنشهای بسیاری به این خبر نشان دادند.
حسین ساجدینیا، فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ،روز دوشنبه(۳۰ فروردین ماه) به خبرنگاران گفت که این “نیروهای نامحسوس” بهشیوهی “پیامکی” فعالیت خواهند داشت. او گفت:«ماموران نامحسوس گشت امنیت اخلاقی بلافاصله با مشاهده موارد تخلف، پلاک خودرو را با سیستم پیامکی به ماموران پلیس اطلاع داده و این مرکز بلافاصله با فرد خاطی تماس گرفته و به وی اعلام میکنند که در چه روزی به پلیس مراجعه کند.»
نیروی انتظامی درحالی اعلام کرد این نیروها “فعالیت نامحسوس” دارند که تصاویری از این نیروها در رسانهها منتشر شده است و این سوال برای بسیاری مطرح است که چطور قرار این این نیروها “نامحسوس” و “ناشناس” باشند، اما تصاویر برخی از آنها منتشر شده است؟
روزنامهی “همشهری” روز سهشنبه(۳۱ فروردین ماه) در مطلبی با عنوان “چند پرسش از پلیس” نوشت: «چه تدبیری برای راستیآزمایی گزارشهای این افراد اندیشیده شده است؟ آیا این احتمال وجود ندارد که این افراد گزارشهای غیرواقعی رد کنند؟
چرا تصویری از تعدادی از این ماموران منتشر شده است؟ این موضوع که با فعالیت نامحسوس این افراد تعارض دارد!»
این روزنامه همچنین از مقامات پلیس خواستار شد تا توضیح دهند شیوهی شناسایی، جذب و آموزش این افراد چگونه و براساس چه معیارهایی خواهد بود.
نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام کرد که شمار این “نیروهای نامحسوس” که برخی از آنها مرد و برخی زناند، هفت هزار نفر است. مقامات پلیس اعلام کردند شهروندان بدانند که این افراد “حق برخورد با شهروند” را ندارند و وظیفهی آنها تنها گزارش “تخلف” به ماموران پلیس است.
“در قانون دادرسی چیزی به اسم پلیس نامحسوس نداریم”
بهمن کشاورز، حقوقدان، در یادداشتی که در روزنامهی “شرق” منتشر کرد، تاکید کرد که در قانون آیین دادرسی کیفری کشور چیزی به اسم “پلیس نامحسوس” وجود ندارد و این افراد نمیتوانند “ضابط قانون” محسوب شوند.

پلیس شمار نیروهای “گشت نامحسوس” را هفت هزارنفر اعلام کرده است.
این حقوقدان در این یادداشت تاکید کرد:«مقام قضائی نیز که معمولا بازپرس است، باید پس از احراز وجود دلیل کافی، فرد موردنظر را احضار کند و این احضار در صورتی که بدون وجود دلیل کافی باشد، تخلف مقام قضائی محسوب خواهد شد.»
واکنش کاربران شبکههای اجتماعی
بلافاصله بعد از آنکه خبر آغاز بهکار “گشت نامحسوس امنیت اخلاقی” منتشر شد، کاربران شبکههای اجتماعی به این خبر واکنشهای اغلب منفی نشان دادند. هشتگی با عنوان “گشت-ارشاد” ساخته شد و کاربران بسیاری خاطرات خود از رویارویی با ماموران گشت ارشاد نوشتند و تجربهی بازداشت و توهینهایی که متحمل شدند.
برخی کاربران انتقاد کردند که حاکمیت ایران بهدنبال “جاسوسپروری” است و مردم را علیه یکدیگر میشوراند. آنها “گشت نامحسوس” را مصداق کاملی برای ترویج “بیاعتمادی” شهروندان بهیکدیگر دانستند.
کاربری در “توییتر” نوشت:« خواه ناخواه از حالا بهبعد به هر زن چادری با شک و تردید نگاه میکنم.»
یک وبلاگنویس نوشت:«من نمیدانم آیا مسئولان مملکتی و طراح این ایدهی بسیار زشت ذرهای به اثرش فکر کردند؟ نتیجهی کار اشتازی، بزرگترین سازمان پرورش مامور مخفی در دنیا چی شد که الان حکومت به فکر آلمانشرقیسازی از ایران افتاده است؟»
جمهوری اسلامی با وجود بهکارگیری تمامی ابزارهای لازم و صرف بودجهی کلان، بیش از سه دهه است که با مشکل اجرایی کردن حجاب کامل اسلامی روبرو است و هنوز نیز به واسطه نافرمانی مدنی زنان نتوانسته هدف خود را عملی سازد.
از: دویچه وله
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
سایت ملیون ایران: برخلاف ابراز نظر آیت الله علی خامنه ای و فرماندهان سپاه علیه برجام یک و دو و سه، روحانی ضمن دفاع از برجام یک ابراز داشت: “ما برجام دو را ادامه میدهیم و باید بدانیم برجام دو، برجام اخلاقی است”.
ایلنا: رییس جمهور در پاسخ به منتقدان توافق هستهای گفت: برجام، افتخار سیاسی و حقوقی برای تاریخ ملت ایران ثبت کرد
به گزارش خبرنگار سیاسی ایلنا، حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی در بیست و ششمین سفر استانی خود، در ورزشگاه تختی شهر سمنان و در جمع مردم این استان با سلام و درود به مردم ایثارگر و فداکار سمنان و جوانان و ایثارگرانی که با نثار جانشان برای ایران افتخار آفریدند، گفت: استان سمنان برای من یادآور دوران کودکی و نوجوانی است.
او افزود: در روایات مختلف به مناسبتهای مختلف از استان سمنان و قومس یاد شده است و پارچه استان سمنان از قدیم به عنوان نوعی پارچه مرغوب شناخته میشده است، بنابراین این استان تاریخی کهن، شهری صد دروازه و مورخان و شعرا و ادبای فراوانی داشته است؛ از مرحوم آیتالله العظمی شاهرودی که مرجع عظیمالشان گرفته تا بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی و علامه حائری سمنانی و… همه اهل سمنان بودهاند.
رییسجمهور به تیپ قائم اشاره و تصریح کرد: این تیپ در دوران دفاع مقدس زحمات بسیاری کشیدند و در جبهههای مختلف سرآمد بودند.
روحانی با اشاره به شرایط امروز کشور، اظهار داشت: دولت یازدهم در زمان اوج اسلامهراسی و ایرانهراسی و اوج تحریمها و اوج تورم و رکود و بیکاری و عدم ثبات بازار کار خود را آغاز کرد، گفت: این بیثباتی باعث ایجاد تردید در ذهن مردم شده بود، اما ملت بزرگ ایران تصمیمی تاریخی گرفت تا اسلام هراسی و ایرانهراسی قدرتهای بزرگ جهانی را با شکست مواجه کند؛ ملت ایران تصمیم گرفت همه فشارها را یکی پس از دیگری حلوفصل کند، لذا از ملت بزرگ ایران تقدیر و تشکر میکنم که در طول این سیویک ماه همواره کنار دولت و نظام بودهاند و پاسخگوی ندای رهبری بودهاند؛ امروز نیز از فرازی که پیش رو داشتیم، تقریبا به قله آن نزدیک شدهایم.
رییس کابینه تدبیر و امید افزود: ملت ایران توانست با قدرت خودش تمام قطعنامههای تحریمی فصل هفت علیه ایران را از بین ببرد تا همه قطعنامه لغو شود و به آنها که میگویند برجام برای ما چه کرده است، باید بگویم برجام افتخار سیاسی و حقوقی برای تاریخ ملت ایران ثبت کرده است.
او ادامه داد: چه کسی فکر میکرد شش قطعنامه شورای امنیت و ۱۲ قطعنامه شورای حکام برای همیشه به زبالهدان تاریخ انداخته شود؟ مگر مردم ما یادشان رفته که فروش نفت ایران که به عنوان قدرت اقتصادی در صحنه بین المللی حضور داشت را به نصف آن تقلیل دادند! مگر مردم شاهد آن نبودند که کشتیرانی به سمت بنادر ایران تحریم شد و کالاها باید به بندر کشور دیگر میرفت و با لنج به ایران حمل میشد و هیچ پولی از طریق بانکی به کشور دیگر صادر و وارد نمیشد رفته بودیم به قرن ۱۹. همه چیز از طریق صرافیها حل و فصل میشد و کانالهای بانکی به روی ایران بسته شده بود.
رییس جمهور با بیان اینکه رسانهها اخلاق را مدنظر قرار دهند، تصریح کرد: انتقاد از دولت اشکالی ندارد، نقد دولت لازم است، اما آشوب و هرجومرج رسانهای را ملت ما نمیپسندد چراکه هجمههای غیراخلاقی برخی رسانهها در شأن ملت بزرگ ایران نیست.
رییس دولت یازدهم گفت: اگر حمایت شما مردم دلاور ایران نبود، نمیتوانستیم این موفقیتها را بدست آوریم و برای من جای تعجب است که برخی میخواهند القاء کنند ملت ایران پیروز نیست و آمریکا پیروز است، برای من جای تعجب است برخی میگویند دیپلماتهای ایرانی پیروز نیستند و صهیونیستها پیروزند! کجا رفت غیرت دینی و ایرانی ما؟
روحانی گفت: چرا نمیخواهیم واقعیتها برای مردم روشن شود؟ چرا از موفقیت ملت ایران ناراحتیم و نمیخواهیم برابر عظمت ملت ایران سر فرود آوریم؟ آمریکا و صهیونیسم عظمت دارد، یا ملت عزیز ما؟
رییس دولت تدبیر و امید با یادآوری اینکه به حول قوه الهی زنجیرهای تحریم را گسستهایم، خاطرنشان کرد: امروز روابط بانکی با بانکهای جهان یکی بعد از دیگری گشوده میشود. هر کشوری میرویم، اولین قرارداد ما ارتقای روابط بانکی با دیگر کشورهاست. با هر مقام خارجی آمد، اولین قرار داد ما بانکی بود، یادمان باشد وقتی ویرانی رخ میدهد بازسازی زمان میبرد.
روحانی با بیان اینکه امروز با دستاورد برجام، موانع از پیش پای ملت ایران برداشته شده است، گفت: مسیر و راه فعالیت تجار، بازرگانان و صادرکنندگان ایرانی باز شده، اما در عین حال برای اینکه سرمایهگذاران خارجی و کمپانیهای خارجی به ایران وارد شوند، نیاز به زمان داریم.
او گفت: سه ماه از برجام گذشته و برخی فکر میکنند ۳۰سال گذشته است، اما میبینیم در همین مدت ۳ماه گشایشهای عظیمی برای کشور ایجاد شده است.
رئیس جمهور افزود: کسانی که ۳ماه پیش میخواستند به یک کشور خارجی پرواز کنند، گاهی مجبور بودند به دلیل اینکه آن کشور اجازه سوختگیری به هواپیمای ایرانی نمیدادند، مجبور بودند ابتدا به یک کشور دیگری برای بنزین گرفتن هواپیما رفته و بعد به مقصد اصلی برود؛ اما امروز این موانع برطرف شده است.
رییس شورای عالی اقتصاد کشور با بیان اینکه در شرایط فعلی، هر روز میبینیم تعدادی از کمپانیها و بخش خصوصی خارجی وارد ایران میشود، گفت: مگر کمپانیهای بزرگ دنیا بیکارند که اینقدر در ایران مذاکره کنند؟ طبیعی است وقت شرکتهای بزرگ جهانی برای آنها قیمت دارد. چرا نمیخواهیم واقعیت را بپذیریم؟
روحانی با بیان اینکه صادرات نفت ما قبل از اجرای برجام ۱میلیون بشکه بود، اما امروز از ۲میلیون بشکه افزایش یافته است، گفت: ما جایگاهمان در بازار نفت که ناروا گرفته بودند، پس گرفتیم، گفت: امروز کیک زرد خریداری میکنیم و اورانیوم و آب سنگین به فروش میرسانیم و این مواردی است که دو سال پیش به عنوان کارهای ممنوعه برای ایران شناخته میشد، اما امروز مسیر برای ما باز شده است.
او افزود: برخی اقلام حساس صنعت نفت و پتروشیمی که تا ۶ماه پیش به قیمت گزاف میخریدیم امروز برخی به نصف قیمت برخی به یکسوم قیمت و برخی به یک دهم قیمت میخریم. یا برخی کالاها را مجبور بودیم بدون چانه فقط از یک کشور بخریم، اما امروز دهها کشور به قیمتهای مناسب قصد فروش آن اقلام را به ایران دارند.
روحانی با بیان اینکه برجام ثمره همت ملت ایران و هدایتهای مقام معظم رهبری است، گفت: امروز در مقطعی هستیم که بعد از برداشته شدن تحریمها باید از این فضا استفاده کنیم؛ رقابتها و جناحبندی در انتخابات اشکالی ندارد چون دوران شعار است و مردم پای صندوق آرا میخواهند شرکت کنند اما حالا که امروز انتخابات در بخش بزرگی کشور تمام شده و انشاءالله مردم مثل ۷ اسفند پای صندوق آرا خواهند شتافت.
رئیس جمهور تاکید کرد: نقد برجام زمانی درست بود که تصویب نشده بود، اما امروز که رهبری و نهادهای دیگر تصویب کردهاند باید از این فضا استفاده کنیم. همه ما باید برادرانه و منسجم برای ساختن ایرانی آباد تلاش کنیم. دولت منتخب شما به حول و قوه الهی در تمام میدانها چیزی را کم نخواهد گذاشت. در سازمان کنفرانس اسلامی که ۵۶ کشور حضور داشتند، یکی دو کشور به دنبال آن بودند که صحنه را جوری نشان دهند که ایران را دشمن آرامش منطقه نشان دهند، اما در سرتاسر این کنفرانس و در همه نطقها و سخنرانیها آن کاری که میخواستیم انجام دادیم و به همه گفتیم دشمن دنیای اسلام، تروریسم و صیهونیسم است. سرتاسر کنفرانس فضایی بود که از ایران تجلیل شد. عظمت این ملت جایگاه خود را در جهان خواهد داشت و روز به روز بیشتر و بیشتر خواهد شد. امروز زمانی است که در فضای بعد از برجام باید به دنبال اخلاق و اقتصاد باشیم.
روحانی افزود در ایام نوروز که به مناسبت سال نو با مراجع تلفنی صحبت میکردم، یکی از آنان به من گفت امسال سعی کنید که سال برجام اخلاقی باشد و ما باید در این سال اخلاق و ادب و راستگویی را همواره مدنظر قرار دهیم، ما برجام دو را ادامه میدهیم و باید بدانیم برجام دو، برجام اخلاقی است.
رئیس جمهور تاکید کرد: امسال سال اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل است، برنامههای دولت در این زمینه نیز ابلاغ شده است. برنامههایی که درباره آن با پشتوانه مطالعه شده است و امسال برنامه اقتصاد مقاومتی را همه کنار هم اجرا میکنیم.
روحانی گفت: اقتصاد مقاومتی به این معناست که ما بتوانیم صادرات غیر نفتی را به نسب واردات غیر نفتی بالا ببریم. سال گذشته بعد از سالها صادرات غیر نفتی بر واردات پیشی گرفت و این افتخار بزرگ برای ملت ایران بود. باید صادرات غیرنفتی را افزایش دهیم و این معنای اقتصاد مقاومتی است.
رئیس جمهور تاکید کرد: امسال ده میلیون تن گندم از کشاورزان خریداری میکنیم. ما سال به سال در زمینه غذا به سمت خودکفایی حرکت کردیم. در بسیاری از زمینهها اقتصاد ما به سمت خود کفایی و خود اتکایی رسیدیم و در زمینه شکر و گوشت قرمز و تخم مرغ به تراز تجاری رسیدیم لذا شرایط بسیار خوبی داریم.
او گفت: اقتصاد خارجی به معنای ورود سرمایه خارجی در کشور است، این موضوع از فروردینماه شروع شده است. رئیس جمهور قزاقستان که هفته پیش به ایران آمده بود ۶۶ سند با ایران امضا کرد که ۵۵ سند آن مربوط به بخش خصوصی است.
روحانی در بخش دیگر سخنان خود به مسائل استان سمنان اشاره کرد و بیان اینکه استان سمنان یکی از استانهای استراتژیک ایران است، افزود: یکی از کارهای بزرگ که با سرمایهگذاری خارجی انجام میشود، برقی کردن قطار تهران – مشهد است که سمنان و شاهرود هم از این مسئله بهره خواهند برد که اعتبار ۲ میلیارد دلار در این زمینه موافقت شده است. اولین راه آهن حومه تهران – ورامین و گرمسار بوده که به زودی عملی خواهد شد.
رییس دولت یازدهم با بیان اینکه سمنان چهارراه اتصال شمال به جنوب و شرق به غرب کشور است، گفت: برای این اتصالات در این سفر تصمیمهای خوبی گرفتهایم؛ برای اتصال سمنان به فیروزکوه و سیمیندشت و شاهرود به منطقه شمال و همینطور دامغان به معلمان تصمیمهایی اتخاذ شده که اعلام خواهد شد.
او با بیان اینکه باید این چهارراه استراتژیک را بسازیم تا استان سمنان جایگاه خود را بیابد، گفت: در مجموع در این سفر ۳۵۰میلیارد تومان به بحث حمل و نقل اختصاص دادیم؛ همه این اعتبارات برای سال ۹۵ و ۹۶ است و انشاءالله اجرایی و عملیاتی خواهد شد.
رئیسجمهور گفت: به غیر از مسئله حملونقل یکی از مسائل مهم استان سمنان، مسئله آب است؛ اینجا سرزمینی در کنار کویر مرکزی و با بارندگی کم است و متوسط بارندگی در آن ۱۳۰میلیمتر است؛ به همین جهت نیاز دارد هم برای استفاده صنعت و کشاورزی از آب کافی و مناسب، اقدامات لازم را انجام داد.
او افزود: چند طرح مربوط به سدسازی در استان سمنان انجام خواهد گرفت و یک سد نیز مشترک استان سمنان و مازندران با اعتبار دولتی ایجاد خواهد شد که بیشتر آب آن به استان مازندران و بخشی از آب آن به استان سمنان اختصاص خواهد یافت.
روحانی گفت: البته مشکل آب غیر از یکی دو استان، در تمام استانهای کشور وجود دارد و این میطلبد که از آب درست استفاده کرده و در کشاورزی از سیستمهای آبیاری مدرن استفاده کنیم.
رییس جمهور با بیان در همین سفر اعتبار مناسبی برای بحث کشاورزی اختصاص دادیم، گفت: باید بهرهوری آب را افزایش داده و از آبِ فاضلابها برای کشاورزی استفاده کنیم.
او خاطرنشان کرد: برای طرح انتقال آب از دریاچه خزر به استان سمنان نیز بحثهای فراوانی شده است؛ ما این مسئله را در ظرف ماههای آخر سال گذشته مورد بحث و بررسی قرار دادیم؛ سازمان محیطزیست را نیز مکلف کردم که مطالعات مربوط به آن را انجام داده و بعد از شناسایی اشکالهای، حدود ۸۰درصد آنها برطرف شده است.
رئیسجمهور گفت: هم آب سمنان و هم مسائل محیطزیستی آن برای ما اهمیت دارد و باید به هر دو توجه کرد؛ هم میتوان آب خزر را انتقال داد و هم مشکلات زیستمحیطی مورد توجه قرار گیرد.
او افزود: البته انتقال آب از دریاچه خزر به استان سمنان با سرمایه بخش خصوصی صورت خواهد گرفت، کما اینکه انتقال آب خلیج فارس به استانهای یزد و کرمان با سرمایه بخش خصوصی انجام میگیرد؛ اگر نیاز به اعتباری از صندوق توسعه ملی داشت، ما کمک خواهیم کرد. دریاچه سمنان با کمک دولت حسابشده برنامههایش تکمیل خواهد شد، ضمن اینکه دولت خود را موظف به کمک میبیند تا به همت بلند مردم سمنان، شاهد پیشرفت قابل توجه در این استان باشیم.
روحانی خاطرنشان کرد: استان سمنان نباید محل عبور گردشگران باشد، این استان باید مقصد گردشگری هم باشد چراکه سمنان استعدادهای زیادی برای جذب گردشگر دارد. باید صنعت گردشگری را در این استان فعال کنیم.
رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه به جز گردشگری به دیگر صنایع هم توجه میکنیم، متذکر شد: گردشگری نباید مورد غفلت قرار گیرد. کویر زیبا و آثار باستانی این استان باید محل بازدید گردشگران قرار گیرد و به همین دلیل یکی از تصمیمهای ما ارائه تسهیلات برای شش هتل این استان است. دولت هم کمک میکند زمینه لازم برای گردشگری فراهم شود.
رییس دولت یازدهم به توجه دولت به مسائل هایتک و فناوریهای نوین اشاره و تصریح کرد: سمنان استان فناوری است و باید پردیسها و فناوریهای نوین فعال شود. با منطقه ویژه اقتصادی شرایط برای صادرات و واردات فراهم میشود و شاهد حرکت سریع سمنان خواهیم بود که ثمره آن اشتغال برای پسران و دختران جوان خواهد بود.
روحانی در بخش پایانی سخنان خود اظهار داشت: در این سفر ۶۷ طرح و پروژه افتتاح میشود که با اعتبار ۹۲۷ میلیارد تومان در سالهای ۹۵ و ۹۶ اجرایی خواهد شد.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
ستایش قریشی، دختر ۶ ساله افغان، ۲۲ فروردین از خانه خارج شد، اما پس از ربوده شدن، مورد تجاوز قرار گرفت و به قتل رسید
گزارشهای شهروند خبرنگاران از تهران حاکی از برخورد شدید نیروی انتظامی با افرادی است که قصد داشتند در مقابل سفارت افغانستان، برای “ستایش” دختر ۶ ساله افغان شمع روشن کنند. خبرگزاری ایسنا نیز با انتشار خبر دستگیری افغانهای حاضر در تجمع، وقوع “درگیریهایی پراکنده” را تایید کرده است.
به دنبال تجاوز به یک دختر خردسال افغان در ورامین و قتل او توسط یک نوجوان ۱۷ ساله، موجی از ابراز نفرت از این واقعه و همدردی با خانواده قربانی در شبکههای اجتماعی به راه افتاد و فراخوانی برای تجمع مقابل سفارت افغانستان در غروب روز دوشنبه شکل گرفت.
از تهران خبر میرسد که نیروی انتظامی با برگزاری این تجمع مخالفت کرده و حاضران مجبور به ترک محل شدهاند. برخی کاربران فضای مجازی از برخورد شدید پلیس، بازداشت و استفاده از گاز اشک آور خبر داده و برخی دیگر میگویند صرفا رفتارها توهین آمیز بوده و منجر به برخورد و بازداشت نشده است.
به گزارش خبرگزاری ایسنا دلیل برخورد نیروی انتظامی با حاضران، نداشتن “مجوز” بوده است.
عکسهایی مخابره شده که نشان میدهد برخی حاضران در مقابل سفارت پس از متفرق شدن توسط پلیس به پارکی در آن نزدیکی رفته و برای ستایش شمع روشن کردهاند. اما گویا پلیس از ادامه این مراسم هم جلوگیری کرده است.
بسیاری از کاربران ایرانی شبکههای اجتماعی با اعتراض به این رفتار پلیس، آن را با رفتار پلیس در قبال حمله به سفارت عربستان در تهران مقایسه کردهاند.
ستایش قریشی، دختر شش ساله افغان، روز ۲۲ فروردین ماه برای خرید بستنی در روستای خیرآباد ورامین از خانه خارج شد، اما پسر ۱۷ ساله همسایه او را ربود و پس از تجاوز به قتل رساند. رسانهای شدن این ماجرا با واکنش گسترده کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی مواجه شده است.
از: صدای آمریکا
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
به گفته محمدرضا خاتمی نامه کروبی نشانهای از این است که پرونده سال ۱۳۸۸ بر خلاف تصور جناح حاکم بسته نشده است. علی مطهری نیز ضمن مخالفت با حصر، خواستهای مطرحشده در نامه کروبی را منطقی توصیف کرده است.
نامه مهدی کروبی به حسن روحانی رئیس جمهور همچنان بازتاب قابل اعتنایی در محافل سیاسی و رسانهها دارد.
در تازهترین واکنشها، محمدرضا خاتمی، رهبر سابق حزب مشارکت و معاون مجلس ششم این نامه را نشانه شکست روشهایی میداند که جناح مسلط حکومت در برخورد با معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در پیش گرفت.
به گفته خاتمی «عده ای بودند که فکر می کردند با روشهایی که در سال ۸۸ اعمال شد میتوانند به اهداف از پیش تعیین شده برسند و قصه را آنگونه که خودشان می خواهد تمام کنند. این اتفاق نیفتاد،؛ نامهای که آقای کروبی نوشتند منهای اینکه قبول داشته باشیم یا نه؛ نشان میدهد هنوز آتشی زیر خاکستر وجود دارد که اگر با درایت و تدبیر و عقلانیت ننشینیم تا این موضوع را حل کنیم معلوم نیست کجا زبانه بکشد و چه چیزهایی را بسوزاند.»
مهدی کروبی، رئیس مجلس ششم و نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ به سبب اعتراض به نتیجه اعلامشده این انتخابات که به ابقای محمود احمدینژاد در مقام ریاست جمهوری منجر شد، از ۵ سال پیش همراه با میرحسین موسوی و زهرا رهنورد مشمول حصر خانگی شده است.
کروبی در نامه اخیرش به حسن روحانی نوشته که «نه طلب رفع حصر دارم و نه این کار را در اختیار شما می دانم.» او خواهان برگزاری دادگاهی علنی شده است «تا ادله خود مبنی بر تقلب انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ و مهندسی انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و آنچه بر فرزندان این کشور در بازداشتگاه های قانونی و غیر قانونی گذشت را تشریح کند.»
کروبی گفته است که حکم صادره از این محکمه را با “جان و دل پذیرا” خواهد شد و “بدون در نظر گرفتن حق تجدید نظر” از آن استقبال خواهد کرد.
التهابی که ادامه دارد
محمدرضا خاتمی در مصاحبه خود با سایت جماران، خواست کروبی را “مظلومانهترین” رفتار یک فرد گرفتار حصر دانسته و اصل نامه را نشانهای از آن میداند که به رغم همه فشارها از التهاب کاسته نشده است: «شخصی بر خلاف قانون گرفتار شده است همه حرفش هم این است تکلیف من را مشخص کنید و نیازی هم به رافت و شفقت شما ندارم هر حکمی هم دادید می پذیرم. نمی دانم مظلومانه تر از این رفتار میتواند وجود داشته باشد یا نه؟! اما همانگونه که قبلا گفتم ورای واکنشهای احساسی، باید فهمیده شود که علیرغم همه فشارها، از التهاب قبل کاسته نشده است.»
او جناح مسلط حکومت را به احتراز از روشهای خشونتبار و تبلیغات و آوردن ” عِدّه و عُدّه” فراخوانده و ابراز امیدواری کرده که آنها به این نتیجه برسند که جز گفتوگو راه دیگری برای برخورد با مشکلات و مطالبات وجود ندارد.
خاتمی در بخش دیگری از مصاحبه خود مجلس را در ایران فاقد اختیارات لازم در تاثیرگذاری و تصمیمگیری میداند و میگوید: « واقعیت سیاست داخلی این است که سنگ تراز و شاقول سیاست داخلی در مجلس نیست؛ در بخش های دیگر حاکمیت است… شما مثلا فرض کنید مجلس قانون احزاب را درست کند، قانون رسانهها را درست کند، آزادیها را تعریف کند، نمیتواند! چون ما جاهای دیگری هم داریم. اصلا معلوم نیست در این مسائل که حساسیت های زیادی وجود دارد مجلس آینده خیلی توفیقی به دست بیاورد… وقتی در مسائل ایجابی وارد می شویم متأسفانه ساختار سیاسی کشور به گونهای است که نمایندگان مردم در این عرصه حرف اول را نمی زنند.»
“استدلالهای نابهجا”
رهبر سابق حزب مشارکت اما تصریح میکند که مجلس دهم شاید در زمینه ایجاد محملی برای مفاهمه و گفتوگو بتواند کارآیی داشته باشد: «این مجلس ولی میتواند مجلس مفاهمه باشد تا ارتباطی که وجود ندارد و گفت و گویی که شکل نگرفت در درون مجلس شکل بگیرد.»
همزمان علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس نهم نیز در مقام حمایت از خواست کروبی در نامهاش برآمد. مطهری در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفته است: «مهمترین مسئلهای که در نامه رئیس مجلس ششم ذکر شده، درخواست او برای محاکمه علنی در یک دادگاه صالح است… این یک مطالبه منطقی است و باید به آن پاسخ مثبت داده شود».
مطهری که قبلا نیز چندین بار مبانی قانونی حصر سه رهبر معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ را به چالش کشیده، در این مصاحبه نیز استدلال کسانی را که میگویند حکم دادگاه سختتر از حصر خواهد بود، رد کرده و افزوده است: « باید حرفها و دفاعیات شنیده شود و مشخص شود چه عواملی موجب بروز چنان رفتارهایی از آنها شد و شروعکننده چه کسی بود. اینها طبعاً اتهام آنها را سبکتر میکند. علاوه بر این که اساساً حصر خانگی بدون حکم قضایی خلاف قانون اساسی است
از: دویچه وله
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
سایت ملیون ایران: بیچاره آن آوارگان کشور سوری که بجای کشور آلمان گذارشان به جمهوری اسلامی افتاده و به آنجا پناه برده اند. مقایسه ای بین شرائط زندگی این پناهندگان به کشور آلمان و امکانات مادی و مزایائی که به آنها تعلق میگیرد (محل اقامت، بیمه پزشکی، مدرسه و کودکستان برای بچه ها) با خانواده ای که باید در تهران با گدائی در زیر یک پل شکم بچه ها را سیر کند، تفاوت را بین «رئوفت اسلامی و استکبارخونخوار!» نشان میدهد. تازه در این مقایسه تعداد پناهجویان سوریه ای به آلمان از مرز یک میلیون نفرگذشته است را منظور نکرده ایم!
به ما گفتند ایرانیها دلسوزند، آمدیم
یک دستش کاغذ پرسشدهای است و دست دیگرش محکم در دست دختربچهای گره خورده؛ روی شیشه سمت راننده تاکسی، برگه را میچسباند، بدون اینکه لبهایش به حرفی تکان بخورد، کمی سر را کج میکند.
سر ظهر زیر پل حافظ است، باد ملایمی میآید. از گرما خبری نیست. راننده برگه را نگاه میکند: «من آواره سوری هستم، از شما مسلمانان تقاضای کمک دارم.» دست راننده میرود سمت داشبورد و یک هزاری میگذارد کفِ دست «حسون»؛ موهای کرک مانندی، پشت لب و صورت حسون درآمده، سنی ندارد، سرش را به نشانه تشکر تکان میدهد و میرود سمت آن یکی خودرو. دخترکِ کنارش، موها را از بالا بسته، بستنی که دستش است قطره قطره روی کف خیابان و کفشهایش میچکد. «الیف» خواهرش است. سرش را که میچرخاند، مرا میبیند. فارسی بلد نیست؛ حتی یک کلمه. با او عربی حرف میزنم. میپرسم: «از کجا آمدهای؟ سوریه؟»
با لهجه سوری، جواب میدهد:
بله.
از کجای سوریه؟
ما از حلب آمدیم.
چند وقت است؟ چطور آمدید ایران؟
٢٠روزی میشود. با خانوادهام آمدیم. ما یک خانواده ١٠نفره هستیم. زمینی از ترکیه آمدیم.
چطور توانستید وارد ایران شوید؟ پلیس جلوی شما را نگرفت؟
ما قبلش ترکیه بودیم، بعد از جنگ، همه چیز را از دست دادیم، خانههایمان خراب شده بود و جایی نداشتیم، ما هم به سمت ترکیه رفتیم. دوماهی آنجا ماندیم، اما هیچکس زبان ما را نمیفهمید، همه چیز هم گران بود و شرایط زندگی برایمان سخت شده بود. یکی از اقواممان که ایران زندگی میکند، به ما گفت برویم ایران. به ما گفتند ایران کشور مسلمانی است، دلشان به حال شما میسوزد و کمکتان میکنند. ما هم به سمت ایران راه افتادیم. با اتوبوس آمدیم و ٢روز در راه بودیم. پلیس به ما کاری نداشت. حتی موقع ورود به ایران ُمهری به گذرنامهمان زد، اما همه فامیلمان هنوز ترکیه هستند.
وارد ایران که شدید، مستقیم به تهران آمدید؟
بله، مردم به ما گفتند بروید تهران.
حالا کجا زندگی میکنید؟
وارد تهران که شدیم، به ما گفتند برویم جای زیارتی،. ما هم رفتیم. حالا همان جا، مکانی را اجاره کردیم و زندگی میکنیم. شبی ۵٠هزارتومان کرایه میدهیم.
اعضای خانوادهات کجا هستند؟ پدر و مادرت؟
پدرم مریض است، دیابت دارد. نمیتواند بیرون برود. مادرم در جنگ کشته شد. الان هم با ۶ خواهر و یک برادرم و خانوادهاش همان جا زندگی میکنیم. خواهرها و برادرم هم همین اطراف هستند، آنها هم از مردم کمک مالی میگیرند. ما هیچ پولی نداریم، دست خالی آمدیم. باید خرج غذا و اجاره خانهمان را درآوریم.
با این کاری که میکنید، خرجتان درمیآید؟
یک روز خرجمان درمیآید، یک روز نه. از وقتی آمدیم تهران، خیلی شرایطمان سخت است، ما دنبال این هستیم که کار پیدا کنیم و خانه بگیریم.
نگران خواهرهایت در این کشور غریب نیستی؟ زبان فارسی هم که بلد نیستند.
نه، خدا آنها را نگه میدارد. چارهای نداریم.
اینجا، خیابان حافظ را چطور پیدا کردی؟ اقوامتان اینجا را نشانتان دادند؟
نه. همینطور اتفاقی آمدیم اینجا. اقواممان کمکی به ما نکردند.
میدانی این خیابان اسمش چیست؟
نه، فقط میدانم آنجا اسمش علاءالدین است.
«حسون» ١٣سالش است، با دست آن طرف خیابان را نشان میدهد. «الیف» خواهرش دستهایش را بالا میگیرد تا حسون بغلش کند. حسون یک کلمه هم فارسی نمیداند، نه فقط او که هیچکدام از خواهرانش که تا آن طرف پل حافظ، لابهلای خودروها، دنبال کمکهای مردمی هستند. با همان کاغذهای پرسشده. کاغذهایی که نوشته رویش را یک روحانی برایشان نوشته: «داشتم نماز میخواندم که این روحانی را دیدم، ازش خواستم برایم چیزی بنویسد تا مردم به ما کمک کنند. او هم نوشت.» «حسون» اینها را میگوید. سر و وضعشان، خیلی مرتب نیست. هر روز، یک ساعت در راه هستند تا خودشان را به پل حافظ برسانند. خودش و خواهرانش و برادرش. عروسشان هم هست: «این زندگی خوب نیست، ما هر روز میآییم اینجا و از مردم کمک میخواهیم، کارمان خوب نیست. خجالت میکشیم هر روز در خیابان هستیم و دست جلوی مردم دراز میکنیم، مردم هم خیلی کمک نمیکنند.» از او درباره اقامتشان در ایران میپرسم، میگوید: «ایران جای خوبی است، اما برای ما غریب است، کسی اینجا زبانمان را نمیفهمد.»
به جز خانواده شما، افراد دیگری هستند که مثل شما از مردم کمک بخواهند؟
بله، خانوادههای سوری زیاد هستند. همه وضع مالیشان بد است. ما آواره جنگیم. چیزی نداریم.
درحلب چطور زندگی میکردید؟
وضعمان خوب بود، اما بعد از جنگ چیزی برای ما باقی نماند.
برای گرفتن کمک به سفارت سوریه یا جایی که بشود از آنها کمک گرفت، رفتهاید؟
نه، جایی نرفتیم. سفارت ترکیه رفتیم که به ما گفتند باید برای برگشت به ترکیه، ویزا بگیریم.
درحال حرفزدن بودیم که «نِسرین» آمد. دختری ریزنقش با لباس عربی و شالی مشکی. چشمان ریز سبزش، درصورت گندمگونش، جلبتوجه میکرد. اصلا شبیه ٢٠سالهها نبود. همسر برادرِ حسون است، او هم فارسی نمیداند: «تو رو خدا به ما کمک کنید، من یک دختربچه کوچک دارم، میخواهم برایش پوشک بخرم.» پولی از جیبم درمیآورم و میدهم: « ما تازه از سوریه آمدیم، دنبال جایی برای اجاره کردن میگردیم. با خانواده حسون آمدیم.» میپرسم: «خانوادهات کجا هستند؟» جواب میدهد: «همه ترکیه هستند، ما نماندیم چون زندگی آنجا سخت بود. دولت ترکیه فقط به ما غذا میداد. ما کار و جا میخواستیم.»
کسبه پل حافظ، این متکدیان را خوب میشناسند. از دو سه هفته پیش، آنها را زیر پل میبینند که لابهلای خودروها، درخواست کمک مالی میکنند. ظهر که میشود، یکی یکی، سر از اغذیهفروشیها درمیآورند. غذا میخواهند. ساعت دو، سه ظهر که میشود، همهشان جمع میشوند و میروند. «۶، ۵نفری میشوند، بینشان چند پسر و دختر ٢٠ساله هم هست.» این را صاحب یکی از اغذیهفروشیهای حافظ میگوید: «ما گاهی به آنها کمک میکنیم، اما هر روز که نمیشود.»
کمی آن طرفتر، در پیادهراه، چند کودک کار با شیشه پاککن و دستمال، ایستادهاند، دو سه هفتهای است که برایشان رقیب پیدا شده: «فقط اینجا گدایی میکنند، چیزی نمیفروشند.» این را یکی از آنها میگوید.
دیگری ادامه میدهد: «بیشترشان سمت بازار هستند، ناصرخسرو، کوچه مروی.» از آنجا تا کوچه مروی راه زیادی نیست. عصر اول هفته، کوچه رو به خلوتی میرود.
چند مرد بارکش کنار جدول نشستهاند، یکیشان میگوید: «این بچهها همه جا هستند، زیاد هم شدهاند. از آنها پرسیدم کجایی هستید گفتند، اهل سوریه.»
آن یکی مغازهدار است: «پیش ما زیاد میآیند، ما هم گاهی کمکشان میکنیم، اما کاش اینها را جمع کنند.»
در شلوغی پیادهراه، از آنها اثری نیست. یکی از کسبه میگوید: «اینها همیشه نیستند، معمولا سر ظهرها پیدایشان میشود.»
از: آفتاب
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
بهمن احمدی امویی، دانشآموختهی اقتصاد، روزنامهنگار و زندانی سیاسی سابق است. از آقای امویی که سابقهی همکاری با روزنامههایی چون جامعه، صبح امروز، توس، نوروز، شرق و سرمایه را در کارنامهی خود دارد، تاکنون کتابهایی چون “اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی” و “مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند” نیز منتشر شده است.
بهمن احمدی امویی همچنین اخیراً همکار یک طرح پژوهشی در ایران دربارهی دستفروشان بوده است؛ به همین بهانه، به سراغ او رفتیم. آقای امویی در گفتگو با خط صلح ضمن اشاره به اینکه در حال حاضر ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار دستفروش و فروشندهی خیابانی در سراسر کشور وجود دارد، میگوید: ” تا ۱۰ یا ۱۵ سال پیش، کسانی که به سمت دستفروشی میرفتند، اغلب افرادی بودند که دستفروشی را به عنوان شغل دوم و سوم خود انتخاب میکردند اما در حال حاضر ۳۰ درصد از جمعیت دستفروشان، شغل اولشان دستفروشی است و این نشان دهندهی عمق و اوج فاجعه در حوزهی اقتصاد و ناتوانی مردم از کسب درآمد به روش رسمی است.”
وی معتقد است که هم دستفروشان و هم مغازهداران در جایگاه حقی نشستند ولی به دلیل اینکه دیدگاه مناسبی ندارند، با هم درگیر شدند درحالی که درگیری و انتقادشان باید به حاکمیت در جهت ناتوانی در ادارهی اقتصاد و ایجاد فرصتهای جدید شغلی باشد.
جناب امویی، به نظر شما چه عواملی موجب پدیداری دستفروشی میشود و در واقع دستفروشی در پاسخ به چه ضرورتهایی شکل گرفته و گسترش یافته است؟
بر اساس پژوهشی که اخیراً با چند تن از اساتید و کارشناسان این حوزه انجام دادهایم، میتوان گفت که دستفروشی به نوعی عکسالعمل بخشی از مردم در برابر نابهسامانیهای حوزهی اقتصاد و یک راه حل مردمی برای اشتغال است؛ در مواقعی که کارآفرینان، سرمایهداران و دولت توان ایجاد شغل ندارند.
تقریباً میتوانیم بگوییم، در طی پنج-شش سال گذشته اقتصاد ما توان اشتغالزایی نداشته است. در دو سال آخر دولت احمدینژاد رشد اقتصادی منفی بود و زمانی که رشد اقتصادی منفیست، این مفهوم را میرساند که حتی برخی از افراد شغل خودشان را هم از دست میدهند. در این دو-سه سال اخیر و در دولت آقای روحانی هم که مسئولان بارها اعلام کردهاند که ما در رکورد اقتصادی به سر میبریم. زمانی هم که اقتصاد در رکورد است، توان زایش و تولید شغل جدید را تقریباً به حد صفر میرساند. بنابراین وقتی شما در پنج سال متوالی، با شرایطی روبهرو شوید که اقتصادتان در عرصهی ملی توانایی ایجاد فرصتهای شغلی جدیدی را ندارد، به مردم، به ویژه طبقات متوسط و طبقات پایینتر، فشار وارد میشود. در نتیجه اولین اقشاری که به این سمت حرکت میکنند، مغازهداران و واحدهای صنفی توزیعی هستند که به کارهایی نظیر مسافرکشی، دستفروشی و حتی اخیراً مواردی مثل نوازندگی خیابانی کشیده میشوند. بر این اساس در واقع مهمترین عامل، ناکارآمدی ساختار اقتصادی است.
طبق نتایج پژوهش شما و یا دیگر تحقیقات، آیا میشود برآوردی از تعداد دستفروشان داشت؟
کارشناسانی که در این حوزه تحقیق کردند، برآورد کردهاند که بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار دستفروش و فروشندهی خیابانی در سراسر کشور وجود دارد که با سرمایهای کمتر از دو میلیون تومان، شروع به کار کردند. همچنین آمارها حاکی از آن است که حدود ۸۰ درصد این افراد، سرپرست خانوار هستند.
به نظر میرسد که در ماههای اخیر، درگیری و تعارض بین مغازهداران-بازاریان و دستفروشان بالا گرفته است و این در حالیست که شاید بتوان مدعی شد تا به حال شاهد چنین درگیریهایی در این سطح نبودیم؛ علت چیست؟
علت، -همان طور که اشاره کردم-، ناتوانی اقتصاد در حدود حداقل پنج سال در ایجاد فرصتهای شغلی جدید است. در نتیجهی این ناتوانی، جامعه به یکباره با حجم عظیم و انبوهی از افراد مواجه شد که به سمت دستفروشی هجوم آوردند. تا ۱۰ یا ۱۵ سال پیش، کسانی که به سمت دستفروشی میرفتند، اغلب افرادی بودند که دستفروشی را به عنوان شغل دوم و سوم خود انتخاب میکردند اما در حال حاضر ۳۰ درصد از جمعیت ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفری دستفروشان، شغل اولشان دستفروشی است و این نشان دهندهی عمق و اوج فاجعه در حوزهی اقتصاد و ناتوانی مردم از کسب درآمد به روش رسمی است.
قبل از این بازهی زمانی، مغازهداری و یا همان واحدهای صنفی توزیعی، رونق داشت و برآورد میشد حدوداً به ازای هر ۱۵ تا ۲۰ ایرانی یک واحد صنفی داریم؛ به این معنا که تقریباً هر خانواده برای خودش یک مغازهای دارد. بعد از آن مردم به سمت مسافرکشی رفتند. کمی بعد که هزینهها بیشتر شد، به سمت دستفروشی کشیده شدند. اگرچه بخشی از این دستفروشی هم فصلی و به مناسبت آغاز مدارس، سال نو و مواردی از این قبیل است و در این ایام ما شاهد دستفروشان بیشتری هستیم.
در واقع از آنجایی که بر تعداد دستفروشان، و خصوصاً کسانی که دستفروشی شغل دائمیشان است، افزوده شده، لذا منافع صاحبان مغازه با آنها در تضاد افتاده است؛ مغازهدارانی که همان کالاها را میفروشند منتها با قیمتهای بیشتر. تقریباً عموم مردم ایران، در رفت و آمدهای روزانهشان، با دستفروشان مواجهاند و از آنها خرید میکنند. بارها هم مشاهده شده که کالایی که دستفروشان عرضه میکنند، از نظر کیفیت تفاوت چندانی با کیفیت همان کالا در مغازهها ندارد اما مغازهدار شغلش رسمیتر است و مالیات و هزینههای دیگری از قبیل عوارض شهرداری و غیره را باید بپردازد در صورتی که دستفروش این هزینهها را نمیپردازد. هر دوی اینها هم در جایگاه حقی نشستند؛ یعنی هم دستفروش و هم مغازهدار ولی به دلیل اینکه دیدگاه مناسبی ندارند، با هم درگیر شدند درحالی که درگیری و انتقادشان باید به حاکمیت در جهت ناتوانی در ادارهی اقتصاد و ایجاد فرصتهای جدید شغلی باشد.
بسیاری از این دستفروشان را بازنشستگان، زنان خانهدار، جوانان تحصیلکرده و جوانانی که فاقد سرمایه و تجربهی کاری هستند، تشکیل میدهند. این افراد مورد کمترین حمایتهای اجتماعی لازم قرار دارند و بدون توانایی در ادارهی معیشت خود و خانوادهشان به دستفروشی رو آوردهاند؛ این افراد که رانده شده از جامعه محسوب میشوند، حق زندگی دارند و صرفاً میخواهند با حداقلی از درآمد زندگی خودشان را ادامه بدهد. از آن طرف هم مغازهداران به دلیل ساختارهای صنفی و اتحادیههایی که دارند قدرت چانهزنی بالاتری دارند و طبیعتاً مقامات شهرداری و حتی مقامات انتظامی تامین کنندهی نظم را بیشتر میتوانند مجاب کنند و به دلیل همین توان چانهزنی، آنها را به سمت منافع خودشان بکشانند و این تقابل، باعث میشود که در نهایت دستفروشان و فروشندگان دورهگرد و سیار ضرر ببینند و مورد برخورد قرار بگیرند.
در نظر داشته باشید که شهرداریها در طی این سالها تحت عنوان طرحهایی مثل سامان دادن مشاغل غیر رسمی و یا تعیین کردن محلهایی برای دستفروشان، خواستهاند که آنها را سامان بدهند اما به دلیل اینکه، کارِ کارشناسانه صورت نمیگیرد و محلهایی که به دستفروشان اختصاص میدهند، ممکن است از نظر این افراد محلهای چندان مناسبی نباشد، آنها مجبور اند که همچنان در خیابان پراکنده باشند و کار خودشان را ادامه دهند که این مسئله باعث ایجاد درگیریهایی بین مغازهداران و دستفروشان و هم مسئولین شهرداری با دستفروشان شده است.
در بسیاری از کشورها، برای حل چنین تعارضاتی و دستیابی به یک توافق که منافع هر دو طرف را هم تامین نماید، زمینهی گفتگو و مذاکره ایجاد میشود. دستیابی به چنین چشماندازی در کشور ما تا چه حد قابل پیش بینی است و اساساً چه نهادی میتواند مسئول ایجاد چنین توافقی باشد؟
مذاکره در صورتی اتفاق میافتد که شما به عنوان دستفروش، یک صنف و یا اتحادیهای داشته باشید. در حال حاضر که هیچ نهادی اعم از شهرداری و یا نیروی انتظامی و یا اتحادیههای صنوف مختلف مغازهداران، دستفروشان را به رسمیت نمیشناسد، خودشان هم اتحادیه ندارند و افرادی هم در اطرافشان نیست که بخواهند به کمک آنها تشکیل اتحادیه بدهند. ضمن اینکه از نظر سیاسی و اجتماعی هم ایجاد اتحادیه با موانع و معضلاتی روبهرو است. در نتیجه دستفروشان یک جمع پراکندهی گستردهای، با منافع مشترک هستند که این جمع چون نمایندهی مشخصی ندارد، بنابراین کسی هم نیست که از حق آنها دفاع کند. با این اوصاف، به نظر نمیرسد که چنین چشم اندازی قابل پیش بینی باشد.
در این رابطه شاید فقط بحث رسانهای کردن موضوع و اینکه درگیریهای موجود خبری شود، به نوعی بتواند وجود دستفروشان را به مقامات تصمیم ساز اطلاع دهد تا بلکه آنها در این رابطه فکری کنند. وگرنه برای مذاکره باید کسی باشد که از طرف شما مذاکره کند اما هیچ کسی از سمت آنها نیست که پای میز مذاکره بنشیند و بخواهد منافع آنها را در حین مذاکره در نظر بگیرد و در تامین آن بکوشد.
البته باید گفت که مسئلهی دستفروشی در همهی دنیا با شدت و ضعف وجود دارد و احتمالاً در کشورهای دیگر یک بخش، گروه یا سازمانی، این افراد را نمایندگی میکند یا این افراد زیرمجموعهی یک اتحادیه و انجمنی هستند، منتها در ایران چنین چیزی وجود ندارد.
مسئولان معتقدند که طرح جمعآوری دستفروشان میتواند انضباط شهری را در مناطق مهم تهران برقرار کند. نظر شما در این خصوص چیست؟
امکان جمعآوری که وجود ندارد و اگر فکری برای اقتصاد کشورمان نشود که توان ایجاد فرصتهای شغلی جدید و با امنیت و دوامدار را تامین کند، ممکن است که این تعداد ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفری که اشاره کردم، بیشتر هم شود. اگر ما سرانهی هر خانوار در ایران را ۴ نفر در نظر بگیریم، نزدیک به یک و نیم تا دو میلیون نفر از طریق دستفروشی ارتزاق میکنند، حذف و نادیده گرفتن این تعداد از افراد غیرممکن است. البته شاید بشود که سر و سامان داد اما شهرداریها نشان دادند که در این زمینه ناتوان هستند و نمیتوانند چنین کاری را انجام دهند و پروژههایی که در این زمینه اجرا میکنند، دائماً با شکست مواجه میشود.
برخی کارشناسان معتقدند که شهرداریها -حداقل در شهر تهران-، سیاستهایشان در زمینهی جلب توجه سرمایه داری تجاری و بازاری است و بخش عمدهای از فضای شهری را در اختیار آنها قرار دادهاند و کمترین فضای ممکن را نه تنها به دستفروشان که برای رفت و آمد مردم در نظر گرفتهاند. لذا ما همواره بین رفت و آمد مردم و دستفروشی که کنار خیابان مینشیند، در تعارض هستیم؛ در نتیجه به بهانهی سد معبر با این افراد برخورد میشود. بر اساس همین سیاست، کمکم شهر تهران به سمتی پیش میرود که دیگر هیچ فضای عمومی برای رفت و آمد وجود نداشته باشد و تمامی فضاها به خیابان و یا موسسات تجاری و اداری اختصاص پیدا کرده است. با این حساب، عمدهی سیاستها به نفع آن گروه است و نه تنها این بخش محروم از جامعه، مردمی هم که از این فضای عمومی استفاده میکنند، نادیده گرفته شدند.
جناب آقای امویی، تبعات برخورد و جمعآوری دستفروشان را چه میدانید و این طرحها چه چالشهایی را پیش رو دارد؟
این کار مسلماً ناهنجاریهای اجتماعی را افزایش میدهد. همان طور که اشاره کردم، دستفروشی در ۱۰-۱۵ سال گذشته به عنوان شغل دوم و سوم در نظر گرفته میشده اما در حال حاضر به شغل اول تبدیل شده است و این آسیبپذیری خانوارهای ایرانی را نشان میدهد. شما اگر این شغل را هم از دستفروش بگیرید، طبیعتاً او باید سراغ شغل پستتری برود که غیررسمیتر و زیر زمینیتر هم است. در نتیجه تبعات منفی دیگری را هم در حوزههای اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی به بار میآورد و این امر غیرقابل انکار است. شما تنها کافیست که این روند را یکبار دیگر مرور کنید؛ شغل افرادی از مغازهداری به رانندگی و سپس به دستفروشی و نوازدگی دورهگرد تبدیل شده است، علاوه بر اینکه جایگاه این نوع مشاغل، از شغل دوم و سوم، به شغل اول افراد رسیده است. این روند کاملاً نشان دهندهی افت استاندارهای زندگی بخشی از جامعهی ایران است. از طرفی، با توجه به اینکه گفته میشود، نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ درصد(البته آمارها مختلف است) از جامعهی ایران زیر خط فقر و یا در معرض خط فقر قرار دارد، اگر فشار اقتصادی بیشتر شود و یا ما روشهای فردی را برای حذف این شغلها به کار بگیریم، به طور طبیعی افراد، هرچه بیشتر به سمت رفتارهای زیر زمینی کشیده میشوند که این رفتارها تبعات خاص خودش را هم در پی خواهد داشت.
در این رابطه به نظر شما راه حل درست -و نه سادهترین راه حل ممکن که معمولاً به کار گرفته میشود-، چه میتواند باشد؟
راه حل فقط توانمند سازی اقتصاد کلان و ملی کشور است چرا که اگر این توانمندسازی صورت بگیرد، خواه و ناخواه تعداد کسانی که وارد جرگهی دستفروشی میشوند، کم خواهد شد و بسیاری از افرادی که در حال حاضر هم دستفروشی میکنند، به سمت شغلهای رسمی میروند. نگاه باید به این سمت باشد که توان تولید شغل در کشور را افزایش داد. ما نیاز داریم که حداقل سالی یک میلیون شغل ایجاد کنیم. اقتصادی که سالانه بین پنجاه هزار تا دویست هزار شغل ایجاد کند که اقتصاد نیست و در دنیای امروز اصلاً نمیتوان در مورد آن حرفی زد. این رقمها نشان دهندهی ناتوانی کامل آن اقتصاد است. اگر شما نتوانید این کار را بکنید، باید هم منتظر باشید که تعداد دستفروشان روز به روز بیشتر شود؛ حالا در برخی فصلها بیشتر و در برخی فصول کمتر و یا در بعضی از شهرها بیشتر و در دیگر شهرها کمتر اما امکان نادیده گرفتن آن وجود ندارد.
با تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.
از: ماهنامه خط صلح
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا درباره وضعیت حقوق بشر در ایران را «ادعاهای رکیک و نادرست» و «توهینهای ناروا» خواند و از ستاد حقوق بشر این قوه و وزارت خارجه خواست تا به ادعاهای مطرح شده در این گزارش «سطر به سطر» پاسخ دهند.
به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، صادق آملی لاریجانی روز دوشنبه ۳۰ فروردین تاکید کرد که هر کشوری «ارزشها و هنجارهای خاص خود» را دارد و آمریکا «حق ندارد معیارهای غلط و اومانیستی خود را به دیگران تحمیل کند».
وی ادعاهای مطرح شده در این گزارش درباره مرگ زندانیان را «سخن نامربوط» خواند و گفت که «مرگ و میر زندانیان به ویژه افراد مسن و برخی افراد گرفتار به مواد مخدر موضوعی تقریباً ممکن در همه زندانها است».
رییس قوه قضاییه افزود: «البته اثبات اینکه ممکن است برخی از مرگها بر اثر شکنجه باشد موضوع دیگری است که صرفاً یک ادعاست و بدون دلیل نمیتوان آن را پذیرفت».
آقای لاریجانی «صدور حکم اعدام برای قتل» را رد کرد و گفت: «در قوانین جمهوری اسلامی ایران اعدام برای قتل نداریم بلکه این قصاص است که نوعی حق است، حقی است که اولیای دم دارند و لزوماً همیشه این حق اعمال هم نمیشود… بنابراین مجازات اعدام برای قتل، یک سخن سخیف است».
وزارت خارجه آمریکا در گزارش سالانه خود، از نقض حقوق بشر در ایران از جمله محدودیتهای شدید علیه آزادیهای مدنی، محدودیت در امکان انجام انتخاباتی آزاد از طریق صلحآمیز و در فرایندی عادلانه و استفاده فزاینده از حکم اعدام برای نوجوانان و یا جرایمی که حتی به عنوان «جرایم جدی» شناخته نمیشوند، به عنوان مهمترین مشکلات حقوق بشری در ایران نام برده است.
آملی لاریجانی در حالی مرگ زندانیان بر اثر شکنجه را «سخن نامربوط» خوانده که در سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره مرگ برخی از افراد در بازداشتگاهها بر اثر عوارض شکنجه منتشر شده که از جمله آنها مرگ ستار بهشتی، کارگر وبلاگنویس، بوده است.
همچنین در گزارش پزشکی قانونی، علت مرگ «محمد کامرانی» «امیر جوادیفر» و «محسن روحالامینی» زندانیان بازداشتگاه کهریزک در سال ۸۸، ضربه به «نسوج نرم بدن» ۷۲ ساعت قبل از مرگ و شرایط بد نگهداری اعلام شده بود.
همچنین گزارشهایی درباره مرگ برخی از زندانیان از جمله هدی صابر و اکبر محمدی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زمان اعتصاب غذا منتشر شده است.
رییس قوه قضاییه در ادامه سخنان خود ادعای وزارت خارجه آمریکا درباره صدور حکم اعدام به اتهام «توطئه علیه امنیت ملی» و «اهانت به مقامات عالیرتبه کشور» را «دروغ» خواند.
وی گفته است: «در این گزارش ادعا شده که دشمنی با خدا نیز حکم اعدام در پی دارد، در حالی که اشاره آنها به بحث فقهی و حقوقی محاربه است که شرایط خاص خود را دارد».
این اظهارات نیز در حالی بیان میشود که قوه قضاییه ایران بارها برای افرادی که درباره دین اسلام اظهارنظر کرده یا مطالبی نوشتهاند، حکم اعدام صادر کرده است که برخی از این احکام در دیوان عالی کشور نقض شده است.
به عنوان نمونه، پس از اعدام محسن امیراصلانی، زندانی عقیدتی در زندان رجاییشهر در روز دوم مهرماه ۹۳، خانواده و برخی از دوستان آقای اصلانی اعلام کردند که وی به دلیل اتهاماتی چون «ارائه تفسیر جدید از قرآن، توهین به حضرت یوسف و بدعت در دین» اعدام شده است.
بر اساس گزارش وزارت خارجه آمریکا قوانین جمهوری اسلامی برای مواردی مانند «محاربه»، «فساد فیالارض»، «اقدام علیه امنیت ملی» یا حتی اتهامهایی مانند توهین به آیتالله خامنهای و آیتالله خمینی، حکم اعدام در نظر گرفته است. در عین حال از اتهام «محاربه با خدا» برای صدور حکم اعدام برای زندانیان سیاسی نیز استفاده میشود.
آقای لاریجانی روز دوشنبه همچنین در واکنش به انتقاد وزارت خارجه آمریکا از صدور احکام اعدام در ایران برای قاچاقچیان مواد مخدر گفت که «کشورهای غربی به جای تشویق ایران در این مبارزه ما را مورد هجمه قرار میدهند».
وزارت خارجه آمریکا با اشاره به برآوردهای «مرکز اسناد حقوق بشر ایران» شمار اعدامها در سال ۲۰۱۵ میلادی را ۹۶۴ مورد عنوان کرده است، «احکامی که بنا بر گزارشها، بسیاری از آنها در روندی بدون در نظر گرفتن اصول اولیه دادرسی صادر شدهاند».
مقامات جمهوری اسلامی اعلام میکنند که «۹۰ درصد» آمار مجازات اعدام در ایران مربوط به جرایم مواد مخدر است و برخی از نمایندگان مجلس از تهیه طرحهایی برای لغو اعدام قاچاقچیان غیر مسلح خبر دادهاند.
در همین حال زید رعد الحسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، روز پنجشنبه، ۲۶ فروردین، با انتشار بیانیهای، از ایران خواسته بود تا زمان تصمیمگیری مجلس در خصوص قوانین مربوط به مجازات قاچاقچیان مواد مخدر، از اعدام این محکومان خودداری کنند.
از: رادیو فردا
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
# پرویز_کاظمیu202c، وزیر رفاه دولت # احمدی_نژادu202c، دل پری از # رئیس_جمهورu202c پیشین# ایرانu202c دارد، با حرارت خاصی از او حرف می زند، بی پرده و صریح انتقاداتش را بیان می کنند، انتقاداتی که بی شک نشر آنها برای ما شاید خط قرمزی رسانه ای محسوب شود.
او واهمه ای ندارد از اینکه بگوید احمدی نژاد راحت # دروغu202c می گفت و مدیریت بلد نبود، اینکه نباید انقدر با او مصالحه می شد، او حتی به سخنان علی لاریجانی درباره رییس جمهور سابق هم گریزی می زند و می گوید« لاریجانی گفت من مانده ام احمدی نژاد چه پدیده ای است». کاظمی هراندازه منتقد احمدی نژاد است، با احترام از آیت الله # هاشمیu202c یاد می کند. آیت الله ای که از قضا چاپ قدیمی کتاب خاطراتش هم در بین کتاب هایش خودنمایی می کرد.
**********************************
۲ ساعت کنکاش در خاطرات و مرور دوران وزارت کاظمی در دولت احمدی نژاد پر از سخنان جالب و تیترگونه برای ما بود. آنجا که گفت«احمدی نژاد باج هم می داد»، «مشایی آدم معمولی بود و تعطیل بود»، «احمدی نژاد در مقابل روحانیت ایستاد»، «رفتارهای احمدی نژاد پیروی از رهبری را نشان نمی داد»،«احمدی نژاد مجلس را در راس امور نمی دانست» و …
مشروح گفتگوی نامه نیوز با پرویز کاظمی وزیر رفاه دولت نهم را در ادامه مطالعه فرمایید؛
************************************
اولین بار آقای احمدی نژاد را کجا دیدید؟
در ریاست جمهوری. سیدمهدی هاشمی از دوستان اخوی شهید من بودند. ایشان پس از آنکه رای نیاورد از مشکلاتش برایم گفت که من هم به ایشان گفتم اگر بخواهید من میتوانم کمکتان کنم. بعد از آن جلسهای با مهدی هاشمی، مجتبی ثمره هاشمی و احمدینژاد داشتم و دیدگاههایم را مطرح کردم.
…….
سال ۸۴ به چه کسی رای دادید؟
آقای هاشمی.
………
احمدینژاد میدانست به هاشمی رای دادید؟
شاید در برخوردهایم حس میکرد. البته دور اول به آقای هاشمی و دور دوم به آقای # احمدینژادu202c رای دادم. حدس من این بود که آقای احمدینژاد رای میرود.
……….
چطور ممکن است فردی که در دور اول به آقای هاشمی رای داده، در دور دوم به احمدینژاد رای بدهد؟ الان از این رای پشیمان نیستید؟
به آقای احمدینژاد گفتم من به چند دلیل با شما همکاری میکنم. یکی اینکه تفکر شما به گونهای است که میخواهید مدیریت اسلامی پیاده کنید من هم به مدیریت اسلامی در قالب علمی علاقه دارم. دوم اینکه بنده هیچ احتیاجی به وزیر شدن ندارم. اگر وزیر شوم امکانات را از دست میدهم. و از همه مهمتر اینکه من مدیر کاروان حجام و عشق زندگیام در حج خلاصه میشود، وقتی من را به عنوان وزیر انتخاب کنید که من دیگر نمیتوانم به حج بروم. پس باز هم امکاناتم را از دست میدهم.
ولی باورش سخت است که یک فردی، وزیر شدن را نپذیرد.
وزیر شدن برایم شیرین بود چرا که میخواستم کار کنم. اما وقتی دیدم که امکان کار کردن نیست استعفا دادم.
…………
چه اتفاقی افتاد با آقای احمدینژاد درگیر شدید؟
با هم صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم.
…………
مصداق برایمان بیاورید، چند سالی است که در مصاحبه ها این موضوع مطرح شده اما جزئیاتی نگفته اید؟
کار من همیشه با سیستم بوده است ولی آقای احمدینژاد اصلا سیستماتیک نیست. باورش بر این است که در پادگان و ارتش یک ژنرال وجود دارد و مابقی سربازند. از سوی دیگر ایشان اصلا گوش شنوا نداشت. مدیر باید بشنود اما جاده او یک طرفه است. یک موضوع دیگر این بود که احمدی نژاد دروغ میگفت. مثلا با من ظهر جلسه داشت و صحبت میکرد و شب در جای دیگری میگفت از صبح در اصفهان بودم. بعد طوری حرف میزد و توضیح میداد که حتی من هم قانع میشدم و با خود میگفتم که نکند حتما روز گذشته پیش ایشان بودم.
شما اولین وزیری بودید که از کابینه جدا شدید، بر همین اساس هم حساب کنار رفتن شما با باقی وزرا فرق دارد، شما در روزهایی از دولت رفتید که این همه مسائل مختلف در مورد دولت مطرح نبود و احمدینژاد چهره بسیار موجهی در جامعه داشت.
ما کار سیستماتیک کرده بودیم، از طرفی پایبند به یک سری اصول ارزشی هم بودیم. اما ایشان ارزشها را زیر پا میگذاشت. بنده به هیچ وجه حاضر نیستم ارزشها را زیر پا بگذارم. مبنای ما بر مبنای ارزشهاست و وقتی ارزشها زیر پا گذاشته شود دیگر مجموعه ارزشی برای کار کردن ندارد. مثلا یکبار احمدینژاد، من، آقای # داوودیu202c و آقای # دانش_جعفریu202c را خواست و گفت این موضوع سهام عدالت باید یک ماهه انجام و توزیع شود، من گفتم این کار اصلا ممکن نیست،
شناسایی، پرداخت، سیستمهای ورود به بورس، هر کدام یک فرایند طولانی است اما ایشان اصلا قبول نمیکرد و حرف خودش را میزد. دست آخر هم که دیدید این کار چند سال زمان برد تا انجام شد.
………….
مثلا در همین جلسهای که میگویید، فقط شما ساز مخالف میزدید؟
بله. من بحث میکردم.
………….
آقای داوودی یا آقای # دانشجعفریu202c چطور؟
نه. ملاحظه میکردند. اما من به این موضوع وابستگی نداشتم. اگر قرار باشه کارم را نادرست انجام دهم که وزیر بودن فایده ای ندارد.
…………..
مصادیق دیگری از این اختلافات را هم بخاطر دارید؟
بله، مثلا ایشان در انتخاب مدیران من دخالت میکرد. مدیر دو بال دارد، اولی اختیار و دیگری مسئولیت. من انتخاب خود ایشان بود و وزیر هم بودم و باید من به مجلس توضیح میدادم، اما دائم با یک عده معرفی شده برای زیر مجموعهام مواجه بودم. من در برابر افرادی که معرفی میکرد مقاومت میکردم. چهار نفر خارج از سیستم انتخاب کرده بود تا وزیران را کنترل کند. وزیر را که نباید کنترل کنی!
…………..
این چهار نفر چه کسانی بودند؟
# مجتبی_ثمره_هاشمیu202c. # زریبافانu202c. # سعیدلوu202c. # مشاییu202c
………….
در واقع یک گعده بود که احمدینژاد و دوستانش داشتند و شما و سایر وزرا را خیلی بازی نمیدادند؟
بله. خودی و ناخودی داشتن، البته دلیل هم داشت. این افراد هیچ کدام نمیتوانستند رای بیاورند. ما برای احمدینژاد اعتبار داشتیم. در واقع ما را طعمه کرد. با خود گفته بود فعلا کارم را راه میاندازم و سپس بعدا با این افراد کار دیگری انجام میدهم.
……………
خودیها و غیرخودیها چه کسانی بودند؟
خودی همین افرادی بودند که اسم بردم. غیرخودی هم تمام وزرای کابینه. بعدها برخی از آنها تبدیل به خودی شد.
…………..
مثلا # علیآبادیu202c؟
علی آبادی در عین اینکه خودی بود غیر خودی هم بود، خیلی وقتها از او سوءاستفاده میشد. احمدی نژاد او را سرپرست وزارت نفت کرد اما کس دیگری را به عنوان وزیر معرفی کرد. وقتی احمدینژاد دید خودیها رای نمیآورند یک کاتالیزور گذاشت تا ما رای بیاوریم و این افراد کار کنند.
…………..
حرف خودیها را قبول میکرد؟
آنها را هم اگر همراهش بودند و تاییدش میکردند قبول داشت. البته احمدینژاد ۸۴ با ۸۸ فرق داشت. هر سال متفاوت تر شد. همین طوری سیر سقوط را طی کرد و دچار هوای نفس شد.
آقای کاظمی، اینکه میگویید احمدینزاد نسبت به سال ۸۴ فرق رد را جور دیگری هم میشود تعبیر کرد، و آنهم اینکه احمدینزاد به اصولگرایان باج نمیداد و حرف آنها را گوش نمیکرد، بنابراین دوستان دیروز به مخالفت با او برخواستند و این مخالفت را به شدت هم بروز دادند.
اصلا اینگونه نیست، اتفاقا باج هم میداد.
………..
مثلا به موتلفه باج نمیداد؟
به نمایندگان مجلس چه کسی پول میداد.
باج سیاسی منظورم است.
ما گروه و حزب در کشورمان نداریم. مجلس است که میتواند رای را بالا و پایین کند.
احمدی نژاد، خاتمی و روحانی ۴۸ ساعته انتخاب شدند، این یعنی ساختار سیاسی کشور اشکال دارد
………..
منظورتان از باج دادن به نمایندگان سر مسائلی مانند استیضاح وزرا بود یا این ماجراهایی که این آخریها سر موضوع مرتضوی پیش آمد؟
فرق نمیکند. در کشوری که رئیس جمهور ۴۸ ساعته انتخاب میشود آن کشور اشکال ساختاری دارد. آقای خاتمی ۴۸ ساعته انتخاب شد. آقای احمدینژاد هم. آقای روحانی هم. باید طی فرایندی این انتخاب صورت بگیرد. توانمندیها وقدرتهایشان ارزیابی شود و در یک مجموعه قرار بگیرند. در چنین شرایطی ما به همین جایی که الان هستیم میرسیم. بعد میخواهیم درباره هدفمندی صحبت کنیم. وقتی پیش نیازهای دانشگاهی نباشد نمیتوان از دانشجو انتظار داشت.
…………
شما استعفا دادید یا گفتند باید بروید.؟
جمعبندی که با اقای احمدینژاد داشتم این بود. گفت نمیتوانید با هم کار کنیم. یک جلسه بود با حضور من، آقای الهام و آقای احمدینژاد.
………….
دلیل شان چه بود؟
برای همین بحثهایی که داشتیم.
………….
این جلسه به درخواست شما برپا شد یا درخواست رئیس جمهور؟
نه. با درخواست آقای رئیس جمهور وقت.
…………
درگیری دیگر هم بود که حاشیه ساز شود؟
موارد زیادی بود. مثلا این موردی که الان میگویم که البته تاکنون در هیچ جا به آن نپرداختهام. من ایرادهایی نسبت به آقای مددی (مدیرعامل منصوب از سوی احمدی نژاد در تامین اجتماعی) گرفتم. احمدینژاد همیشه میگفت من برای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری پولی خرج نکردم. در یکی از جلسات دولت گفت من فقط دو تا تراول پنجاه تومانی خرج کردم؛ اما همین آقای مددی یکبار به خود من گفت من خانهام را فروختم و برای تبلیغات ایشان هزینه کردم.
………..
که بعد هم با یکدیگر نساختند؟
بله. چرا که از احمدینژادی که رئیس جمهور شده بود، انتظار داشت. من نسبت به رفتارهای مدیریتیشان انتقاد داشتم. من ۱۰ روز پس از وزارتم دیدم که مددی خیلی هماهنگ نیست و ساز خودش را میزند. مددی از سوی احمدی نژاد سرپرست تامین اجتماعی شده بود. من هم حکم دادیم که بماند. مددی هم به جای اینکه به من پاسخگو باشد، دائم پیش رئیس جمهور بود. بعد از ۱۰ روز سریع حذفش کردم. آقای احمدینژاد من را صدا زد و گفت که عزل مددی کار بدی بود،سریع این بساط را جمع کن تا آبروریزی نشده. من گفتم من بلدم چگونه کار را جمع کنم. اما مشروط به اینکه آقای مددی نیروی زیردست من باشد نه اینکه دائم بخواهد من را دور بزند، رئیس جمهور وقت قبول کرد. من هم گفتم بسیار خوب برگردید سر کارتان. خودم هم مصاحبه کردم که موردی نبوده. اما باز دیدم همان قضیه ادامه داد.
………….
آقای احمدینژاد دستوری گفت باید برگردد؟
۵۰-۵۰٫ من هم قبول کردم چون زشت بود در ۱۰ روز اول کار به رئیس جمهور نه بگویم.
…………
با مددی چه کردید؟
رفتار مددی همچنان ایراد داشت. یک روز نزد احمدینژاد رفتم و گفتم نمیتوانم با او کار کنم. احمدی نژاد دو لفظ در مورد مددی به کار برد که من در مصاحبه نمی توانم مطرح کنم. گفتم من چه کار کنم. گفت خودت یک کاری کن. منظورش این بود که باید تحمل کنی.
احمدی نژاد اصلا علم و سواد مدیریت را نداشت و نمی دانست در جایگاه رییس جمهور چگونه رفتار کند
یک جلسه من، رئیسجمهور، مجتبی ثمره هاشمی و مددی داشتیم. بحثها را باز کردیم و قول داد که تابع باشد. نزد آقای ثمره هاشمی هم قول داد که هماهنگ شود. از اتاق که بیرون آمدیم به من گفت که من اصلا این کارها را انجام نمیدهم. شوکه شدم در پشت در اتاقی که قول داده بود با من هماهنگ باشد همه چیز را انکار کرد. من همه اینها را به آقای احمدینژاد منعکس کردم. اگر قرار است من پاسخگو باشم باید بتوانم برخورد کنم. آقای احمدینژاد اصلا علم ، فهم و سواد مدیریت ندارد. نمیدانست در جایگاه یک رئیس جمهور چگونه باید رفتار کند. تعاملات مدیریت را نمیدانست. مثلا یکبار در جلسه دولت گفت سیستم بانکی که کاری ندارد، دریافت و پرداخت است دیگر. گفتیم پس تحصیلات PhD چیست که برای سیستم بانکداری میگذراند. گفت نه بابا. اینها چیزی نیست. همین تفکر باعث میشود که قطعنامه سازمان ملل کاغذ پاره شود. همین تفکر باعث میشود که در سوئیس به او گوجه فرنگی پرت میکنند. این آدم انسجام فکری ندارد.
به احمدی نژاد گفتم نگران من نباش، مینی بوس میخرم از میدان آزادی تا ونک مسافر میزنم
…………
به آن جلسه آخر با احمدینژاد و الهام برگردیم. چه حرفهایی زدید؟
در آن جلسه که داشتیم گفت آقای کاظمی ما نمیتوانیم با هم کار کنیم. من هم گفتم همین احساس را دارم. من استعفایم را مینویسم. گفت ما میخواهیم از وجود شما استفاده کنیم. گفتم شما اصلا نگران من نباشید. من گواهینامه رانندگی دارم. مینیبوس میخرم. از میدان آزادی تا ونک میروم و مسافر هم میزنم.
شنبه روزی بود. در دفتر خودم دو صفحه استعفا دستنویس بدون خط خوردگی نوشتم. یکشنبه صبح استعفا را به آقای احمدینژاد دادم. گفتند چه سریع. گفتم به همین فوریت چرا که اعتماد بین ما وجود ندارد.
…………..
واقعا این را گفتید؟
بله. شوخی ندارم. گفتم ما از این چیزها در این ممکلت زیاد دیدیم. عزل و نصب زیاد بوده. دستمان را روی زانو میگذاریم و میگوییم یا علی. گردنمان را هم پیش کسی کج نمیکنیم.
…………..
شما هم حرفی زدیدها. شما که خودتان پولدارید و به مینیبوس نیاز نداشتید؟
پولدار که نه. من خودم کار بلدم. من همان موقع که از دولت بیرون آمدم از دوبی پیشنهاد داشتم چرا که زبان انگلیسی بلدم، کار بینالملل و تجاری بلد بودم. اقتصاددان هستم. آن زمان ماهی ۳۰ میلیون تومان به من میدادند. اگر میرفتم نمیگفتند بد است، وزیر کشور رفت. کار خلاف شرع نکرده بودم. نرفتم. گفتم باید در مملکت ماند و کار کنیم.
قضیه میثاق چه بود. چون بعد از رفتن شما از دولت آقای الهام گفت شما را به این دلیل از دولت کنار گذاشتهاند که به میثاق رئیس جمهور با وزرا پایبند نبودهاید؟
اگر یادتان باشد، در جلسه رای اعتماد من همه صحبتها را کردم، آقای احمدی نژاد هم نشسته بود. رای خوبی داشتم. آخر صحبتهایم آقای ناطق نوری گفت که بیا پایین، تو رای داری. آخرین مرحله گفتم آقای احمدینژاد یک کاغذ مقابل ما گذاشت که تحت عنوان میثاق آن را امضا کنیم. از نظر من یک کاغذ است. بنده میثاقام را ۲۵ سال پیش، هنگامی که برادرم شهید شد، بستم. خودم او را غسل دادم و در قبر گذاشتم. آن میثاق به مراتب ارزش بالاتری دارد. با کسی هم تعارف نداریم. اگر اخوی من و دیگران شهید شدند به خاطر ارزشها رفتند، بعد ما اینها را زیر پایمان بگذاریم. از همه اینها مهمتر اگر کسی در این سطح مدیر باشد اما هیچ گونه اختیاری نداشته باشد، احساس پوچی میکند. مگر من عشق نوار پاره کردن و افتتاح کردن دارم.
این هم خیلی مهم است. بریدن از وزیر شدن کار مهمی است.
میدانید چقدر به من میگفتند با احمدینژاد بساز. میگفتم نمیتوانم. نه اینکه نخواهم، نمیتوانم. آقای داوودی به من میگفت در جلسه دولت انتقاد نکن.
حرف بزن و انتقاد کن آن دولت شما بودید.
بیشتر بله. میگفتم خب این تصمیم غلط است باید بگویم.
یعنی رسما به شما میگفتند حرف نزن؟
بله. گاهی هم با ایما و اشاره.
در واقع انتهای همه جلسات حرف آقای احمدینژاد بر کرسی مینشست.
همیشه نه. اما در غالب موارد چرا. ببینید عادت احمدینژاد این بود که بر خلاف جریان آب حرکت کند. یک نمونهاش این که در ایران و سایر کشورهای دیگر با فصل بهار ساعت تغییر میکند. اما یکسال ایشان گفت نمیخواهد تغییر ساعت داشته باشیم. بعد به ما گفتند که مصاحبههای شما در جهت همین قضیه باشد و از تصمیم رئیس جمهور حمایت کنید. من گفتم و باورم هم همین است که این تغییر ساعت خوب است که انجام شود منتها لزومی نداد که اول بهار باشد، میتواند اواسط یا اواخر اردیبهشت باشد. چرا که اختلاف ساعت ما از اول فروردین تا اواسط اردیبهشت چندان نیست. این موضوع برای عقب کشیدن ساعت هم صدق میکند.
( سفرهای استانی چه مزیتی داشت؟ )
شما هم به نوعی وصله ناجور تیم آقای احمدینژاد بودید و ساز خودتان را میزدید.
آدمیزاد فکر میکند. چشمانش را نباید ببندد و حرف بزند. من درباره سفرهای استانی حرف دارم. سفر استانی چه مزیتی داشت؟ توضیح مدیریتی دهید. مگر ما در کشور بودجه و ردیف بودجه نداریم. اگر ما در آن استان مازاد بودجه تصویب کنیم چه میشود؟ به جز اینکه آنجا باید بودجه را توضیح دهم که هنر نیست. دو باید پولی در جیبم باشد که آنجا میروم خرج کنم یا اینکه همه سیستمها را به هم بریزیم. کما اینکه سه سال آخر بودجه را آنگونه تحویل داد. به مجلس آمد و گفت من به سوالهای شما پاسخ نمیدهم. چه اتفاقی افتاد؛ هیچ. حضرت امام(ره) میگفت مجلس در راس امور است.
باور احمدی نژاد این بود که مجلس در راس امور نیست
احمدینژاد میگفت نیست.
باورش بر همین بود.
……………
آقای کاظمی با مجموع کارهایی که آقای احمدینژاد کرد فکر میکنید، چرا نظام با ایشان مصالحه میکرد.؟
به نظرم اشتباه کرد. مگر با خون شهدا، تلاش مردم، مملکت میشود مصالحه کرد. هزینه فایده قضایای بحث هستهای را یک نفر برای من توضیح دهد. ۱۰ سال تحریم بودیم. محسنات و معایب را یکی بگوید. کجا در این باره صحبت و نقد میکنیم. چرا در تعاملات با سازمانهای بین المللی اشتباه می کنیم؟
با انگ زدن، تهمت و فحاشی نمی شود امورات کشور را گذراند
با توجه به اطلاعاتی که شما دارید، میتوانید به این سوال پاسخ دهید. آیا در مورد مسائل اینچنین در کل نظام و ساختار ما استراتژی معلوم است.
اصلا در کشورمان استراتژی نداریم. برای اینکه رئیس جمهور میگوید من برنامه توسعه چهارم را قبول ندارم. چه اتفاقی میافتد. مگر ما چشمانداز ۲۰ ساله ننوشتیم. یک نفر بعد از ۱۰ سال گزارش دهد که ما به کجای این چشمانداز رسیدهایم. اینها ایراد تکنیکی کار است. اگر کسی بگوید چرا اینها اجرا نمیشود، ضد حکومت، ضد ولایت فقیه، ضد دین، جاسوس یا آمریکایی نیست. نمیتوان با انگ، تهمت، فحاشی و برچسب زدنهای آنچنانی امورات را گذراندند، اینها تفکرات جهان سومی است. ما باید ساختار را درست کنیم.
………
آقای دکتر شما در سال ۸۸ این مسائل و مشکلاتی را که متوجه دولت میدانید را جایی مطرح کردید؟
من بیستم خرداد، چهارشنبه، جلسهای با علی لاریجانی داشتم.
به لاریجانی گفتم به مقدسات قسم به بزرگان نظام بگویید نگذارند احمدینژاد دوباره رییس جمهور شود
…………
به چه عنوانی جلسه گذاشتید؟ یعنی شما با چه سمتی رفتید پیش آقای لاریجانی؟
هیچی. گفتم میخواهم درد و دلهایم را بگویم. گفتم آقای لاریجانی به مقدسات، به هر کسی که دوست دارید به بزرگان نظام بگویید نگذارند این آقا رئیس جمهور شود. گفتم اگر این رئیس جمهور شود دیگر کشور نداریم. امریکا باید ۵ میلیارد دلار خرج میکرد تا کشور را به اینجا برساند.
………
آقای لاریجانی چه گفت؟
آقای لاریجانی با همان لحن خاص خودش گفت من نمیدانم این چه پدیدهای است.
آقای احمدینژاد واقعا پدیده بودند و از هوش بالایی هم برخوردار بودند. نمیشود به این راحتی در مورد ایشان اظهار نظر کرد.
بله خب باهوش هستند. یکبار یکی از رسانهها تیتری از من زدند که خیلی خوشم آمد. من گفته بودم که احمدینژاد باهوش است اما نه برای منافع ملی. من بر این باورم. خیلیها معتقدند مشایی در کنارش است و اوست که به احمدینژاد خط میدهد. اما مشایی اصلا عرضه ندارد.
.
……..
جدی مشایی چگونه فردی است؟ این حرفهایی که در مورد ایشان میزنند چقدر صحت دارد؟
تعطیل است. روزی که برای ثبتنام رفته بود دیدید چگونه بود. منگ و گیج.
تا همان زمانی که شما در دولت بودید برخورد مشایی چطور بود؟ مثلا حرف خاصی میزد یا برخورد خاصی داشت؟
اصلا تا وقتی که من بودم نه. فقط قرآن میخواند و میرفت. احمدینژاد خودش ۱۰۰ تا مثل مشایی را درس میداد.
.
پس چرا آقای احمدینزاد شیفته مشایی بود.
چه شیفتهای.
.
همین حرفهایی که همه جا در مورد این دو نفر میزنند.
این موضوع اصلا تحلیل ندارد.
.
اینگونه هم که شما میگویید نیست. احمدینژاد بارها گفته که من یعنی مشایی و مشایی یعنی من.
برای اینکه احمدینژاد فکر میکرد در میان مردم نفوذ دارد و میخواست مشایی را به میدان بیاورد، تا در نهایت خودش دوباره سوار کار شود.
.
اگر فقط قصدش این بود که شما میگویید و علاقه ویژهای به مشایی نداشت چرا به سراغ فرد کم حاشیهتری نرفت؟
مشایی از خودش چیزی نداشت.
.
این را نمی دانم اما این تحلیل شما را هم نمی پذیرم. به هر حال احمدی نژاد بهتر از هرکسی می دانست که مشایی در گذر از فیلتر شورای با مشکل مواجه است. بنابراین اگر تنها قصدش ادامه حضور در قدرت بود فرد دیگری را علم می کرد که بی سر و صدا تر باشد نه مشایی را. من فکر میکنم تحت تاثیرش بوده است.
نه. شناختی که من از احمدی نژاد دارم این است که ۱۰۰ تا مشایی را درس میدهد و شناختی که از مشایی دارم این است که یک آدم معمولی است. یک بار گفتم آقای مشایی و من را دو طرف یک میز بگذارید تلویزیون هم پخش کنید. اقتصاد، اخلاق، عرفان، مدیریت و فرهنگ هر چه میخواهید روی میز بریزید. آخر چفیه بر گردن کورش انداختن چه معنی میدهد. کورش را میخواهد بسیجی کند یا بسیجیها را کوروشی. این فکرها مرموز است.
.
( مشایی آدم معمولی است در او اثری از جادوگری ندیدم )
.
ببینید آقای کاظمی، خیلی از مردم من جمله ما مواجههای با آقای مشایی نداشتهایم و خب بسیاری از قضاوتها بر اساس اخباری است که از گوشه و کنار میشنویم. شما در مدتی که با ایشان کار میکردید واقعا ایشان در فضای جادوگری و مرتاضگری بودند؟
من چیزی ندیدم.
.
آقای حسینیان جایی گفته بود یک سخنرانی با حضور آقای مشایی بود که من میخواستم بعد از سخنرانی با ایشان برخورد کنم. اما بعد از سخنرانی احساس کردم من هم به مشایی علاقه دارم. شما با ایشان همکلام شده بودید. میگفتند اثر کلامش بسیار است.
اصلا اینگونه نیست. تلویزیون آمده، صحبت هم کرده است. باید یک ایدهای داشته باشد. بسیار آدم معمولی است. توانمندی خاصی نداشت. به یک نفر پول، توانایی و قدرت بده، هر کاری میکند. پشت پرده بنشینی و کار کنی.
.
دکتر شما یک منتقد جدی احمدینژاد هستید. فساد مالی احمدینژاد را قبول دارید؟
نمیتوانم به صورت قاطع بگویم اما فکر نمیکنم. اما در جهت رضایت دیگران خیلی خوب کار کرد.
.
مثلا؟
# امریکاu202c خیلی از دست احمدینژاد راضی است. # اسرائیلu202c.
.
منافع مالی هم برای کسی داشت؟
قطعا. تصمیمهایی که گرفت، تورمهایی که ایجاد کرد.
………
یعنی میشد احمدینژاد را قانع کرد تا یک تصمیمی بگیرد که رانتی برای کسی ایجاد شود. یا نه منظور شما این است که ناخواسته عامل برخی شده؟
ناخواسته بود. یک برج ساز گفت من خیلی از احمدی نژاد تشکر میکنم چرا که برج ۲۰ میلیون تومانی من شد ۴۰ میلیون.
میتوان از راه رفتن آدمها شخصیتشان را شناسایی کرد. شما راه رفتن احمدینژاد را نگاه کنید؛ تند تند تند. ما در مدیریت میگوییم دیداری، شنیداری، نوشتاری. مدیریت آقای احمدی نژاد دیداری و شو بود.
.
با همه این حرفها احمدینژاد در میان مردم محبوب بود و حداقل این که محبوب بود و کم کم محبوبیتش کم شد.
بحث دارد. # پوپولیستیu202c یعنی همین.
.
( احمدی نژاد در مقابل روحانیت ایستاد و آنها را نفی کرد )
.
خیلیها در مملکت پوپولیست بودند اما احمدی نژاد نشدند.
احمدی نژاد کارش را بلد بود. یک نکته دیگر هم هست. در مقابل جامعه روحانیت ایستاد. نفی کرد. معمولا در نفی میتوان خودت را اثبات کنی. . یک وقتی هست که نیت اصلاح دارد. اما گاهی نیت چیز دیگری است. او میخواست خودش را مطرح کند و برایش مهم نبود که در این بین دیگران تخریب شوند. به یکی از بزرگان گفتم ایشان میخواست خودش را امیرکبیر کشور کند. و عملا میگفت هیچ کس ایران را نجات نمیدهد جز من.
.
شده بود بگوید برای جلب نظر مردم این کار را با وجود مشکلاتی که ممکن بود به وجود بیاورد، انجام دهیم.
نه. ولی یک خواستههای خاصی داشت. مثلا میگفت که فلان امکانات را برای کمیته امداد در نظر بگیریم. میگفتیم ردیف بودجه مشخص است. میگفت یک فکری بکن. من نمیدانم، باید انجام دهید.
…………..
از کی فهمیدید که نمیشود با او کار کرد؟
۶ ماه که گذشت دیدم نمیشود. در زمان احمدی نژاد کیلویی کار کردن خیلی مهم بود. ۲۰ ساعت کار میکرد که از نظر من محکوم است. آقای احمدی نژاد به خوابگاه دانشگاه تهران رفته بود و ساعت ۳ بامداد جلسه گذاشته بود. این اهانت به انسانیت است. همه میگفتند ما کارتابلمان را یک بامداد میبینیم. خبرنگار با ما مصاحبه کرد گفتم خروجی کار مهم است.
احمدی نژاد دغدغه انقلاب داشت.
باور من این است احمدی نژاد فقط خودش را میدید. براش انقلاب و امثالهم مهم نبود.
بعد از جلسه خداحافظی احمدی نژاد را ندیدید.
یکی دو بار در حد سلام و علیک. خیلی هم علاقمندم که باهاش مناظره کنم.
از احمدینژادِ هنگام مناظره نمیترسید؟
نه من بلدم چگونه با او مناظره کنم.
قبل مناظره احمدی نژاد و میرحسین گفتم، احمدی نژاد دروغ می گوید و حریم نگه نمی دارد
اگر سال ۸۸ جای آقای میرحسین بودید چه کار میکردید.
من قبل از مناظره معروف مهندس موسوی و احمدینژاد برای دوستان نوشتم که دو موضوع را در مناظرهها توجه داشته باشید. یک آقای احمدی نژاد دروغ میگوید و دو اینکه حریم نگه نمیدارد. در آن صحنه که احمدینژاد عکس خانم رهنورد را در دست گرفت، آقای موسوی باید از صندلی بلند میشد و میگفت: مگر تو رئیس جمهور نبودی، مگر این ۴ سال این اطلاعات را نداشتی. چرا تا الان چیزی نگفتی. تو خیانت کردی.
..
( # میرحسینu202c در مناظره با احمدی نژاد ماخوذ به حیا بود )
..
با احمدی نژاد باید اینگونه برخورد میشد. موسوی ماخوذ به حیا بود. با ادبیات خودش باید با او صحبت کرد.
.
( احمدی نژاد به ما می گفت در جلسان مجمع تشخیص شرکت نکنید )
.
آقای دکتر آقای احمدی نژاد در دو دور انتخابات به جنگ نفراتی همچون آیت الله هاشمی رفت و رای هم گرفت. در جلسات هیئت دولت که شما حضور داشتید، شده بود که بگوید نسبت به آقای هاشمی چگونه برخورد کنید؟
بله به ما گفته بود به هیچ وجه در جلسات مجمع شرکت نکنیم.
……
نگاهش به هاشمی چه بود؟
هر کاری میکرد برای اینکه خودش را نشان میدهد. یک مثال بزنم برای این حرف، فرض کنید یک نفر به یک محلهای برود و به بزرگ آن محل بدو بیراه بگوید، خب طبیعتا مورد توجه همه قرار میگیرد. نوع رفتار آقای احمدینژاد با آیت الله هاشمی هم اینگونه بود. شما اگر از نزدیک هاشمی را بشناسید متوجه میشوید که اصلا هاشمی اهل این چیزها نیست. موضعهایی که میگیرد به نفع اسلام و انقلاب است و از خودش میگذرد. دو سال به ایشان گفتم جوابش را بدهد، اما قبول نکرد.
.
( رفتارهای احمدی نژاد پیروی از # رهبریu202c را نشان نمی داد )
.
نسبت به مقام معظم رهبری که نکته نداشت.
رفتارهایش پیروی را نشان نمیداد.
.
مثلا کدام رفتارش؟
انتخاب مشایی.
.
نه اینکه مربوط به دوره همکاری شما با آقای احمدینژاد نیست. از دوره حضور خود در دولت در این زمینه مصداقی اگر دارید بگویید.
خاطرتان هست که بحث خانمها به استادیوم بروند طرح شد؟ گفتم آقای احمدینژاد شما به من و علیآبادی میگفتید تا ما مراجع را میدیدیم تا با یک پشتیبانی درست جلو برویم. در جلسه هیئت دولت و در شرایطی که همه مکالمات ضبط میشد، نسبت به تذکر مراجع بیتوجه بود.
.
آقای احمدینژاد کلا از کسی نمیترسید و شجاعتش یک جاهایی هم خوب بود. مثلا سر سهمیهبندی هیچ کس جرات نمیکرد این کار را انجام دهد.
اگر این ابزار را در مسیر درست استفاده میکرد خیلی خوب بود.
.
بیایید یک تعریف از احمدینژاد بدهید، ببینیم شما ایشان را چگونه میبینید؟
او یک هنجارشکن بود. هنجارشکنی میتواند مثبت و منفی باشد. اگر قوه تحلیل درست میداشت، دلش برای انقلاب میسوخت این هنجارشکنی خیلی خوب بود. تابوهای بیمعنی را بشکنیم ولی با حساب و کتاب.
.
( # سال۸۸_به_میرحسین_موسوی_رای_دادمu202c )
.
به انتخابات ۸۸ رسیدیم. شما تا انتخابات سال ۹۲ تقریبا ساکت بودید، میخواستید برای انتخابات اوج بگیرید؟ البته قبلش بگویید سال ۸۸ به چه کسی رای دادید.
من به آقای موسوی رای دادم. سال ۸۸ وقتی آن قضایا اتفاق افتاد باید حالتی برای ایجاد آرامش شکل میگرفت. باور من بر این است که بایستی مصلحت نظام را دید. از نیمه دوم ۸۹ خط و ربط احمدینژاد خیلی بد شد. رفتارها، کردها، تمسخرها، تحقیرها. در مجلس بگویی ممه را لولو را برد. هر چی از دهانش میآمد، هر جا میشد میگفت. میگویند سخن شما نشان میدهد که فکر شما چیست. احساس کردم باید پررنگتر حضور پیدا کنم. لازم است که چهره و تصمیمهای احمدینژاد را نشان دهم.
.
مسبب تحریمها ایشان است. کشور را به سمت و سویی برد که چنین حاصلی داشت. با آمار، ارقام و تحلیلهای درست صحبت کردم نه با غرضورزی. زمانی که بحث یارانه ها بود رگهای گردن من پاره شد از بس که گفتم این کار را انجام ندهید. اما خب، سیاسیکاری بود. من از همان زمان احساس کردم که بایستی گفت ولی باز به لحاظ اینکه کسی در مسند قدرت است تخریب نشود تحلیلهای کارشناسی و مدیریتی میکردم. اما این اواخر موضعها و رفتارها تندتر شد و ما نیز به فراخور آن تندتر رفتار کردیم. الان دیگر تحت عنوان افشاگری و بیان کردن صحبت میکنم تا مردم آگاه شوند چه خبر است تا دیگر نه احمدینژاد جلو بیاید، نه مردم به او اجازه حضور دهند و نه تفکر احمدینژادی جلو بیاید. برای نجات کشور باید این کارها کرد. شاید احمدینژاد یک واکسینه است که دیگر این میکروب وارد بدنمان نشود.
.
دکتر وقتی شما از دولت بیرون آمدید دیگر وزرا توصیهای نداشتند.
بودند دوستانی که از روشهای آقای احمدینژآد ناراحت بودند ولی برخورد نمیکردند.
.
اسم نمیبرید.
نخیر.
.
الان با وزرای دولت اول احمدینژاد ارتباط دارید.
با آقای پورمحمدی، فرهاد رهبر، فرشیدی، وزیری هامانه، دهقان، نوذری و زاهدی ارتباط دارم.
……..
با تیمی که ارتباط دارید جلسات منسجم دارید؟
نخیر. گعدههایی هست. مینشینیم و صحبت میکنیم. هیچ ارتباط کاری با هم نداریم.
.
اما این گعدهها میتواند بستر اتفاقهای مهمی باشد؟
همین بود. اگر خاطرتان باشد یک نامهای به مقام معظم رهبری نوشتیم که پیشبینیهایمان همانی بود که محقق شد.
.
گعدهها چگونه است.
مختلف است. گاهی ماهانه و گاهی هم سه هفته یک بار. فرق میکند.
.
باید منتظر بشینیم تا رقیب آقای روحانی در دور بعد از این تیم خارج شود.
ما فکر میکردیم در بحث انتخابات ریاست جمهوری که خیلی کارها در کشور کنیم. تصور میکنم بایستی از این ساختارهای معمولی و فرمهای خشک خارج شویم. بایستی از ابزارهای علمی، مدیران قابل، آدمهای توانمندِ حرفزن استفاده کنیم. من وقتی در وزارت کشور ثبتنام کردم یکی از دیدگاهم حذف مدیریت بله قربانگو بود. الان همه بله قربانگو هستند.
.
الان هم اینگونه است.
بله. ما باید این فضا را عوض کنیم. هنجار شکنی خوب این است. بگذاریم زمینه فراهم شود تا افراد حرف درست بزنند. حضرت امیر در نامهاش به مالک اشتر میگوید مالک اگر با رعایا جلسه گذاشتی، کسانی که مجهز به سلاح هستند از خودت دور کن تا مردم بدون لکنت با تو حرف بزنند. اما ما با حشم راه میافتیم. مگر یک روستایی جرات دارد. زبانش بند میآید.
.
آقای دکتر در سفرهای استانی پذیرایی همین گونه بود که گاها از سوی برخی رسانهها منتشر میشد و دال بر ساده زیستی تیم دولت داشت؟
ما را مثل کارگرها به جلسات هیئت دولت میبردند و ۷ ساعت جلسه برگزار میشد. در ژاپن جلسات هیئت دولت ۲۰ دقیقه است. برای اینکه پشتوانه کارشناسی دارد. اما خروجی جلسات ما چه بود؟
.
همان موقع هم نسبت به سفرهای استانی انتقاد داشتید؟
در تحلیلهایمان میگفتیم که کاربرد این سفرها چیست.
.
( مقایسه روحانی و احمدی نژاد مانند مقایسه کردن سیب و پرتغال است )
.
حالا که دوره دولت آقای احمدینزاد تمام شده و دولت آقای روحانی بر سر کار است، شما وجه تمایز میان حسن روحانی و احمدی نژاد را در چه میبینید؟
سیب و پرتقال چه شباهتی با هم دارند. احمدی نژاد تک است.
.
اگر روحانی دعوت به کار کند میروید.
بله. در مملکت نباید تابع نظرات شخصی باشیم. اگر به من بگویند این کار را انجام بده و بتوانم انجام دهم وظیفهام این است که انجام دهم. برای اینکه تکلیف از دوش من برداشته شود باید بپذیرم. من در صنعت، خیلی حرف دارم. مدیر نمونه صادرات کشور شدم.
.
در این خصوص با شما صحبتی هم شده؟
نه. اصلا. اما اگر از من دعوت کنند کار کردن برای کشورمان با همه سختیهایش افتخار است. اگر بتوانیم صنعت و اقتصاد را روبراه کنیم. اشتغال و جوانان را سامان دهیم خوب است. اما اینگونه نیست که التماس کنیم، لابی کنیم، ناهار و شام بدهیم که به ما کار دهید.
.
حسن روحانی را بعد از انتخابات ندید.
نه. اصلا
.
نخواستند با شما مشورت کنند.
نه.
.
خیلیها میگویند که حیاط خلوت دولت تامین اجتماعی است که مدتی زیرنظر مستقیم شما بود. در آن دوره بذل و بخششی هم صورت میگرفت؟
نه آن موقع. احمدی نژآد نمیدانست کجا آمده. بعد دید رئیس جمهور است و خیلی قدرت دارد. نمیدانست قدرت اجرایی کشور دستش است. سازمانها را نمیشناخت. ارتباط سازمانی را نمیدانست.
.
رابطه شما با آقای احمدینژاد به گونهای بود که بتوانید راحت ایشان را ملاقات کنید؟
نه. روش بسیار بدی داشت که گاهی من ۱ ساعت پشت در اتاقش باید مینشستم. آقای احمدی نژاد مدیریت زمان نمیشناخت.
.
چه ساعتی سر کار میرفتید.
جلسات دولت ۷ صبح بود. ما دایم از این اتاق به آن اتاق در جلسه بودیم. خیلی بد بود. بیمورد، بیخود و بیهدف.
.
آقای احمدینژاد بعد از خانهنشینی ۱۱ روزه در جلسه هیئت دولت خطاب به وزرایش گفت که شما شاهدید من اگر ملاقاتی با آقا داشتم شبها تماس میگرفتم و اطلاع میدادم تا اگر صبح مردم حرف مقام معظم رهبری روی زمین نماند. شما چنین چیزی را تجربه کردید.
شبها تماس میگرفت اما برای کار خودش. من دو سه مورد داشتم. یکی در مورد بحث استقلال و یک دفعه راجع به بودجه زنگ زد. وزرا باید درباره موارد خودشان نظر داشته باشند. زنگ زد که چرا شما میخواهید در بودجه تغییرات بدهید، گفت همین که ما میگوییم باشد. یک بار هم آقای دکتر غریب گفت نمیخواهم مدیرعامل باشگاه باشم. ما به یک جمعبندی رسیدیم که نباشد. تقریبا زمان رسانهای شدن آن رسید. شب ساعت ۱۱، ۱۱ و نیم بود که اخبار اعلام کرد غریب میرود. خاطرم نیست زریبافان یا احمدینژاد با من تماس گرفت. گفت این را چرا میخواهید عوض کنید. گفتم خودش نمیخواهد. گفت باید راضیاش کنی که بماند. به غریب گفتم احمدینژاد خواسته، فعلا یکی دو ماه دیگر بمان.
.
مجلس دهم میآیید.
خیلی به من گفتهاند. بدم نمیآید. ببینم شرایط چه طور است
مصاحبه با سایت نامه نیوز…///
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
علیرضا سلیمی٬ عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفته «از فرزند وزیر و وکیل تا آقازاده نماینده و مشاور رئیس جمهور در خارج از کشور تحصیل» میکنند.
آقای سلیمی افزوده «در لیست مسئولانی که فرزندانشان در خارج از کشور تحصیل میکنند، نام برخی وزرا، نمایندگان مجلس، معاونان و مشاوران رئیس جمهور به چشم میخورد.»
وی اضافه کرده «وقتی این آقازادهها در خارج از کشور تحصیل میکنند و همین باعث شده که در بسیاری از موارد٬ مسئولان در مقابل کجروییهای کشور مورد نظر سکوت میکنند.»
به گفته وی «این سکوت آرام آرام مسئولان ما را در مقابل کشورهای غربی و دشمنان متواضع میکند و متاسفانه این روند سرعت گرفته و در بین مسئولان ما نهادینه میشود.»
این نماینده مجلس اضافه کرده «بسیاری از آقازادهها در رشتههایی تحصیل میکنند که امکان ارائه آن رشته در سطح علمی بالاتر در داخل کشور وجود دارد و این موضوع به یک اپیدمی تبدیل شده است.»
فرزندان مسئولان عالیرتبه جمهوری اسلامی از جمله در بریتانیا، ژاپن، اتریش، اوکراین و کانادا مشغول تحصیل هستند.
براساس برخی آمارها در حال حاضر بیش از چهار هزار نفر از فرزندان مقامهای مختلف جمهوری اسلامی در حارج از ایران تحصیل میکنند.
از: دیگربان
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
و اینک دیگر مدارس مجلل ایران زمین…
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
همۀ کسانی که دست اندر کار فعالیت سیاسی هستند با ملی مذهبی ها آشنایند، نه فقط با عنوان گروه، بل با این یا آن فعال و علاقمند و همراه این گروه سیاسی. آنهایی که شخصاً از نزدیک شناخته ام افراد محترمی هستند، هم میتوان با آنها دو کلمه حرف زد و هم احیاناً به نتیجه ای رسید. چهره های شاخصشان هم که اکثر مرده اند و رفته اند و ارث پر دردسرشان را وبال گردن ما کرده اند، آدمهای بدی نبودند. البته امثال یزدی هم در بینشان یافت میشود که تشبیهش به کفتار، مدح شبیه به ذم است.
به هر حال قصد من در اینجا وارسیدن محاسن شخصی آنها نیست که در زمینۀ سیاست نه فقط تضمین چیزی نیست، بلکه گاه میتواند از هر عیبی گرانتر تمام شود و در مورد ملی مذهبی ها حتماً شده و بیش از یک بار هم شده. میخواهم ببینم اصلاً رسالت سیاسی این گروه که بیشتر چیزیست بین هیئت عزاداران حسینی و انجمن ترویج اخلاق، از چه قرار است. چون این گروه از بدو تأسیس برای همه مشکل ساز شده و هزینه های گزافی به گروه های دیگر سیاسی و در صدرشان ملیون تحمیل نموده است. ملی مذهبی بودنش در عمل این بوده که دائم از جیب ملیون دربیاورد و بریزد در دامن مذهبیان.
این حرفها مدتها در سرم جولان میداد ولی آنچه باعث شد که بالاخره روی کاغذشان بیاورم، نامه نگاری اخیر کروبی بود و بیشتر از محتوای قالبی خود این نامه و مبارز نمایی قلابی نگارندۀ نامه، حلوا حلوا کردن این و آن که با پشتکار تمام مشغول جوسازی هستند و بحمدالله از بابت رسانه ای امکانات بیشمار دارند و از هیچ غلوی هم ابا ندارند. همین مانده این یکی را که چند سال قبل رنگش هم کرده اند، به جای امام زمان به ما بفروشند.
مشکل اصلی ملی مذهبی ها از این برمیخیزد که رابطۀ مذهب و اخلاق و سیاست را به کل در هم ریخته اند و همین است که برای خودشان و دیگران اسباب زحمت شده است. در راه ارتباط این سه ترددی بکنیم ببینیم قضیه از چه قرار است. اینطور بهتر روشن خواهد شد که چرا در گروه سیاسی خواندن اینها، به رغم جولان دادنشان در میدان سیاست، تردید جدی باید داشت.
راه رفت
بخش اول کار مشکل نظری است. قدم اول یکی گرفتن اخلاق است و سیاست و تمایل به جایگزین کردن دومی با اولی، میدانم که از همینجا صدای عده ای بلند خواهد شد که چه میگویید؟ مگر از اخلاق مهمتر هم داریم؟ هر چی میکشیم از بی اخلاقی سیاستمداران است. مگر خود مصدق نماد اخلاق سیاسی نیست؟ و…
بسیار بسیار خوب! قصد من بی اهمیت محسوب کردن اخلاق یا نامرتبط شمردن آن با سیاست نیست. میخواهم بگویم که هرکدام اینها مربوط است به حوزه ای و این حوزه ها را در هم نباید ریخت و از این مهمتر، نباید تصور کرد و این تصور نادرست و نابجا و خطرناک و بی پایه و ساده لوحانه و… را پراکند که میتوان از یکی از این دو به نفع دیگری صرف نظر نمود. هیچکدام اینها نمیتواند جای خالی دیگری را پر بکند. این را البته بیشتر خطاب به آنهایی میگویم که با خیال راحت و وجدان آسوده، اخلاق خشک و خالی را برای تمشیت همه کاری، از جمله سیاست، کافی میشمرند.
نکتۀ اصلی این است که اخلاق امریست فردی. نه فقط به این دلیل که منشأ عمل اخلاقی فرد است، بل به این دلیل که اخلاق برای ادارۀ کل جامعه طرحی ندارد و این هم که مردم از بابت اخلاقی درست رفتار کنند برای انتظام درست جامعه کافی نیست. نیست چون هزار و یک موضوع اختلاف در بارۀ ترتیبات حیات اجتماعی هست که اخلاق برای هیچکدام آنها راه حل مشخصی ندارد که ارائه بدهد و به همین دلیل از عهدۀ حل اختلافات در این زمینه ها و مهار خشونت برنمیاید. سیاست، تدبیر حیات جمعی را مد نظر دارد و به عرضۀ راه برای این کار میپردازد. به همین دلیل هم هست که مفهوم نظام سیاسی در مرکز آن قرار دارد نه مفاهیم فرد اخلاق مدار یا مذهب رهایی بخش یا… اینکه مردم اخلاقاً درست رفتار بکنند که البته بسیار هم مهم است، در سلامت حیات اجتماعی اهمیت فراوان دارد، ولی برای ترتیب زندگی درست به هیچوجه کافی نیست. حیات اجتماعی سالم محتاج انتظام سیاسی درست است. نقطۀ تماس اصلی اخلاق و سیاست مفهوم عدالت است که در یکی فضیلتی است فردی و در دیگری تابعی از ترتیبات سیاسی. فضایل شخصی، هر قدر هم که قویم و رایج باشد، قادر به گرفتن جای دیگری نیست. البته این خطا بسیار معمول است و پایۀ تمامی آرمانشهرهای اخلاقی، حال چه متکی به مذهب و چه نه. ولی این دلیل نمیشود که به آن دل بدهیم.
کار دولت ترویج اخلاق نیست، ادارۀ درست جامعه است. میدانم که دولتمردان را موظف به پیروی از اخلاق میدانیم و بزرگی آنها را با این معیار نیز میسنجیم که البته کار درستی هم هست. ولی در ادارۀ جامعه، انتخاب نظام سیاسی مناسب، در درجۀ اول اهمیت قرار دارد. بنای نظام سیاسی معقول هم بر چرخیدن به دست مردمان عادی است، با قوت و ضعفشان. فقط نظامهای ضددمکراتیک است که قرار است به یمن وجود رهبران استثنایی بگردد. در این میان، دولتیانی که بخواهند ترویج اخلاق بکنند، کافیست که خود رفتار مطابق با اخلاق داشته باشند ـ همین. قرار نیست به زندگانی همه سرکشی بکنند و برای کسی نسخه بپیچند و به مردم نمرۀ اخلاق و شرعیات بدهند. در این سطح هم مثل سطح فردی، بهترین راه یاد دادن رفتار درست به دیگران (حال چه خرد و چه کلان) رفتار درست خود ماست، نه پند و موعظه یا اجبار از موضع نادرست و در حوزه ای نابجا.
ملی مذهبی ها این مشکل بسیار مهم در هم ریختن سیاست و اخلاق را دارند ولی تازه اشکال کارشان به این ختم نمیشود. قدم دومی هست که کار را از این هم خرابتر میکند. اینکه اخلاق را محتاج مذهب میانگارند و اگر به نابجا در مذهب تحلیلش نبرند که تمایل بدان دارند، اعتقاد مذهبی را شرط اخلاق میشمرند که به هیچوجه نیست. مذهب را شاید بتوان در بعضی موارد پشتیبان اخلاق شمرد که در جمهوری اسلامی و به حکم تجربه قطعاً نمیتوان، ولی جایگزین اخلاق حتماً نیست. نه فقط از این بابت که تجربۀ صریح ما از سیادت مذهب که میتوان با نظر کردن به وضعیت امروز ایران دریافت، اجازۀ چنین کاری را نمیدهد. اول به این دلیل که حوزۀ باید و نبایدهای مذهب بسیار وسیعتر است تا اخلاق و اموری را شامل میگردد که اصلاً به اخلاق ربطی ندارد. دوم به این دلیل کلی و نظری و به همین اندازه روشن که هدف غایی مذهب ترویج اخلاق نیست، چیز دیگری است و این «چیز دیگر» برتر از اخلاق شمرده میشود. تقدس چیزی نیست که بتوان به خدمت امر دیگری گرفتش، حتی اخلاق، خودش هدف غایی و نهایی است.
حوزۀ ایمان و اخلاق از اخلاق و سیاست هم جداتر است. چون اخلاق محتاج مذهب نیست، نمونه ها فراوان است، ولی اخلاق محتاج سیاست هست، چون انتظام درست جامعه است که به رشد فضائل اخلاقی مدد میرساند و اگر جامعه ای به دلیل وجود نظام سیاسی نامناسب دچار اختلال شد، چنانکه جامعۀ امروز ایران شده، فضایل اخلاقی در آن نادر خواهد شد، چنانکه شده است.
راه برگشت
حرکت رفتی که از نظر گذراندیم، برگشتی هم دارد که باید به آن نیز توجه کرد تا تصویر کامل بشود. راهی که اول رفتیم راه نظری بود، حال راه عکس را بپیماییم تا ببینیم کار در عمل چه صورتی پیدا میکند.
ملی مذهبی ها در درجۀ اول به کار سیاست میپردازند، یا به عبارت دقیقتر در میدان سیاست فعالیت میکنند، خود را گروه سیاسی میشمرند، موضع سیاسی میگیرند، مدعی در دست داشتن راه حل سیاسی هستند و… خلاصه اینکه متأسفانه فعالیتشان از حد پند و موعظه یا کوشش برای اصلاح گری اخلاقی که البته کارهای بسیار شایسته و مفیدی است، فراتر میرود.
نکته این است که وقتی شما در میدان سیاست فعالیت میکنید، خواه ناخواه و به شدت تحت فشار منطق این حوزه از زندگانی اجتماعی انسان قرار میگیرید. گفتم به شدت چون موضوع مرکزی سیاست قدرت است و طبیعی است که تحمیل این منطق بسیار شدید و در بعضی موارد مقاومت ناپذیر باشد. وارد این صحنه که میشوید سر و کارتان با قدرت است و باید برای این مسئله راه حل داشته باشید. راه حلی متناسب با موضوع، نه چیزی که از جای دیگری وارد این حوزه شده باشد و مدعی ادارۀ آن گردد. مسئله این است که وقتی راه حل درست که جز سیاسی نمیتواند باشد، برای ادارۀ قدرت نداشتید، در معرض عواقب نامطلوب کاربرد بی محابای قدرت قرار میگیرید. مهار نشدن و درست اداره نشدن قدرت، بدترین بلایی است که بتواند بر جامعه ای نازل گردد. اگر روشی نادرست پیشه کنیم، اختلالی در کار پدید خواهد آمد نظیر آنچه که نزد اسلامگرایان و به شکلی کمی متفاوت، نزد ملی مذهبی ها، شاهدیم.
این هر دو گروه، منطقی را که از حوزۀ مذهب استخراج شده است و بنیانش در نهایت بر تقدس است، وارد گستره ای کرده اند که اصولاً محدودیت ها و حساب و کتاب خودش را دارد و با آن نمیسازد. این دو در اختلاط سیاست و مذهب، موضع مشترک دارند و اگر برای ملی مذهبی ها بتوان کار را به نوعی ابهام و پریشانی در عین حسن نیت حواله داد، در مورد اسلامگرایان خالص و خلّص قضیه خیلی روشنتر است و معطوف به گرفتن قدرت، رودربایستی هم در کار نیست.
از اینجا میرسیم به نکتۀ بعدی که ملی مذهبی ها به آن اعتنای درخور ندارند. اینکه در حوزۀ تشیع، اداره کردن سیاست با معیارهای اخلاقی مذهبی، یا در نهایت مذهبی که قرار است اخلاقی هم باشد، در حکم سپردن سررشتۀ امور است به دست روحانیت و از این گریزی نست. کافیست به یک نکتۀ بسیار ساده توجه بکنید. در کشورهایی که اسلام سنی در اکثریت است، تقریباً همه جا مروجان حکومت مذهبی از زمرۀ مکلّایان هستند و روحانیت محل نقش چندانی در این کار ندارد، حضور روحانیان، وقتی موجود باشد، در صف چندم واقع میشود. برعکس، هر جا تشیع غالب است، سررشتۀ کار به دست روحانیان است. نمونۀ آشناترش را در ایران سالهای منتهی به انقلاب میتوانیم سراغ کنیم که فعالیت ملی مذهبی ها به معنای وسیع، بسیار گسترده بود و همینها بودند که راهگشای اسلامی شدن انقلاب شدند. این را هم شاهد بودیم که وقتی پای رهبری به میان آمد، هیچکدام، نه فقط در برابر خمینی که در برابر روحانیان درجۀ دو و سه هم وزنه ای نبودند و کاری نتوانستند. دلیل امر البته ریشۀ قدیم و محکم نهاد روحانیت است در بین شیعیان که مسئلۀ اداره مذهب را تابع گروه اخیر کرده است. در بین شیعیان هیچ کاری نمیتوان به نام اسلام و متکی به مشروعیت اسلامی انجام داد که از پشتوانۀ تأیید روحانیت برخوردار نباشد ـ بی تعارف. در نتیجه تنها ثمرۀ کوششهای انواع ملی مذهبی ها فقط عمل کردن به عنوان کاتالیزور است در خدمت روحانیت.
سخن آخر
در اوضاع فعلی که کار حکومت سالهاست به دست روحانیت اسلامگراست، نقش ملی مذهبی ها محدود شده به حفظ این موقعیت و اگر در مرحلۀ قبلی پیشقراول حکومت اسلامی بودند، امروز نقش پیشمرگان این حکومت را بازی میکنند. با در نظر گرفتن تجربه ای که پشت سر ماست و مصائبی که بر ملت ایران نازل شده است، چنین رفتاری قابل قبول نیست.
همین امروز هم تصور اینکه اینها ممکن است بتوانند از روحانیت یا حتی از همین رژیم اسلامی موجود استقلال کسب کنند، خیال باطل است. فعالیت آنها یا تعریف از منتظری است که هر چه بود مرده و رفته یا دست به دامن این و آن آخوند درجۀ دو شدن و حال هم که نوبت کروبی است که هم ارادتش به خمینی روشن است و هم سابقه اش در تحکیم حکومت اسلامی و هدر دادن نیروی مردمی که چند سال پیش پایه های نظام را به لرزه درآوردند. جایی که میتوانند فقط چشم خود را باز کنند تا راه درست را بیابند، چشم را بسته اند و برای خود عصاکش کور جسته اند!
خوشبختانه مردم روز به بروز از این راه حل های ناکارآمد، روگردان شده اند و برد تبلیغات مجازی محبان حکومت به اسم اهل بیت، کم و کمتر شده و خارج از حوزۀ اینترنت که شده محل معرکه گیری و شامورتی بازی، تأثیری ندارد.
در این وضع یک راه خلاصی هست که دل کندن است از هر نوع حکومت مذهبی و انتخاب لائیسیته. اگر طالب حفظ حرمت مذهبید، از حکومت دورش کنید؛ اگر به اخلاق علاقمندید، ببینید که در کدام جوامع فرصت بیشتر به رشد فضایل اخلاقی داده میشود؛ اگر هم به سیاست توجه دارید پیدا کنید کدام گزینه اش بهتر است. خدماتی که تا به حال به اسلام کردید که هیچکدامش هم متقابل نبود، کافیست، مختصری هم به فکر ملت باشید.
از: ایران لیبرال
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از تشکیل کمیسیون «اقتصاد خلاق» در دولت در آیندهای نزدیک خبر داد و گفت: ۸ گلوگاه اصلی فساد در دولت شناسایی شدهاست.
به گزارش خبرنگار مهر، علی جنتی صبح امروز در مراسم صبحانه کاری با فعالان اقتصادی در اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، گفت: اواخر سال ۹۳ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی ابلاغ شده و دولت با جدیت این موارد را دنبال میکند به نحوی که ستاد اقتصاد مقاومتی به ریاست معاون اول رئیسجمهور به صورت مرتب جلسات هفتگی خود را برگزار کرده و در اجرای سیاستهای اقتصادی مقاومتی هم ۱۱ کارگروه تشکیل شده است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: یکی از این کارگروهها، گفتمانسازی و فرهنگسازی برای اقتصاد مقاومتی است که البته باید از مرحله برنامهریزی گذر کرده و وارد عمل و اقدام شود.
وی تصریح کرد: امسال دولت با جدیت چندین مساله از جمله رونق به تولید در صنعت و کشاورزی و رفع موانع بخش خصوصی را دنبال خواهد کرد که در خصوص حوزه حمایت از تولید، ۱۶ جلسه در سال ۹۴ از جلسات دولت به این موضوع اختصاص داده شده است و در گامی دیگر، موانع پیشروی تولید باید با همکاری مجلس برداشته شود و وزارتخانهها نیز به صورت داخلی در این موضوع پیشگام شوند.
به گفته جنتی، امسال برای رونق تولید و صادرات غیرنفتی، برنامه ویژهای از سوی دولت ارائه خواهد شد، البته سال ۹۴ پس از دو دهه صادرات بر واردات چربید و این نشانه خوبی در اقتصاد کشور است، ضمن اینکه با توجه به ارتباط ۱۲۰ صنعت به حوزه مسکن، دولت به دنبال خروج این بخش از رکود است.
این عضو کابینه یازدهم از طرح ویژه دولت برای واگذاری طرحهای نیمهتمام خبر داد و خاطرنشان کرد: دولت آمادگی دارد در صورت عدم تغییر کاربری، طرحهای نیمه تمام را به صورت رایگان به فعالان اقتصادی واگذار کند تا این طرحها را تکمیل کرده و از منافع اقتصادی آن بهرهمند شوند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به مدیریت ارزهای خارجی و وجود فساد در اقتصاد ایران اشاره و خاطرنشان کرد: ۸ گلوگاه فساد از سوی دولت شناسایی شدهاند که به دلیل حضور اصحاب رسانه در این جلسه، امکان توضیحات بیشتر در مورد آنها وجود ندارد. البته نباید این نکته را هم فراموش کرد که اقتصاد ایران یک بیماری مزمن دارد اما به هر حال دولت به دنبال مبارزه با فساد است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خاطرنشان کرد: بخش اصلی اقتصاد بیمار ایران به بدهی انباشته دولت به بانک مرکزی، پیمانکاران و سیستم بانکی مرتبط است که یک رقم سرسامآور را به خود اختصاص میدهد و زمانی که وزیر امور اقتصادی و دارایی، اعداد مرتبط با آن را در جلسه دولت اعلام کرد، همه شگفتزده شدند که دولت به چه میزان بدهی انباشته دارد.
جنتی ادامه داد: بانکهای کشور عموماً ورشکسته هستند و در این راستا باید تحولی ایجاد شود. البته از سال ۲۰۱۰ در دنیا موضوع اقتصاد خلاق مطرح شده و بسیاری از کشورهای دنیا ساختارهایی را ایجاد کردهاند که مستقیماً زیر نظر رئیسجمهور یا نخستوزیر توجه ویژهای به اقتصاد فرهنگ دارند.
وی با بیان اینکه برخی چاپ کتاب و هنرهای نمایشی و تجسمی را فاقد توجیه اقتصادی میدانند، ادامه داد: در این حوزه فعالیتهای مناسبی از سوی بانکها و بخش خصوصی صورت گرفته که دارای توجیه اقتصادی و ارزش افزوده بالایی است؛ به نحوی که در زمینه هنرهای تجسمی، در چهار سال اخیر بانکها وارد شده، موزههای هنرهای تجسمی تشکیل دادهاند و سرمایهگذاریهای کلانی به امید سودآوری در این بخش صورت دادهاند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه به فروش تابلوی سهراب سپهری در یک حراج به قیمت ۷۰۰ میلیون تومان خبر داد و گفت: البته بانک پاسارگاد سال گذشته آن را به قیمت دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان خریداری کرد و چنانچه حراجی در سال بعد برگزار شود، مطمئناً این تابلو سه میلیارد تومان فروخته خواهد شد، ضمن اینکه در حراجهای بینالمللی هم مشاهده میشود فروش اینگونه هنرها درآمد خوبی دارد.
جنتی گفت: حوزه فیلم یکی از حوزههایی است که در گذشته مورد بیتوجهی بوده و هماکنون با توجه به رونقی که در سینما احساس میشود، به یک حوزه درآمدزا تبدیل شده، ضمن اینکه مجتمعهای تجاری نیز به فکر ساخت چندین سینما بوده و هماکنون از فروش بسیار خوبی هم برخوردار هستند در حالی که در گذشته کسی به فکر ساخت سینما نبود و سینمادارها دنبال تغییر کاربری بودند اما اکنون تقاضای زیادی برای احداث سینما ارائه میشود.
وی به ساخت چندین مجتمع تجاری ـ فرهنگی اشاره و خاطرنشان کرد: تولید فیلم در گذشته درآمدی نداشت و بنیاد فارابی باید با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک فیلم میساخت در حالی که سال گذشته در ایام عید فروش سینماها از مرز ۳.۲ میلیارد تومان گذر کرده است و امسال نیز در ۱۳ روز ایام نوروز، ۱۶.۴ میلیارد تومان فروش فیلم صورت گرفته است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: برخی سینماها به صورت شبانهروزی فعالیت میکردهاند و برخی سینماها نیز ۴۰ ساعت پشت سر هم به دلیل تقاضا و استقبال مردم، فیلم پخش کردهاند؛ پس اگر فیلم خوب تولید شود، مردم علاقهمند هستند.
وی از فروش ۱۱ میلیارد تومانی فیلم «من سالوادور نیستم» در ایام اکران خبر داد و گفت: بازگشت سرمایه ساخت فیلم خوب، بسیار خوب است و ضرورت دارد علاوه بر کار در داخل، صنایع فرهنگی اینچنینی خود را به خارج از کشور صادر کنیم.
جنتی از تشکیل نهادی در دولت تحت عنوان «کمیسیون اقتصاد خلاق» در آینده نزدیک خبر داد و گفت: صنایع فرهنگی به تولید ناخالص داخلی کمک خواهند کرد و بر این اساس یکی از محورهای کلیدی برنامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال جاری توجه به اقتصاد خلاق است.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
حاکمان این کشورها همه به این نتیجه رسیدند که اگر میخواهند کشورشان پیشرفت کند باید سهمی از بازار در بعضی از کالاها در اقتصاد بین الملل را به دست بیاورند.
سریعالقلم گفت: کسی که در جایگاه ریاست جمهوری قرار میگیرد با واقعیتها رو به رو میشود و از شعارها فاصله میگیرد.
به گزارش ایلنا، محمود سریع القلم با اشاره به جایگاه ریاست جمهوری در ایران و نقش آن در حکومت گفت: اگر در خرداد ۹۲ سعید جلیلی رئیس جمهور میشد شاید دیگر ۲ سال منتظر نمیماندیم تا توافق هسته ای امضا شود.
استاد دانشگاه شهید بهشتی افزود: این ادعا بر این اساس است که جلیلی هم باید با ۹۰میلیارد دلار معوقه بانکی رو به رو می شد و دولتی را در دست می گرفت که حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار میلیارد تومان به بخش های مختلف بدهکار است و ۹۰ درصد بودجه کشور را صرف هزینههای جاری میکند. تمام این مسائل سبب میشد که جلیلی راهی جز همان راهی که امروز روحانی پیموده است نداشته باشد زیرا کسی که در جایگاه ریاست جمهوری قرار میگیرد با واقعیتها رو به رو میشود و از شعارها فاصله میگیرد.
وی با اشاره به مدل توسعه کشورها گفت: اگر کشورهای مهم در حال توسعه امروز را بررسی کنید کشورهایی مثل برزیل، آرژانتین ،مکزیک، شیلی، ترکیه، چین، کره جنوبی و اندونزی به این نکته میرسید که تا ۳۰ – ۴۰ سال پیش حاکمیت آنها دست نظامیان بود و زمانی که نظامیها توانستند مفاهیم و تعاریفشان را نسبت به حاکمیت ملی عوض کنند و بخشی از حکمرانی را به بخش خصوصی دادند و آنها را فعال کردند و همزمان سندیکاهای کارگری در اقتصاد کشور نقش ایفا کردند، توانستند روند رو به رشد به خود بگیرند.
سریع القلم تصریح کرد: حاکمان این کشورها همه به این نتیجه رسیدند که اگر میخواهند کشورشان پیشرفت کند باید سهمی از بازار در بعضی از کالاها در اقتصاد بین الملل را به دست بیاورند.
استاد دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به مشکلات اقتصادی کشور در خصوص راه حل آن اظهار داشت: اجماع ملی یک بحث جدی است که شاید بهترین روش برای رسیدن به این اجماع روشهای بحث کردن و مناظره ای باشد که با فعال کردن رسانه ها و وارد شدن دانشگاهها در مباحث ملی میتوان به آن رسید. نکته دیگر اینکه دولتها( از ابتدای انقلاب تا به امروز ) باید تجربههای خودشان را با بخش های دیگر حاکمیت شریک شوند و آنها را به اشتراک بگذارند.
وی ادامه داد: اگر متون به جا مانده از مشروطه و مباحث آن دوره را مطالعه کنید میبینید که چالشهای آن زمان بسیار نزدیک به مباحث امروز است. به عنوان مثال اینکه آیا ما می خواهیم با دنیا کار کنیم یا نه، چگونه باید با دنیا کار کرد، اگر ما با دنیا تعامل کنیم چگونه باید مسائل دینی و امنیتی خودمان را حفظ کنیم. می بینیم که اینها درست همین مباحثی است که امروز ما درگیر آن هستیم و متاسفانه با گذشت سالها هنوز نتوانستیم آنها را حل کنیم.
وی افزود: به طور مثال در بحث امنیتی –دفاعی آیا ما باید قدرت نظامی خود را بیشتر کنیم یا اینکه درآمد سرانه خودمان را افزایش بدهیم؟ این یک بحث جدی فکری است و باید به آن از همین طریق یعنی رسانه ها و مجامع دانشگاهی پرداخته شود.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
تعدادی از بازنشستگان صنعت فولاد کشور در اعتراض به وضعیت حقوقی خود برای دومینبار مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند.
به گزارش خبرنگار پارلمانی ایلنا، بیش از ۵۰۰ نفر از بازنشستگان صنعت فولاد از سراسر کشور در اعتراض به معوقات حقوق بازنشستگی و عدم دریافت آن در زمان مقرر مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند.
این بازنشستگان سالخورده پیش از این نیز یکبار دیگر در اعتراض به عدم پرداخت معوقات حقوقی با تجمع در مقابل درب ورودی مجلس، خواستار توجه دولت و نمایندگان مجلس شورای اسلامی به رفع مشکلاتشان شدهبودند.
این تجمعکنندگان با در دست داشتن پلاکاردهای دریافت حقوق در زمان مشخص، تکمیل احکام سال ۹۱ و رفع مشکلات درمانی و خدماتیشان را بهعنوان بخشی از مشکلات خود اعلام کردند و در حالی که فریاد الله اکبر سر میدادند، از نمایندگان مجلس خواستند هر چه سریعتر به مشکلاتشان رسیدگی شود.
روز گذشته نیز بازنشستگان فولاد مقابل مجلس تجمع کرده بودند.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
دبیرکل انجمن کارفرمایی صنعت پتروشیمی با اشاره به لغو کامل تحریم صادرات گاز مایع ایران، اعلام کرد: هم اکنون ایران یک تن گاز مایع بدون مشتری هم ندارد.
احمد مهدوی در گفتگو با مهر درباره آخرین وضعیت صادرات گاز مایع ایران، گفت: با اجرایی شدن برجام، تحریم صادرات گاز مایع ایران هم به طور کامل لغو شده است.
دبیر کل انجمن کارفرمایی صنعت پتروشیمی ایران با تاکید بر اینکه هم اکنون تمامی گاز مایع تولید شده در مجتمع های پتروشیمی پس از تامین نیازهای داخلی روانه بازار جهانی میشود، تصریح کرد: بر این اساس، ورود کشتیهای خارجی حمل گاز مایع به بنادر و پایانههای کشور آزاد شده است.
این مقام مسئول با تاکید بر اینکه در دوران تحریم به دلیل خاص بودن کشتی های حمل گاز مایع، تولید و صادرات این محصول به پاشنه آشیل برخی از مجتمعهای پتروشیمی کشور تبدیل شده بود، اظهار داشت: این در حالی است که در حال حاضر هیچگونه محدودیت و مشکلی برای صادرات گاز مایع تولید شده در مجتمعهای پتروشیمی ایران وجود ندارد.
مهدوی با یادآوری اینکه با لغو تحریمها، در شرایط فعلی حتی یک تن محصول گاز مایع بدون مشتری در مخازن مجتمعهای پتروشیمی کشور وجود ندارد، بیان کرد: تمامی محمولههای گاز مایع فروخته شده است.
دبیر کل انجمن کارفرمایی صنعت پتروشیمی ایران با یادآوری اینکه بخشی از گازمایع تولیدی توسط کشتی های گازبر خریداری شده توسط بخش خصوصی ایران و مابقی آن توسط کشتیهای خارجی به بازارهای صادراتی انتقال داده میشود، تاکید کرد: با این وجود، هم اکنون مشکلاتی برای تامین پوشش بیمه ای کشتیهای حامل محصولات پتروشیمی و پلیمری ایران وجود دارد.
به گزارش مهر، اولین کشتی حامل محصولات پتروشیمی اروپایی روز گذشته در پایانه پتروشیمی پارس در عسلویه پهلوگیری و اقدام به بارگیری محصولات پتروشیمی ایران کرد.
بر این اساس این کشتی متعلق به یک شرکت از ایتالیا بوده که در پایانه پتروشیمی پارس در عسلویه پهلوگیری و محصولات شیمیایی مایع تولید شده در مجتمعهای پتروشیمی علسویه را بارگیری کرده است.
با پهلوگیری این کشتی ایتالیایی برای نخستین بار در دوران پساتحریم یک کشتی اروپایی وارد پایانه پتروشیمی پارس عسلویه شده است و پیش بینی میشود به زودی کشتیهای سایر شرکتهای اروپایی هم وارد بزرگترین پایانه پتروشیمی ایران شوند.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
بدینوسیله به آگاهی هموطنان عزیز به ویژه اعضاء و هواداران ارجمند جبهه ملی ایران میرساند که در جلسه شورای مرکزی مورخ ۲۱/۲/۱۳۹۴ به انتخابات درون سازمانی جبهه ملی ایران برای انتخاب اعضای هیئت رئیسه شورای مرکزی، هیئت رهبری و هیئت اجرائیه اقدام گردید، ولی چون ۳ نفر از اعضای هیئت رئیسه شورا ( دو نایب رئیس ویکی از منشی ها) و همچنین ۲ نفر از اعضای هیئت رهبری فقط واجد اکثریت نسبی بوده و فاقد آراء دو سوم حاضران در جلسه شورا یعنی نصاب تعیین شده در اساسنامه بودند و باید برطبق اساسنامه جبهه ملی انتخاب نهائی آنان به دور دوم انتخابات و در جلسات بعدی شورای مرکزی موکول می گردید. لذا درجلسه شورای مرکزی به تاریخ ۱۸/۵/۱۳۹۴ با حضور۲۳ نفر از اعضاء انتخابات دور دوم برای گزینش ۵ نفری که انتخاب آنان در دور اول قطعی نشده بود صورت پذیرفت. و نتیجه نهائی انتخابات درون سازمانی جبهه ملی ایران به صورت زیر مشخص و قطعی گردید.
هیئت رئیسه شورای مرکزی: آقای ادیب برومند رئیس، آقایان منوچهر ملک قاسمی نایب رئیس اول و پروفسور صادق مسرت نایب رئیس دوم و آقایان ضیاء مصباح و ابوالفضل نیماوری دبیران شورا.
هیئت رهبری: آقایان ادیب برومند، مهندس عباس امیرانتظام، دکتر داود هرمیداس باوند، حسین شاه حسینی، مهندس مرتضی بدیعی و دکتر علی رشیدی
هیئت اجرائیه: آقایان دکترحسین موسویان، دکتر محسن فرشاد، دکتر جمشید وحیدا، خانم دکتر لقا اردلان، و آقایان محمد ملک خانی، حسن قدیانی و جمشید میرعمادی
۳۰ فروردین ۱۳۹۵
روابط عمومی جبهه ملی ایران
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
اطلاعیه ی سازمان های جبهه ملی ایران در اروپا به مناسبت درگذشت پرویز نعمان دبیر کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایران (اتحادیه ملی)
با کمال درد و اندوه از درگذشت پرویز نعمان دبیر کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایران (اتحادیه ی ملی) آگاهی یافتیم.
پرویز نعمان یکی از دبیران فعال و دلسوز کنفدراسیون جهانی بود که از ابتدای جوانی در راه آزادی و عدالت اجتماعی در ایران مبارزه کرده بود.
در چارچوب کنفدراسیون او، که تا پیش از اخراج از کشور فرانسه در پاریس تحصیل می کرد، از فعالان و دبیرانی بود که همواره در راه تحکیم رشته های اعتماد میان گرایش های مختلف کوشیده بود، کوششی که اثرات انکارناپذیری در همکاری بهتر و صمیمانه تر در صفوف دانشجویی برجا گذاشت.
او، ضمن اعتقاداتی محکم به آزادی و عدالت اجتماعی همواره با آموختن بیشتر بر دامنه ی دانش خود می افزود و از خشک اندیشی و جزمگرایی برکنار بود و بدین جهت با گذشت زمان و کسب تجربه های سیاسی بیشتر آزاداندیشی او هر روز دامنه ای وسیع تر یافته بود.
او برای یاران دانشجوی خود دوستی صمیمی و مهربان بود.
پرویز نعمان از چندین سال پیش به دلیل بیماری، بدون امکان مسافرت، در لندن بسر می برد.
فقدان آن یار مبارز و دوست مهربان بطور مسلم ضایعه ای دردناک برای همه ی مبارزان آن دوره ی جنبش دانشجویی است.
ما این فقدان را به خانواده ی پرویز نعمان، به ویژه فرزند ارجمند وی آزاده ی نعمان، به همه ی مبارزان راه آزادی ایران تسلیت می گوییم و می دانیم که همه ی آزایخواهان کشور و بویژه جنبش دانشجویی ایران همواره یاد آن فرزند شایسته ی ایران را گرامی خواهد داشت.
یکشنبه، ۲۹ فروردین ماه ۱۳۹۵ برابر ۱۷ آوریل ۲۰۱۶
سازمان های جبهه ملی ایران در اروپا
دکتر علی راسخ افشار، دکتر پرویز داورپناه، علی شاکری زند، مهندس مهدی مقدس زاده.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
ضیاء مصباح – دبیر کانون علوم اداری ایران
با توجه به زمان محدود مانده تا انتخابات ریاست جمهوری وچگونگی مدیریت کلان مملکت، نکاتی که رافع مسایل مبتلی به جامعه گرفتار باشد از اولویت لازم بدلایل مختلف به نظر نگارنده بر خوردار نبوده و کماکان نارسایی ها در زمینه های مختلف وجود دارد که عارف و عامی به آن وقوف دارند.
از سویی سازمان مدیر یت و برنامه ریزی براساس هدف و وظایف از برنامه ریزی در مسیر کاهش ناهماهنگیها ناتوان یا غافل مانده واین غفلت هر روز بر مصایب ملک و ملت می افزاید.
در این رابطه بیقین متولیان حکومت با مفهوم عام که با حجم انبوه معضلات به ارث رسیده دست بگریبانند هر روز – از جوانب مختلف و بدلایل گوناگون در مسیر اقدام و عمل یعنی حل و فصل مشکلات اقتصادی در مرحله اول وضرورت ارایه پاسخی در این رابطه که همه گیر و کاملا ملموس باشد، با ممانعتها و کار شکنی های غیر قابل پیش بینی مواجه می باشند و…..
بر این مبنا با نگاهی گذرا به شرح وظایف مدیران و کارشناسان می-توان دریافت که در یک نظام اصولی و در مسیر منافع ملی و پیشرفت الزاما کارشناسان در جایگاه تصمیم سازی بوده – بررسی، ارزیابی و تحلیل می¬کنند، و یافته¬های خود را در نشست¬های اداری مطرح و یا در گزارش¬های کارشناسی می¬نویسند. گفتگوهای انجام شده در نشست¬های اداری نیز معمولاً صورتجلسه شده و مستند می¬شوندو مدیران که در جایگاه تصمیم گیری هستند برپایه یافته¬ها و پیشنهادهای کارشناسی بهترین تصمیم را میگیرند.
البته مدیران می¬توانند یافته¬ها و گزینه¬های پیشنهادی در صورت جلسات یا گزارش¬های کارشناسی را نادیده گرفته و با نظر خود تصمیم¬گیری نمایند، در اینصورت باید پی¬آمدهای تصمیم خود را به گردن بگیرند و از دیکته کردن آن به کارشناس خودداری نمایند. در سالهای پس از انقلاب این روش اصولی دگرگون و نگاه سلسله مراتبی یا رئیس و مرئوسی جایگزین آن شده است.
در این نگرش کارشناس همان چیزی را می¬نویسد که مدیر یا رئیس از وی می¬خواهد. امنیت شغلی هم ایجاب می¬کند که کارشناس از خواسته رئیس خود فرمانبری کند. این چنین است که جایگاه کارشناسی از تصمیم¬سازی به میرزا بنویسی اُفت میکند.
در بخشی از تئوری¬های مدیریت که رابطه میان فرد و سازمان در آن بررسی و تحلیل شده، آمده است که ارزشمندترین چیزی که فرد به سازمان می¬دهد نوآوری و خلاقیت و مهمترین چیزی که سازمان به فرد می¬دهد امکان پیشرفت شغلی متناسب با شایستگی¬های وی می¬باشد.
کارشناسی که در جایگاه تصمیم¬سازی کار می¬کند و استقلال نظر او پاس داشته می¬شود همواره می¬کوشد نوآور و خلاق باشد، ولی کارشناسی که در جایگاه میرزابنویس کار می¬کند از هیچگونه استقلال نظر برخوردار نمی¬باشد و خود بخود زمینه نوآوری و خلاقیت نیز برای وی فراهم نشده و نظام اداری (سازمان – روشها و نیروی انسانی کار آمد) که عامل اصلی چگونگی مدیریت حاکم است سامان نمی یابد.
عنایت به اصول شایستگی، پاسخگویی و برابری اختیارات و مسئولیت¬ها در علم مدیریت و علوم اداری در رابطه با منظور مطلب بسیار کارساز است:
می دانیم هر انقلابی بحران مدیریت را در پی می آوردو در شرایط بحران اصول اساسی مدیریت نادیده گرفته می¬شود. اما بحران گذرا بوده و نمی¬تواند همیشگی و پایدار باشد، با گذر از بحران باید به اصول بازگردیم.
بعداز استقرار دولت قانونی که جایگزین دولت موقت گردید … یعنی اتمام دوره بحرانی، متأسفانه آغاز جنگ تحمیلی به دوام بحران کمک کرد و آن را هشت سال دیگر به درازا کشانید. از آن پس نیز نظام سیاسی کشور با ماهیت انقلابی خود راه هرگونه مراوده و تعامل با کشورهای دیگر را بر روی خود بسته و شرایط بحرانی را تداوم بخشید.
براساس شواهد بسیار که مطلب دیگری می طلبد، هنوز زمینه بازگشت به اصل شایستگی حتی بطور نسبی و قابل قبول، فراهم نشده و نظام اداری در درون نظام سیاسی جای گرفته و نمی¬تواند رأساً اصول اساسی مدیریت را حاکم سازد، مگر آن ¬که نظام سیاسی کشور چنین گشایشی را برای نظام اداری فراهم سازد.
البته مسئولان سیاسی هرگز نمی¬پذیرند که اصل شایستگی رعایت نمی-شود، بلکه شایستگی را با مبانی سیاسی خود تعریف و تفسیر می-کنند. در حالیکه اصل شایستگی از اصول اساسی مدیریت است و تعاریف استوار آن با تعابیر و تفاسیر سیاسی و تفسیر به رای و خارج از اصول علمی و… خدشه بر نمی¬دارد.
ایا لازمست در این شرایط از خود بپرسیم که دوره بحران کی سپری شده و زمینه بازگشت به اصل شایستگی فراهم خواهد شد؟ آیا هنوز هم شایسته سالاری را باید در شعارهای سیاسی، به ویژه در زمان برگزاری انتخابات ببینیم و بشنویم؟
مهمتر از آن وظیفه پاسخگوییست که بشدت به آن بی توجه مانده ایم:
به اصل پاسخگویی از دو دیدگاه درونی و بیرونی نگریسته می¬شود. از دیدگاه درونی هر مسئولی در درون سازمان و در سلسله مراتب اداری در برابر مقام بالادستی خود باید پاسخگو باشد. و از دیدگاه بیرونی مجموعه یک وزارتخانه یا سازمان باید بتواند از عملکرد خود در برابر جامعه دفاع نماید و پاسخگو باشد.
اگر جامعه در اداره امور کشور مشارکت و فضای نقد و آزادی های نسبی مخصوصا بوسیله مطبوعات که چشم جامعه بشمار میروند وجود داشته باشداحاد مردم می¬تواند خواستار و پیگیر پاسخگویی مسئولان باشد و تشویق وبرکناری آنان را مشاهده کنند در غیر این صورت مسئولان هیچ دلیل یا انگیزه¬ای برای پاسخگویی نخواهند داشت.
در شرایط کنونی کشور که مشارکت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مردم با همه کوشش و خواست و تاکید دولت تدبیر و امید گرفتار برجام و متن و حواشی آن، و کار شکنی ها و مقاومتهای زیان بخش دلواپسان و… به حداقل ممکن کاهش یافته چگونه می¬توان اصل پاسخگویی را مطالبه کرد؟ و در نبود اصل پاسخگویی چگونه می-توان به جریان سالم اداره امور امیدوار بود؟
اصل پاسخگویی با اصل شایستگی وابستگی تام و تمام دارد، یعنی در غیاب اصل شایستگی، پاسخگویی نیز رنگ خواهد باخت. کسانی که نه با داشتن شایستگی و کفایت شغلی، و فقط با وابستگی به بالادستی¬ها منصوب می¬شوند تنها در برابر همان¬ها پاسخگو خواهند بود، و این همان پاسخگویی درونی یا سلسله مراتبی است که اگرچه لازم است ولی کافی نیست بنابراین بصراحت باید گفت: اصول اساسی مدیریت که پیشبرد جوامع را در پی می آورد با یکدیگر پیوستگی داشته و لازم و ملزوم یکدیگرند.
برپایه اصل اختیارات مدیران درهمه سطوح مدیریت باید: اختیارات با مسئولیت¬های آنان برابری کند، در دولت اصلاحات شاهد بودیم که رئیس جمهورمحترم وقت کشور در بالاترین سطح اجرایی، به حق و بدون اغراق از کمبود اختیارات خود و نابرابری آن با مسئولیت¬هایش گله-مند بودو این وانفسا بعد از حدود ۲۰ سال کماکان ادامه دارد و همانطور که اشارت رفت امکان رفع همه موانع فراهم نشده است که منافع ملی را بشدت تهدید و تحدید مینماید.
در سطوح میانی و پائین تر نیز چنین است، و معمولاً مدیران از کمبود اختیارات خود گله¬مند نیستند. زیرا حفظ پست، به ویژه اگر با شایستگی احراز نشده باشد، جای هیچ گله و شکایتی نمی¬گذارد و رابطه ها حاکم بر محیط اداری … در اینجا یکبار دیگر انسجام و وابستگی متقابل اصول اساسی مدیریت را به خوبی می¬توان دید…
در این باب می توان سخن ها گفت و شواهد عینی را بیان نمود که در واقع توضیح واضحات بنظر میرسد، اما اشاره ای گذرا به دو نکته که عامل اصلی توجه و پرداختن به این نکات می باشد در پایان مطلب واجب بنظر می رسد:
اول – عکس العمل و استعفا یا بر کناری بسیاری از مقامات کشورها در پی افشاء اسناد پاناما وابراز شر مندگی از بی توجهی ها و طبعا پاسخگو یی و مجازات شدید آنان.
دویم – سر و صداهای عمدی سازمان یافته در مورد احتمال و ضرورت!؟ داوطلبی رییس جمهور سابق برای انتخابات ۹۶ با آنهمه در آمد و ریخت و پاشهای خلاف منافع مردم و چگو نگی عملکردها و بی توجهی مطلق به اصل پاسخگویی که صرفا و تنها او را نبایستی مقصر دانست که فاعتبر و یا اولی الابصار
. z.mesbah1944@gmail.com
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
روز پنج شنبه هفت زندانی شامل پنج مرد و دو زن در ارتباط با جرائم مواد مخدر در زندان مرکزی بیرجند اعدام شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح روز پنج شنبه مورخ ۲۶ فروردین ماه، هفت زندانی با اتهامات مربوط به مواد مخدر در زندان مرکزی بیرجند به دار آویخته شدند که دو تن از آنان زن بوده اند.
محمد نیازی اهل استان گلستان و محب رحمتی، هویت شناسایی شده دو تن از اعدام شدگان از سوی هرانا تا زمان تنظیم این گزارش است. رسانه های دولتی و نهادهای ذیربط تاکنون در مورد این اعدامها اطلاع رسانی نکرده اند.
شایان ذکر است روز گذشته نیز سه زندانی با جرائم مواد مخدر و قتل در زندان رشت به دار آویخته شدند.
لازم به یادآوری است چندی پیش، سازمان عفو بین الملل طی گزارشی اعلام کرد سال ۲۰۱۵ بالاترین میزان اعدام در دنیا در ۲۵ سال گذشته بوده است و نام ایران در کنار پاکستان و عربستان به عنوان کشورهای دارای بالاترین آمار اعدام ذکر شده بود.
این سازمان همچنین در اعتراض به اجرای حکم رشید کوهی در بیانیه ای دیگر گفته بود این اعدام ها نشانگر ادامه بی توجهی کامل مقامات جمهوری اسلامی ایران به حق حیات و ادامه خط مشی است که سال گذشته آمار سرسام آور اعدام حدود هزار زندانی در ایران را به دنبال داشت.
سعید بومدوها مدیر بخش خاورمیانه و شمال افریقا سازمان عفو بین الملل در این بیانیه گفته بود: “اعدام قریب الوقوع رشید کوهی بعد از چند روز که ایران دومین کشور دارای آمار بالای اعدام در گزارش سالانه عفو بین الملل در سال ۲۰۱۵ معرفی شد، بیانگر آن است که مقامات ایران تصمیم دارند روند هولناک اعدام ها در ایران را به همین منوال ادامه دهند. استفاده از مجازات اعدام برای جرایم مواد مخدر، نقض اشکار حقوق بین المللی بشر است. مقامات ایران به جای قوت بخشیدن به آمار افسارگسیخته اعدام باید در راه لغو این مجازات ظالمانه و غیر انسانی گام بردارند.”
در این بیانیه تاکید شده بود: “در سال ۲۰۱۵ حداقل ۹۷۷ نفر در ایران اعدام شدند که بخش قابل توجهی از آنها با جرایم مواد مخدر بوده اند. این جرایم در قالب «جرایم بسیار خطرناک» بیان شده در بدنه حقوق بشر جهانی قرار نمی گیرند.”
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
بازخوانی همکاری ۲ متهم فسادمالی بزرگ با ثروتی افسانهای؛ یکی محکوم به اعدام در تهران و دیگری منتظر محاکمه در نیویورک
دو شریک، دو همدست با وجود بلندپروازیهایشان و با داشتن ثروت افسانهای سرانجام گرفتار عدالت و دادگاه شدهاند. یکی در دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شده و دیگری منتظر محاکمه در دادگاه منهتن نیویورک است.
ایران نوشت: بابک زنجانی میلیاردر نفتی ۴۴ ساله که حاشیههایش بوی نفت میدهد و به ادعای خودش دارای ۶۴ شرکت داخلی و خارجی از جمله شرکت هواپیمایی قشم، هلدینگ سورینت، باشگاه فوتبال راهآهن، First Islamic Bank مالزی، بانک «ارزش» تاجیکستان، مؤسسهای مالی اعتباری در امارات، سهامدار شرکت هواپیمایی «انور» ترکیه است، در حال حاضر در زندان اوین به سر میبرد.
رضا ضراب ۳۳ ساله متولد تبریز، در استانبول مالک هلدینگ «رویال» است که در تجارت سنگهای قیمتی فعال است. او از هیچ فعالیت اقتصادی رویگردان نبود؛ از خرید سهام باشگاه اسبسواری تا افتتاح کارخانه کشتیسازی و واردات – صادرات مبلمان و هواپیمای خصوصی و غیره. او با پرداخت سه میلیون لیر ترک اسپانسر تیم معروف فوتبال «ترابزون اسپور» ترکیه شده بود.
۹ دی ۱۳۹۲ بود که بابک زنجانی بازداشت شد. او متهم بود که چندهزار میلیارد تومان پول نقد و نفت را از وزارت نفت تحویل گرفته اما در موعد مقرر بازنگردانده است. ماجرا از آنجایی آغاز شد که در اوایل سال ۹۱ سه وزیر دولت احمدینژاد و رئیس بانک مرکزی وقت نامهای را امضا میکنند که براساس آن مبلغی حدود ۹ هزار میلیارد تومان و چندین محموله نفت و میعانات گازی در اختیار زنجانی قرار میگیرد.
بر اساس گزارش سازمان بازرسی که در جلسه هشتم دادگاه فساد نفتی قرائت شد، اینکه سه وزیر و رئیس وقت بانک مرکزی، بانک FIIB متعلق به زنجانی را بدون شناخت کامل به رسمیت شناختهاند، یک کار غیرمنطقی بوده است. چند ماه پیش از بازداشت زنجانی در ایران، رضا ضراب در ترکیه دستگیر شده بود. اتهام او هم پولشویی و جابهجایی غیرقانونی ارز و طلا به مقصد شرکت سورینت، متعلق به زنجانی بود از سوی دیگر رضا ضراب که سال ۲۰۱۳ به دلیل اخلال در نظام اقتصادی ترکیه خبرساز و بازداشت شده بود و مجدداً روز سوم فروردین در میامی آمریکا دستگیر شد، به نیویورک منتقل میشود.
حجتالاسلام محسنی اژهای سخنگوی دستگاه قضا نیز در خصوص پرونده اتهامی رضا ضراب به «ایران» میگوید: در پرونده بابک زنجانی میلیاردر نفتی متهمان از افراد زیادی نام بردهاند که از آنها تحقیق و بازجویی شد. البته از رضا ضراب هم نام برده شده و ایشان مطرح هستند، اما نامبرده در خارج از کشور است. وقتی مطلبی علیه کسی گفته میشود و خودش هم نیست که دفاع کند، نمیتوان برای او قرار صادر کرد. در نتیجه برای ضراب نیز قراری صادر نشده، اما نام او در پرونده برده شده است.
رضا ضراب کیست
به گزارش پایگاه خبری تدبیر، روزنامه حریت ترکیه طی مقالهای پرسیده است: «رضا ضراب کیست؟» به نوشته این روزنامه، رضا ضراب در سال ۱۳۶۲ در خانوادهای ثروتمند در تبریز متولد شد. «در زمان جنگ، خانواده ضراب به دوبی رفته و رضا پسر کوچک خانواده در ترکیه ماند و آنجا به فعالیت میپردازد که پس از چند سال حسین ضراب (پدر رضا) پس از بازگشت به ایران کارخانه فولادسازی را تأسیس میکند. این کارخانه هماکنون به نام اوست و همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد.»
مدیرعامل این کارخانه حسین ضراب و رئیس هیأتمدیره کارخانه نیز «رضا ضراب » پسر اوست. این جوان دو ملیتی ایرانی – ترکیهای، علاوه بر اینکه در استانبول مالک هلدینگ «رویال» است، در تجارت سنگهای قیمتی نیز فعال است و ۴۶ درصد صادرات طلای ترکیه را در اختیار دارد.
در زمستان ۱۳۸۸ (۲۰۱۰) رضا ضراب با «ابرو گوندش»، خواننده مشهور ترک ازدواج کرد و موجب شد هر اقدام او بیشتر از گذشته در صدر اخبار رسانههای ترکیه قرار بگیرد.
زمانی که «ابرو گوندش» همسر رضا ضراب در سال ۸۹ به ایران سفر کرده و میهمان خواهر همسرش در کرج بود، خبری در رسانهها منتشر شد، مبنی بر اینکه او در کرج در مراسم افطاری به میزبانی یکی از مدیران ارشد دولت قبل شرکت کرده است. البته آن مدیر ارشد این خبر را تکذیب کرد.
ماجرای رضا ضراب در ترکیه
۲۶ آذر ۱۳۹۲ پلیس ترکیه ۵۳ نفر را به اتهام پولشویی و فساد مالی بازداشت کرد. روزنامه «تودیز زمان» ترکیه نوشت، در جریان ماجرای بحران فساد مالی ترکیه به غیر از برخی مقامات دولت اردوغان و فرزندان آنان، رضا ضراب، تاجر ایرانی اهل تبریز نیز بازداشت شد. وی متهم به انتقال غیرقانونی محمولههای طلا و انتقال غیرقانونی پول از طریق یک بانک متعلق به دولت ترکیه و پرداخت رشوه به نزدیکان مقامات دولتی است.
در همان مقطع زمزمههایی درباره ارتباط ضراب و زنجانی به گوش میرسید؛ تا جایی که روزنامه «تودیز زمان» ترکیه در ادامه گزارش خود نوشت، رضا ضراب در اعترافهای خود نام رئیس خود را فاش کرده است. این نام کسی نبود جز بابک زنجانی؛ ارتباطی که البته از سوی هر دو نفر (بابک زنجانی و رضا ضراب) تکذیب شد.
اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. همان ایام، روزنامه «هابرتک» ترکیه مدعی شد، «بر اساس ایمیلهای ردوبدل شده بین ضراب و زنجانی، این ایرانی ثروتمند قصد سفر به ترکیه و دیدار با ضراب را در هتلی لوکس در آنتالیا داشته است. به گفته پلیس، بابک زنجانی و رضا ضراب هیچوقت تلفنی صحبت نمیکردند و ارتباطشان فقط از طریق ایمیل بوده است. زنجانی قرار بوده که با استفاده از یک پاسپورت جعلی از طریق بیروت وارد آنتالیا شود، اما او سفر خود را بعد از عملیات پلیس در ترکیه لغو میکند».
این روزنامه مدعی شده بود که ضراب و زنجانی اولینبار سالها پیش در تبریز با یکدیگر ملاقات کردهاند و ضراب از آن پس برای زنجانی کار میکرده است. این روزنامه ترکیهای در دی سال ۹۲ نوشت: «در حالی که رضا ضراب در ترکیه و بابک زنجانی در ایران دستگیر شده و حواشی فراوانی درباره پروندههای آنها ایجاد شده، نفر سوم این مثلث شراکت به نام «م.ش.ز.» در سکوت در حال انجام معاملات خویش است.
در این میان دستگیری رضا ضراب، کریدور پولشویی در ترکیه اولین حلقه دومینویی بود که با دستگیری بابک زنجانی که ۹ هزار میلیارد تومان بدهی پول نفت تنها یکی از قلمهای فهرست طولانی پرونده اوست، ادامه یافت و اکنون این دومینو به حلقه خاموش و ساکت خود رسیده است. اما این داستان زمانی جذابتر میشود که به یاد بیاوریم همان زمان خبرگزاری فرانسه نوشته بود: «گفته میشود شخص واسطه میان ضراب و زنجانی برای ارسال پول نفت به ترکیه، تاجری مستقر در دوبی به نام «م.ش.ز» بوده است.»
سه ماه بعد عصر ایران به نقل از «سیانان» نوشت: رضا ضراب تاجر ایرانی که کمتر از سه ماه پیش به اتهام پولشویی در ترکیه دستگیر شده بود، با حکم دادستان استانبول به همراه چهار متهم دیگر از زندان آزاد شد.
ماجرای قاچاق طلا و ارتباط زنجانی با ضراب
برگزاری دادگاه پرونده فساد نفتی باعث شد تا برخی شایعات از جمله داستان دو شریک (بابک زنجانی و رضا ضراب) و ارتباط آنها با یکدیگر در معاملات خارجی فاش شود؛ اما پرداخت ۱۲ میلیون یورو کارمزد از سوی بابک زنجانی به صرافی «صفیر آلتین» در دوبی که متعلق به رضا ضراب است، رابطه کاری آنها را برملا کرد. روز دوم آذر سال گذشته، بابک زنجانی در چهاردهمین جلسه دادگاه، درباره دو موضوع سخنانی بر زبان آورد که نیازمند آن است تا برای روشنشدن زوایای مختلف این رخدادها، مقداری به گذشته بازگردیم. نکته اول، قاچاق یک تن و ۵۰۰ کیلو طلا از کشور غنا به مقصد دوبی بود که در فرودگاه آتاتورک استانبول توقیف موقت شد و ماجرای دوم پورسانتهایی بود که رضا ضراب برای جابهجایی ارز از بابک زنجانی دریافت کرده بود.
۲۹ ژانویه ۲۰۱۴، به گزارش انتخاب به نقل از بنگاه خبری بلومبرگ در گزارشی که به رضا ضراب اختصاص داده بود نوشت: «یک شرکت واردات و صادرات به نام «سارا» در دوبی، ۱٫۵ تن طلا از یک شرکت در غنا خرید. این شرکت طلای معدنی «امنای» نام داشت. «امنای» به مأموران گمرک اعلام کرده بود که محمولهاش ۳۰ بسته نمونههای طلای معدنی است و مقصد نهایی آن امارات متحده عربی بود. ضراب گفته بود که خریدار نهایی این محموله، یک تاجر ایرانی به نام بابک زنجانی است که مالک شرکت سورینت است. هواپیمای شرکت «یوالاس» از فرودگاهی در آکرا (پایتخت غنا) پس از یک ساعت پرواز به دلیل مهآلود بودن مسیر پرواز، مجبور شد در فرودگاه آتاتورک استانبول فرود بیاید. مأموران گمرک ترکیه در فرودگاه این محموله را کشف و هواپیما را توقیف کردند.»
بلومبرگ در ادامه میافزاید: شرکت «سارا» ادعا کرد شرکت «امنای» طلای تقلبی به آنها فروخته است. پس از مدتی آزمایشگاه صنعتی امارات با بررسی و تجزیه و تحلیلهای انجامشده گزارشی را منتشر میکند مبنی بر اینکه ۹۹ درصد پایه این محموله سرب بوده و روکش نیکل ۹۵ درصد داشته است. البته این صرفاً ادعای شرکت اماراتی و ادعای زنجانی در دادگاه است.
ماجرای «هالک» بانک
در ماجرای پرونده رضا ضراب در ترکیه، اسلان سلیمان، مدیر هالک بانک ترکیه نیز در ارتباط با پرونده صادرات طلای ترکیه به ایران بازداشت شد. روزنامه «تودیز زمان» گزارش داده بود در بازرسی پلیس از منزل آسلان، مدیرعامل هالک بانک حدود ۴٫۵ میلیون دلار که در جعبه کفش بوده، کشف شده است.
این روزنامه نوشت: «سه شرکت صوری در ترکیه که تحت مالکیت رضا ضراب هستند، در سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ حدود ۸۷ میلیارد یورو نقل و انتقالات غیرقانونی از کشورهای مختلف انجام دادهاند که ۴۰ درصد این مبلغ، پولی است که بهصورت غیرقانونی از کشور خارج کردهاند. در یکی از پروندهها، رضا ضراب با هلدینگ سورینت متعلق به بابک زنجانی ارتباط داده شده است. در ژانویه ۲۰۱۳ در فرودگاه آتاتورک ترکیه ۱٫۵ تن محموله طلا در هواپیمایی کشف شد که دوسوم این محموله قرار بوده تحویل شرکت سورینت هلدینگ در ایران شود. این محموله بدون هیچ سندی و با پرداخت رشوه به برخی افراد سیاسی در ترکیه راهی دوبی شد.»
واکنش سفیر آنکارا
«اومیت یاردیم» سفیر ترکیه در تهران در گفتوگویی با ایسنا، درباره انتشار اخباری مبنی بر مورد اتهام قرار گرفتن هالک بانک به خاطر همکاری با ایران گفته است: «این اتفاق به تازگی رخ داده، من هم از طریق رسانهها این خبر را دنبال میکنم اما باید به این نکته اشاره کنم که هالک بانک برای روابط ایران و ترکیه بسیار سودمند بوده و تأثیر مثبتی داشته است. در فضایی که تحریمهایی علیه ایران اعمال شده است این بانک یکی از مهمترین سازمانهایی است که توانست به تجارت ایران و ترکیه کمک بسزایی داشته باشد بخصوص برای ایران خدمات ارزشمندی ارائه کرده است. بسیاری از کارهای این بانک را بانکهای خصوصی به دلیل برخی نگرانیها و فشارها نمیتوانند انجام دهند. باید حوزه تجاری و اقتصادی ایران قدردان این بانک باشند.»
اعترافات ضراب
رضا ضراب پس از آزاد شدن از زندان متردیس ترکیه، در مصاحبهای با روزنامه صباح، برای نخستینبار در مورد علت بازداشت و اتهامات وارده مطالبی را مطرح کرد.
به گزارش سایت تدبیر، روزنامه صباح با اشاره به شرح ماجرا از زبان ضراب مینویسد: من اتهامات وارد شده را نمیپذیرم. مأموران ساعت ۵:۳۰ صبح به خانه من ریختند و من را از تختخواب بیرون کشیدند و بازداشت کردند. ۲۰ فیلمبردار در حال فیلمبرداری از این صحنه بودند. بازداشت من کودتایی سازماندهیشده بود.
این تاجر ایرانیالاصل در ادامه میگوید: من از سال ۲۰۰۶ – ۲۰۰۷ شهروند ترکیه محسوب میشوم. در آن زمان وزیر کشور عبدالله آکسو بود. من از سال ۱۹۸۴ میلادی در ترکیه زندگی میکنم و تمام اعتبار شخصی و زندگی خود را در این کشور گذاشتهام. چطور ممکن است من به فعالیت غیرقانونی بپردازم و قوانین این کشور را زیر پا بگذارم؟
او ادامه میدهد: همچنین شهروندی برادر من هم طبق قوانین ترکیه در زمان وزارت آقای گولر مورد پذیرش قرار گرفت. شرکت برادر من در سال گذشته جوایز متعددی را به عنوان بهترین صادرکننده دریافت کرد و من میخواهم که اجازه دهند تا طبق قوانین، او فعالیت خود را در این کشور از سر بگیرد.
ضراب در مورد اتهام قاچاق طلا از غنا نیز ضمن رد اتهامهای مطرحشده اظهار میکند: میتوانید با بررسی اسناد فروش طلاها حقایق را دریابید.
او همچنین با رد اتهام پولشویی و انتقال غیرقانونی وجه میان دو کشور ایران و ترکیه خاطرنشان میکند: حجم مبادلات سالانه ایران و ترکیه ۳٫۵ میلیارد دلار است. چگونه اتهام انتقال ۸۷ میلیارد یورو پول را بر من وارد کردهاند؟
وی افزود: کسانی که چنین صحبتهایی درباره فعالیتهای تجاری من مطرح میکنند یا نمیفهمند که چه میگویند یا درک درستی از تجارت ندارند. تمام فعالیتهای من براساس قوانین کشور ترکیه بوده است و همچنین تمام بازرسیهای دولتی آن را رصد میکردهاند.
ضراب با رد تمامی اتهامهای واردشده میگوید: تمام کارهای بازرگانی من قانونی بودهاند و من تمام فعالیتهای تجاری را از طریق بانکها انجام دادهام. من دوست زنجانی نیستم و مسائل مطرحشده در مورد او به من ارتباطی ندارد. فعالیتهای من کاملاً قانونی بوده و نمیتوان اتهام قاچاق را به من نسبت داد.
او درباره بازگشت به ایران و احتمال دستگیریش نیز اظهار میکند: دولت ایران قصدی برای دستگیری من ندارد. من هر زمانی که بخواهم میتوانم به ایران بروم و بازگردم. اکنون پدر من و شرکتهای او در ایران به فعالیت تجاری خود ادامه میدهند.
ضراب با تأکید مجدد بر انجام فعالیتهای تجاری قانونی، یادآور میشود: زمانی که قاضی اتهامات من را در دادگاه مشاهده کرد، از اتهامات واردشده به من تعجب کرد، چراکه مشخص بود فعالیتهای تجاری من براساس قوانین کشور ترکیه انجام شده است.
جای رضا ضراب در دادگاه خالی است
امیرعباس سلطانی، مسئول کمیته پیگیری پرونده بابک زنجانی در مجلس شورای اسلامی به روزنامه «تودیز زمان ترکیه» گفته بود: «با توجه به اطلاعاتی که در دست داریم، بابک زنجانی و رضا ضراب جدا از هم نیستند و بخش اعظم اموال بابک زنجانی که ایران به دنبال آن میگردد، نزد رضا ضراب است. در این پرونده زنجانی تنها نبوده و یک مافیای قوی پشت سر اوست که در روند رسیدگی به پرونده مانع ایجاد میکنند. با توجه به اینکه مسئولان ایرانی بارها گفتهاند اموال زنجانی در خارج از کشور را پیدا نمیکنند، باز هم با اشاره به اینکه احتمال ارتباط بین زنجانی و ضراب دور از ذهن نیست، به نظر میرسد ضراب، کلید بخشی از پولهای گمشده در این پرونده باشد و جای آن در دادگاه خالی است.»
رد پای ضراب در پرونده بابک زنجانی
ناصر سراج رئیس سازمان بازرسی کل کشور در پاسخ به این سؤال «ایران» که آیا در پرونده بابک زنجانی رد پای رضا ضراب نیز وجود دارد؟ گفت: بازرسان این سازمان روی پرونده فساد نفتی که به دلیل برخی بیدقتیها در دوره قبل بهوجودآمده بسیار تحقیق و کار کردهاند و حتی با متهم نیز قبل از بازداشت گفتوگوی مفصل انجام دادند و از او خواستند که پول یا اموال بیتالمال را بازگرداند، اما وی معتقد بود برای دور زدن تحریمها اقداماتی را انجام داده و پول شرکت نفت در بانکی در خارج از کشور محفوظ است، ولی به دلیل اینکه در تحریم هستیم الان نمیتواند پول را بازگرداند؛ در حالی که کارشناسان و بازرسان این سازمان با چند بار گفتوگو با متهم متوجه شگردهای او شدند، که وی به بهانههای مختلف قصد فرصتسوزی دارد، چون هر بار او یک مطلب جدیدی میگفت تا مأموران را گمراه کند. البته نامبرده در تحقیقات اسامی افراد بسیاری را مطرح کرد از جمله رضا ضراب صاحب صرافی «صفیرآلتین». متهم (بابک زنجانی) مراوداتی با ایشان داشته است اما باید بررسی شود اظهارات بابک زنجانی در خصوص افراد چقدر صحیح است.
افرادی که در پرونده متهم نفتی مطرح بودهاند، به عنوان مطلع یا متهم احضار و از آنها بازجویی شد و برای برخی نیز پرونده تشکیل شده است. ناصر سراج در پاسخ به این سؤال که “آیا میتوان استرداد رضا ضراب را که به دلیل پولشویی در آمریکا بازداشت است، از طریق پلیس بینالملل از آن کشور درخواست کنیم؟” گفت: ما با آمریکا استرداد مجرمین نداریم. ضمن اینکه هنوز در خصوص این فرد پرونده قضایی نداریم تا در آن مورد تصمیمگیری شود، تنها چیزی که اکنون درباره ضراب مطرح است، که چند نفری از متهمان نام او را در مراحل تحقیقات گفتهاند که یک مراوداتی بین آنها بوده است.
ضراب در دادگاه منهتن نیویورک
رضا ضراب پس از ۲۹ روز بازداشت در زندان نیویورک، منتظر دادگاه است تا از ادعا نامه دادستان علیه خود دفاع کند. به گزارش شبکه «ای بیسی»، «دیهگو رودریگز»، رئیس دفتر افبیآی در نیویورک اعلام کرده است بنا به ادعانامه دادستانی، جرایم رضا ضراب بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ انجام شده است. ضراب به همراه کاملیا جمشیدی، ۲۹ ساله و حسین نجفزاده، ۶۵ ساله، از سوی دادگاه آمریکایی به کلاهبرداری از دولت آمریکا، نقض قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی، کلاهبرداری بانکی و پولشویی متهم هستند. البته این دو متهم – کاملیا جمشیدی، حسین نجفزاده – هنوز دستگیر نشدهاند.
به گزارش «المانیتور»، دادگاه رضا ضراب قرار بود در روز ۴ آوریل – دوشنبه ۱۶ فروردینماه – با حضور دادستان منطقه و وکلای متهم برای رسیدگی به ادعانامه دادستان و درخواست وکلای ضراب برای آزادی موکل خود تشکیل شود، اما به دلیل اینکه نامبرده از حق خود برای آزادی به قید ضمانت انصراف داده است، جلسه رسیدگی منتفی و به جلسه دیگری موکول شد.
ثبت در تاریخ برای آیندگان
اکنون، پرونده متهم بزرگترین فساد مالی تاریخ ایران در ایستگاه پایانی است و بزودی حکم قطعی او صادر میشود اما پرونده رضا ضراب، شریک او، در مراحل ابتدایی قضایی است. باید منتظر ماند و دید که پرونده دو متهمی که در کشور خود و حتی برخی از کشورهای منطقه و جهان شناخته شده هستند، چه فرجامی خواهد یافت و تاریخ چه حکمی درباره آنان را به ثبت خواهد رساند تا آیندگان را در قضاوت پیرامون جدیت مبارزه با فساد در دوران ما را یاری رساند.
منبع: ایران
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
تجمع اعتراضی ۶۲۰کارگراخراجی آلمنیوم المهدی هرمزگان مقابل کارخانه
ظهر امروز۲۸فروردین، ۶۲۰ کارگر آلمنیوم المهدی هرمزگان که با ۴ماه حقوق معوقه درپایان سال گذشته اخراج شده اند در مقابل درب ورودی این کارخانه تجمع کردند.
به گفته برخی از این کارگران غالب این افراد دارای سابقه کاری بالایی هستند اما هیچگونه قراردادی با این کارخانه نداشته و حتی از بیمه نیز برخوردار نبودند.
بسیاری از این کارگران که با اسم نیروی خدماتی وارد این کارخانه شدند همپای نیروهای خط تولید در کنار کوره ها کار میکردند اما دستمزد کارگر خدماتی را دریافت میکردند.
این کارگران به دلیل نداشتن هیچگونه قراردادی با رجوع به اداره تعاون ، کار و رفاه اجتماعی استان هرمزگان در روزهای اخیر با جواب صحیح مواجه نشده و تنها پاسخ آنها، عدم دخالت قانونی این اداره کل در امور منطقه ویژه اقتصادی بوده است.
به گزارش۲۸فروردین ایسنا،یکی از کارگران کارخانه آلومینیوم المهدی هرمزگان که سابقه کار بیش از ۲۳ سال در این کارخانه دارد گفت: به نظر میرسد مدیر کارخانه برای دریافت تسهیلات دولتی دست به این عمل زده و این اقدام سناریویی بیش نیست و تنها کسانی که متضرر می شوند کارگران و خانواده های آنها است.
با توجه به شرایط پیش آمده فشار بر نیرو های مستقر بیشتر شده و بسیاری از کارگرانی که مشغول به کار هستند با شیفت های اضافه و فشار بیشتر روبه رو هستند.
گفتنی است این کارخانه در حدود دو هزار و ۴۰۰ پرسنل دارد که طبق حکمی۶۲۰ کارگربا عقب ماندگی ۴ ماه حقوق و مزایااخراج شدند.
***
ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد امروز ۲۸فروردین در شعبه ۲۶دادگاه انقلاب محاکمه شد
ابراهیم مددی عضو هیئت مدیره و نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحدامروز ۲۸فرودین به جرم اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی در دادگاه انقلاب شعبه ۲۶ محاکمه شد، آقای صالح نیکبخت به عنوان وکیل مدافع آقای مددی در دادگاه حضور داشتند و لایحه دفاعی را در ۹صحفه تقدیم دادگاه کردند و اتهامات وارده به موکلشان را بی اساس و فاقد مستندات خواندند و از دادگاه درخواست تبرئه موکلشان را کردند.
محاکمه آقای مددی از ساعت نه وسی دقیقه صبح آغاز شد و تا ده ونیم بپایان رسید ،مددی اتهامات واراده را رد کرد و بر اساس مستندات ارائه شده توسط وکیل مدافع به دادگاه فعالیت های سندیکایی را قانونی دانسته و حق اعتراض و دادخواهی و داشتن سندیکا را حق مسلم همه ی کارگران دانسته و به هیچ عنوان اتهامات وارده را قابل قبول ندانسته ، مددی در طی سالها تلاش برای ایجاد تشکیلات سندیکایی چندین بارتوسط عوامل امنیتی اطلاعاتی دستگیر و به زندان و بند ۲۰۹ اوین رفته که یکبار به علت شرکت در اعتصابات سال ۱۳۸۴ رانندگان شرکت واحد در دادگاه انقلاب شعبه ۱۴محاکمه شد و به ۳ونیم سال حبس محکوم شد که دوران محکومیت خود را در زندان اوین بند ۳۵۰تا آخر بدون مرخصی سپری کرد ،مددی یکبار دیگر هم در دادگاه انقلاب برای فعایت های سندیکایی توسط قاضی مقیسه به دوسال حبس محکوم شد که پس از تحمل حدود پنج ماه زندان انهم در بدترین شرایط زندان قزلحصار از سوی دادگاه تجدید نظر تبرئه گردید و از زندان آزاد شد. لازم به توضیح است که داود رضوی دیگر عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد درشعبه ۲۶ دادگاه انقلاب در ۲۳ دی ماه سال نود وچهارتوسط قاضی احمد زاده با همان اتهامات وارده به آقای مددی محاکمه گردید و به ۵سال حبس تعزیری محکوم شد که منتظر صدور رای دادگاه تجدید نظر می باشد.ابراهیم مددی و داود رضوی در اردیبهشت ماه سال ۹۴ در حالی که چند روز به اول ماه مه روز جهانی کارگر نمانده بود در منزل شخص خود در نیمه های شب توسط عوامل وزارت اطلاعات دستگیر شدند و یکسره به بند ۲۰۹ اوین منتقل شدند که بعد از ۲۲روز بازداشت با قرار صد میلیونی از زندان اوین آزاد شدند. رضا شهابی عضو دیگر هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد که بیش از ۵سال از دوران محکومیت شش سال خود را در زندان اوین سپری کرده است و اکنون در مرخصی پزشکی بسر میبرد در بهمن ماه سال گذشته توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به یک سال حبس مجددا توسط قاضی احمد زاده محکوم شد که در دادگاه تجدید نظرعین حکم صادره علیه شهابی تایید گردید .متاسفانه در دوسال گذشته فشار برفعالین سندیکایی و کارگری واعضای کانون صنفی معلمان شدت و افزایش یافته و چندین تن از فعالین کارگری و معلمان با همین اتهامات روانه زندان شده اند و حبس های سنگین گرفته اند .سندیکای کارگران شرکت واحد ضمن محکوم کردن اینگونه احکام صادره علیه فعالین سندیکایی و کارگری خواستار برچیده شدن فضای امنیتی و پلیسی علیه کارگران وفعالین معلمین است و خواستار آزادی همه ی کارگران و معلمین زندانی است که برای فعالیت هایی سندیکایی و کارگری در زندان می باشند و بار دیگر اعلام می کند با این فشارها و برخوردهای امنیتی و پلیسی کارگران و دیگر فعالین سندیکایی هرگز دست از خواسته های بحق خود بر نخواهند داشت و داشتن تشکیلات مستقل سندیکایی و کارگری را حق مسلم تمامی کارگران می دانند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
فروردین۹۵
***
تجمع کارگران بیکارشده معدن چشمه پودنه مقابل استانداری کرمان برای بازگشت بکار و اعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان
بیش از ۷۰ کارگر معدن چشمه پودنه از ساعات اولیه صبح امروز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات مزدی وعدم بازگشایی معدن، مقابل استانداری کرمان تجمع کردند.
به گفته کارگران، تجمع امروز آنها به علت عمل نکردن کارفرمای معدن چشمه پودنه به تعهدات خود از جمله پرداخت مطالبات کارگران و بازگشایی معدن است.
به گزارش۲۸فروردین ایلنا،یکی از کارگران این معدن گفت: معدن چشمه پودنه واقع در شهرستان کوهبنان از توابع استان کرمان است که به دلیل ناتوانی در پرداخت مزد کارگران و دیگر هزینهها از ابتدای دی ماه سال گذشته تعطیل شد.
این کارگر افزود: با تعطیلی معدن چشمه پودنه ۲۵۷ کارگر این معدن که از شهریور تا دی ماه مزدی دریافت نکرده بودند هرکدام مبلغی معادل شش میلیون تومان با احتساب عیدی و پایان کار از کارفرمای خود طلبکار شدند.
وی ادامه داد: در پی تجمعات کارگران معدن و پیگیری مطالبات مزدی در دوم اسفند ماه جلسه ویژهای در استانداری استان کرمان با حضور مسئولین استان و شهرستان کوهبنان و کارفرمای معدن برگزار شد.
وی گفت: در جلسه مزبور کارفرما متعهد شد در سه مرحله مطالبات را کارگران را به حساب آنها واریز کند و زمینه را برای بازگشایی معدن در ابتدای اردیبهشت ماه فراهم کند.
تجمع امروز آنها به علت عمل نکردن کارفرمای معدن چشمه پودنه به تعهدات خود از جمله پرداخت مطالبات کارگران و بازگشایی معدن است.
***
تجمعات کارگران کارخانه سدید ریخته گر دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی و عدم پرداخت یکسال حقوق وحق بیمه مقابل کارخانه و مجلس
امروز۲۸فروردین، کارگران کارخانه سدید ریخته گردراعتراض به بلاتکلیفی شغلی و عدم پرداخت یکسال حقوق وحق بیمه مقابل کارخانه ومجلس دست به تجمع مقابل کارخانه ومجلس زدند.
به گزارش۲۸فروردین خبرگزاری مجلس، به گفته یکی از تجمع کنندگان این واحد تولید کننده غلتکهای نورد گرم به دلیل آنچه کمبود نقدینگی خوانده میشود، توان پرداخت به موقع حقوق کارگران و سایر هزینههای جانبی کارخانه را ندارد.
به گزارش امروز ایلنادرهمین رابطه، صبح امروز (۲۸ فروردین ماه) جمعی از کارگران کارخانه سدید ریخته گر در اعتراض به تعویق ۱۲ ماه حقوق و مشخص نشدن وضعیت شغلیشان در یکسال گذشته مقابل درب ورودی کارخانه تجمع کرده اند.
گفته میشود،کارفرما ی سدید ریختهگر در سال ۹۴ از مجموع ۱۰۴ کارگر این کارخانه تعداد حدود ۶۰ کارگر را در دو مرحله (خرداد وشهریور ماه ) به بهانه های مختلف اخراج کرده است ودر حال حاضر تعداد کارگران شاغل در این وا حد به ۴۴ نفررسیده است.
کارگران می گویند پیش از این در کارخانه سدید ریخته گر، بیش از ۵۰۰کارگر کار می کردند که طی دوسال گذشته به بهانه رکود بازار کار وافزایش مشکلات مالی به مرور اخراج شده اند.
به گفته آنان کارگران سدید ریخته گر در این تجمع اعتراضی خواستار مشخص شدن وضعیت شغلی خود شدند. همچنین پرداخت حداقل بخشی از مطالبات یکسال گذشته شان از دیگر مطالبات کارگران عنوان شده است.
همچنین آنان در تشریح جزئیات معوقات بیمه خود گفتند: معوقات بیمه ای کارگران سدید ریخته گر مربوط به دوماه بیمه دی وبهمن ماه ۹۳ به همراه ۱۰ ماه حق بیمه در سال ۹۴ می شود که هنوز پرداخت نشده است.
کارگران با بیان اینکه از موعد بازنشستگی ۲۵ نفر از همکارانشان گذشته است در ادامه درباره شرایط سخت بازنشستگی شان میگویند: این کارگران با استفاده از مزایای بازنشستگی مشاغل سخت وزیانآور امکان بازنشستگی دارند اما بدلیل اینکه کارفرما سهم ۴ درصدی بیمه آنان را در مشاغل سخت وزیان آورپرداخت نمی کند، امکان بازنشستگی برای این تعداد کارگر وجود ندارد.
***
عدم پرداخت ماه ها حقوق وعیدی ۲۰۰کارگر آتش نشانی سردشت
حقوق۲۰۰کارگر آتش نشانی سردشت از آذرماه سال گذشته پرداخت نشده است. با وجود اینکه فروردین ماه نیز در حال به پایان رسیدن است، عیدی این کارگران هم پرداخت نشده است.
به گزارش۲۸فروردین ایلنا،از قرار معلوم این کارگران که تعداد آنها حدود ۲۰۰ نفر است از آذرماه سال گذشته مطالبات مزدی پرداخت نشده دارند.
به گفته این کارگران، با وجود اینکه فروردین ماه نیز در حال به پایان رسیدن است، عیدی سال گذشته و چندین ماه مطالبات مزدی آنها علیرغم پیگیریهای بسیار همچنان پرداخت نشده باقی مانده است.
در همین رابطه، «ابراهیم سلطانی»، شهردار سردشت از پرداخت مطالبات طی امروز و فردا (۲۸ و ۲۹ فروردین) خبر داد و گفت: شهرداری سردشت با کمبود نقدینگی مواجه بوده است اما بدهیهای شهرداری امروز وصول میشود.
وی افزود: تا پایان وقت اداری فردا با تمام کارگران شهرداری سردشت تسویه حساب و همه مطالبات مزدی آنها پرداخت میشود.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، در مراسم روز ارتش در این کشور از آنچه که قدرت نظامی کشور خوانده دفاع کرده و در عین حال گفته است که ایران علاوه بر آنچه که وی “قدرت سخت” خواند نیاز به “قدرت نرم” نیز دارد.
آقای روحانی در سخنان خود با تاکید بر اقتدار نظامی ایران تاکید کرد آنکه میگوید ایران “به قدرت سخت نیاز ندارد ساده لوح و آنکه میگوید ایران به قدرت نرم نیاز ندارد، نگاهش کوتهبینانه” است.
او گفت: “قدرت سرد و گرم ما همه در کنار هم هستند، اگر نیروهای مسلح برای آن است که اگر متجاوزی دست به سوی منافع ملی ما دست دراز کرد آن دست قطع شود و آن تجاوز دفع شود؛ دیپلماسی ما هم در میدان مذاکره به دنبال حفظ حقوق ملت ایران است.”
وی در عین حال تاکید کرد که “ما همه در کنار هم هستیم و در یک کشور زندگی میکنیم و داخل یک کشتی هستیم و یک نفر این کشتی را فرماندهی میکند و ما دارای رهبر واحد و دولت واحد، قانون، ملت واحد هستیم و همه در کنار هم هستیم ولو اینکه سلیقه ما در گفتار و رفتار عین هم نباشد اما قطعا اهداف ما یکی است.”
رئیس جمهور ایران در مانور بزرگداشت روز ارتش جمهوری اسلامی گفت که قدرت ایران چه از نظر نظامی و یا سیاسی علیه همسایگان این کشور نیست.
وی افزود که “در این جا به صراحت اعلام میکنم همانطور که چند روز پیش در حضور سران کشورهای اسلامی به صراحت اعلام کردم که قدرت جمهوری اسلامی ایران و قدرت نظامی ما و قدرت سیاسی و اقتصادی ما علیه همسایگان ما و کشورهای جهان اسلام نیست، ما قدرت کشورهای اسلامی را قدرت خودمان میدانیم و قدرت خودمان را هم قدرت کشورهای اسلامی میدانیم.”
در همین رابطه و خطاب به کشورهای منطقه و اسلامی آقای روحانی افزود که “اگر فردا پایتخت شماها هم در خطر قرار بگیرد توسط تروریسم و یا صهیونیسم، آن قدرتی که به شما پاسخ مثبت خواهد داد اگر شما تقاضای کمک کنید، آن جمهوری اسلامی ایران است.”
آقای روحانی در عین حال هشدار داد: “البته که در برابر تهدید، ما هم تهدید میکنیم، البته که در برابر تجاوز ما دست تجاوز را قطع خواهیم کرد اما منطق ما صلح و اخوت و برادری است به ویژه با همسایگانمان و جهان اسلام.”
از: بی بی سی
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
(گزارش سخنرانی در کانون دوستداران فرهنگ ایران در واشنگتن دی سی)
هفته اول آوریل، حامد فرمند، کنشگر-پژوهشگر حوزه کودک در محل برگزاری جلسات و سخنرانیهای کانون دوستداران فرهنگ ایران درباره حمایت سالم از کودکان زندانیان و لزوم آن صحبت کرد.
وی در این سخنرانی با بیان مختصر آثار زندانی شدن والدین بر روی کودکان، به نقش اعضای جامعه در حمایت از این کودکان پرداخت. او همچنین به لزوم این حمایت اشاره کرد و تلاش کرد تا حمایت سالم را از غیر سالم جدا کند.
محور اصلی گفتار او، ایجاد زاویه دید تازهای در مشاهده شرایط کودکانی است که با ترامای جدایی ناشی از زندانی شدن والدینشان روبرو میشوند. این زاویه دید تازه، نگاه کردن به مسایل کودک از زاویه خود اوست. در طول گفتار مطرح شده در این سخنرانی، بخشهایی از کتاب تازه منتشر این پژوهشگر به نام «جای خالی مامان» توسط خود او خوانده شد. وی در این کتاب از زبان کودک به تجربه او از دوران زندانی بودن مادرش نزدیک شدهاست.
این نویسنده و پژوهشگر، موضوع گفتوگوی خود را با یک داستان که پیشتر در محافل مدیریتی شنیده بود، آغاز کرد:
«روزی کودکی با یکی از نگهدارندههایش تنها بود. آن روز، کودک چندان سر حال نبود و تلاش نگهدارندهاش برای آرام کردن کودک بیفایده بود. کودک مدام غر میزد و بهانه میگرفت. بالاخره نگهدارندهاش تصمیم گرفت او را به مغازه بزرگ اسباب بازی فروشی محلهشان ببرد. با کودک ۵ ساله اش صحبت کرد و او هم از این پیشنهاد استقبال کرد. به مغازه رسیدند. نگهدارنده دست کودک را گرفته بود و از میان قفسهها میگذشتند، ولی کودک همچنان غر میزد. بالاخره نگهدارنده کودک عصبانی شد، روی زمین و کنار کودک دوزانو زد و با تشر به کودک گفت تو به من قول دادی که وقتی به فروشگاه بیاییم، غر نمیزنی. به جای غر زدن به دور و برت نگاه کن ….
و بعد همانطور که دو زانو زده بود و هم قد کودک نشسته بود، به اطراف نگاه کرد. هیچ چیزی جز پای آدم بزرگها، پایه قفسهها و گوشه کارتون اسباب بازیها ندید. کودک را بغل کرد. باقی زمانی که در فروشگاه راه میرفتند، کودک آرام بود، چون تمام حواسش به اطراف جمع بود.»
فرمند صحبت خود را اینطور ادامه داد:
«تلاش من در کتابم همین بود و این جا هم همین است تا شما را دو زانو در کنار کودک بنشانم تا بتوانید جهان اطراف کودک را از زاویه دید او ببینید. قرار نیست با دیدن دنیا از زاویه دید کودک، جهان پیرامون او را تغییر دهیم. نتیجه این نوع نگاه، رفتار متفاوتی خواهد شد که در علم روانشناسی به آن حمایت سالم میگویند.»
وی سپس مرور کوتاهی داشت بر آثار زندانی شدن والدین بر کودک:
«در بررسی آثار زندانی شدن والدین، عوامل مختلفی را در نظر میگیرند مانند سن کودک در هنگام دستگیری والدین، جنسیت کودک، نسبت فرد دستگیر شده با کودک، رابطه فرد دستگیر شده با کودک پیش و بعد از دستگیری، شرایط خانوادگی، محیط اجتماعی و عوامل جزیی تری مانند شرایط دستگیری. اما نکتهای که کمتر اهمیت دارد، البته بدون تاثیر هم نیست، دلیل دستگیری والدین است. یعنی مجموعه شباهتهای آثار زندانی شدن والدینی که در آمریکا به دلیل قاچاق یا مصرف غیر قانونی مواد مخدر به زندان میافتند و مطالعات گستردهای در مورد آنها شده، با همین کودکان در ایران که مطالعات بسیار محدودی در موردشان صورت گرفته یا حتی کودکان زندانیان سیاسی که بر اساس تجربه شخصی و مشاهدات پراکندهام میتوانم نظر بدهم، بسیار بیشتر از تفاوتهای آثار زندانی شدن والدین به دلیل تغییر در دلیل دستگیری است. در همین مثالها، تفاوت فرهنگی و قوانین هم وجود دارد که باز تاثیر گذار است اما همچنان آثار متفاوت روانی و حتی جسمی زندانی شدن والدین بر کودکان با شباهتهای بسیاری در سراسر دنیا قابل مشاهده است.»
فرمند سپس آثار روانی مانند اختلال اضطراب و همچنین افسردگی، آثار رفتاری مانند اعمال پرخطر مثل مصرف مواد مخدر و الکل و رفتارهای همراه خشونت و آثار جسمی مانند اختلال در اشتها و خواب را به عنوان نمونهای از آثار زندانی شدن والدین نام برد.
نویسنده کتاب «جای خالی مامان» در این بخش از سخنرانیش، بخشی از قطعه داستان «خوابگرد» از کتابش را خواند که به راه رفتن وی در خواب در دوران کودکیش زمانی که مادرش در زندان بود، میپرداخت.
او سپس توضیح داد که:
«اختلال خواب، یکی از اختلالات شایع در مورد کودکانی است که شرایط اضطراب آور را تجربه کردهاند. در مورد کودکان با والدین زندانی هم احتمال بروز این اختلال وجود دارد که میتواند تبعات جانبی هم بر سلامت کودک باقی بگذارد.»
اما ما در مقابل این کودکان چه میکنیم و چطور واکنش نشان میدهیم؟ این سوال را فرمند اینچنین پاسخ داد:
«برخی از ما ممکن است با این کودکان ارتباط نزدیکی داشته باشیم. برخی از ما ممکن است با افرادی در تماس و ارتباط باشیم که به دلیل نوع فعالیتشان، به این کودکان دسترسی دارند. گروه دیگری از ما هم با استفاده از امکانات فضای مجازی و شبکههای مختلف اجتماعی از حال برخی از این کودکان مطلع میشویم. وقتی هم من از «ما» حرف میزنم، منظورم کل جامعه است. شما ممکن است جزو هیچ یک از این موارد نباشید اما واکنش سایر اعضای جامعه را میبینید یا با آن برخورد دارید. واکنش ما به این کودکان چه آنها را از نزدیک ببینیم و چه از راه دور، چیست؟
اولین برخورد احتمالی و البته ناخودآگاه ما، میتواند انگ یا برچسب زدن به این کودکان باشد. زندانیان سیاسی عموما با برچسب «قهرمان»، «فعال حقوق بشری» و سایر عناوین دارای بار مثبت نامیده میشوند و کودکانشان هم معمولا به همین شکل نگریسته میشوند. کودکان افراد خاطی یا مجرم هم معمولا با همان نسبت منفی که والدینشان به آن متصفاند توصیف میشوند یا در بهترین حالت نادیده گرفته می شوند. نتیجه هر دو حالت هم یکی است. در صورتی که اغلب گمان میکنند که کودکان زندانیان سیاسی احتمالا از وضعیت بهتری برخوردارند، اما از نظر روانشناسی اثر برچسب زدن به کودک، چندان با انگ زدن منفی اجتماعی تفاوت نمیکند و نتیجه هر دو، نادیده گرفتن خود کودک و نیاز و احساسش است. نتیجه این رفتار هم منزوی کردن کودک، درونی کردن احساسات ناخوشآیند او و بروز رفتارهای احتمالی خشن توسط او و همچنین از دست دادن همدردی با دیگران توسط کودک خواهد بود.
یکی دیگر از رفتارهای ناخودآگاه احتمالی ما در برابر کودک، دلسوزی است. دست کشیدنها و آخی گفتنهایمان وقتی به چنین کودکانی میرسیم یا کامنتها و عکسها و مطالبی که در مورد آنها منتشر میکنیم، اغلب با همین رویکرد دلسوزانه و البته آسیب زننده قابل ارزیابی است. چنین رفتارهایی علاوه بر آنکه به تثبیت روند قربانی شدن کودک میانجامند، در دسته «حمایت بیش از اندازه» قابل طبقه بندیاند. ابتلای کودک در نوجوانی و جوانی به مواد مخدر را میتواند از جمله آسیبهای روانی حمایت بیش از اندازه دانست. از دیگر آثار مهم روانی ترحم، قربانی ماندن کودک است که در بزرگسالی آسیبهای جدی به روابط فردی، عاطفی و اجتماعی کودک خواهد زد.»
این پژوهشگر حوزه کودک در ادامه، بخشی دیگری از کتاب «جای خالی مامان» به عنوان «دعای آدم ناپاک» را خواند. در این قطعه داستان، کودک، خود را در برابر آزاد نشدن مادرش مقصر میداند. فرمند این پدیده را چنین توضیح میدهد:
چنانچه در این داستان میبینید، کودک با مقصر دانستن خود، که یکی از طبیعی ترین احساسهای احتمالی کودک در مواجهه با تراما از جمله جدایی ناشی از زندانی شدن والدیناش است، اعتماد خودش به خودش را از دست خواهد داد. کاهش اعتماد به نفس، طبعات جانبی زیادی دارد که در آینده کودک خود را نشان خواهد داد.»
فرمند، برای پاسخ به این سوال که «ما چه کار میتوانیم بکنیم؟» دو نمونه بسیار مهم از حمایتهای سالم و موثر برای کودکان در معرض خطر از جمله کودکان زندانیان را شرح داد:
«یکی از مهمتری روشهای کمک کننده که آثار مثبت روانی و رفتاری مطالعه شدهای بر کودک باقی میگذارد، مربی گری است. پژوهشهای علمی نشان داده که برای ایفای نقش مربی گری، ایجاد رابطه قوی بین مربی و کودک و توجه به ویژگیهای فردی و شخصیتی این دو مهم ترین عوامل هستند و نیازی به داشتن تخصص خاصی نیست. مربی، میتواند با کودک به حل مسایل درسی بپردازد یا فعالیتهای ورزشی و هنری انجام دهد یا تنها وقتی را با کودک بگذارند. الگوی رفتاری که ایجاد میشود، رابطه قوی انسانی که شکل میگیرد و امکانی که برای بروز احساسات فراهم میشود، عوامل موثر در تغییر شرایط کودک و تغییر آینده او خواهند بود.»
او سپس قسمتی از قطعه داستان «همبازی موقت» از کتاب «جای خالی مامان» را خواند که به دورهای از زندگی نویسنده میپردازد که شخصی به نام «مینا» به عنوان یک خواهر بزرگتر به خانه وی رفت و آمد داشت و حضور او، نه تنها مشوقی برای درس خواندن بیشتر بود، که رابطه عاطفی سالمی را با این کودک برقرار کرده بود. رابطهای که به دلیل مشغولیات پدر و سن و سال بقیه اهل خانه، و دوری خانواده او از سایر اجتماعات و دوری سایرین از آنها به دلیل ترسها (که میتواند به دلیل انگ اجتماعی باشد)، کاملا مورد نیاز وی بود.
فرمند سپس به نمونه دیگری از رفتارهای سالم در برابر کودک زندانیان پرداخت:
«نقطه مقابل انگ یا برچسب زدن را میتوان در حمایت آشنایان، دوستان و جامعه از خانواده زندانیان، فارغ از دلیل زندانی شدن فرد و قبول داشتن یا نداشتن رفتار فرد زندانی تعریف کرد. در چنین حالتی، شما به نیازهای کودک توجه میکنید، اینکه کودک برای روزهای مهم زندگیش مثل ورود به مدرسه، تغییر سطح مقطع تحصیلی، فارغ التحصیلی، و تولد به همراهی شما نیاز دارد. اینکه کودک تنها در حالتی که دچار خشونت خانگی شده باشد ممکن است رابطه خوبی با فرد زندانی نداشته باشد. در سایر موارد، حفظ رابطه کودک و فرد زندانی و کمک به او برای داشتن رابطه قوی با آن فرد، به رشد سالم او و گذر کم آسیبتر از این شرایط کمک خواهد کرد. این که کودک ممکن است به دلیل کمبودهای مالی، با مشکلات جانبی بیشتری دست به گریبان باشد. این که کودک به دلیل نبود نگهدارنده، ممکن است با شرایط آسیب زننده تغییر در نگهدارندهاش مواجه باشد. این که قوانین ممکن است به نفع کودک نباشد و نقش حمایتی شما ممکن است بتواند رنج قوانین نامساعد را کاهش دهد. و این که شرایط خاصی مانند ملاقات، فشار روحی زیادی به اعضای خانواده وارد می کند که ممکن است شما بتوانید با حمایت از نگهدارند کودک، شرایط روحی او را برای رسیدگی به کودک مساعدتر کنید.»
او، صحبتهایش را به قطعه ای از کتابش به نام »دلخوشیهای کوچک» تمام کرد و توضیح داد:
«انگ زدن، چندان پیچیده نیست و با کلمات سادهای که لزوما ربط مستقیی به کودک ندارد، میتوانیم روی کودک انگ بزنیم و او را بابت کاری که دیگری انجام داده یا تصمیمی که دیگری گرفته، تنبیه کنیم.»
در حاشیه این سخنرانی کتاب «جای خالی مامان» که ژ
انویه امسال توسط نشر اچ اند اس مدیا منتشر شده، در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. این کتاب، بر اساس تجربه شخصی نویسنده و از زاویه دید یک کودک نوشته شده که مادرش دستگیر و در طول دوران مدرسه او در زندان باقی میماند.
علاقهمندان به تهیه کتاب از طریق سایت رسمی انتشارات اچ اند اس مدیا یا آمازون میتوانند اقدام کنند.
http://www.amazon.com/Missing-Mum-Khali-Maman-Persian/dp/1780835493/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1460755412&sr=8-1&keywords=missing+mum
http://www.hands.media/books/?book=missing-mum
برای دیدن ویدیوی این سخنرانی نیز میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://www.youtube.com/watch?v=TmhOD0dcf8w
از: گویا
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
*عیسی بزرگ زاده
کارشناس ارشد صنعت آب
کارشناسان مستقل معتقدند که اگر سد های خوزستان نبود با این سیلاب ها حتما شهر های بزرگی چون شوشتر، دزفول، اهواز، آبادان، اندیمشک، خرمشهر و… به طور کامل غرق آب می شدند.
باز سیل آمد و باز هم خواهد آمد. بارش اتفاق افتاده در توفان اخیر که از روزهای ۲۲ فروردین آغاز شده، در حوزه آبریز رودخانه های دز و کرخه کم سابقه بوده و برخی کرانه های حدی هیدرولوژیکی این رودخانه ها را جابجاکرده است.
به ویژه،بارش روزانه رخ داده در ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ در برخی از ایستگاهها در تاریخ ثبت شده بی سابقه است. از جمله این ایستگاهها می توان به ایستگاه بروجرد با بارش روزانه ۱۰۶٫۹ میلیمتر اشاره کرد که قبل از این حداکثر بارش مشاهده شده روزانه در این ایستگاه ۷۲ میلیمتر بوده است یا در ایستگاه ملایر،واقع در حوزه آبریز رودخانه کرخه پیش از این حداکثر میزان ثبت شده ۶۸ میلیمتر بود ولی در ۲۵ فروردین به رقم بی سابقه ۱۱۲٫۴ رسید. همچنیناند ایستگاهای مانند نهاوند و خرم آباد.
به علاوه، جمع بارش ثبت شده در طی ۴ روز نخست توفان نیز بی سابقه بوده و در برخی از ایستگاهها مانند ملایر، بارش رخ داده در این طوفان بیش از ۴۳% بارش متوسط سالانه خود را پوشش می دهد.
وقوع چنین توفان کم سابقه ای موجب بروز سیلاب های بزرگی به ویژه در حوضه های دز و کرخه شده و مقدار جریان آب در کارون را نیز بیش از اندازه زیاد کرد. در ۲۵ فروردین گذشته،حجم آبی با شدت ۸۰۰۰ و ۴۰۰۰ هزار مترمکعب در ثانیه به سمت سدهای دز و کرخه حمله ور شدند و در این بین سیلاب های میان حوضه ها هم، هر کدام در بین راه با این سیلاب گسترده همراهی کردند.
در صورت عدم وجود سدهای خوزستان، چنین سیلابی می توانست تومار جلگه خوزستان عزیز را در هم بپیجد به گونه ای که نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان.
کارشناسان مستقل معتقدند که اگر سد های خوزستان نبود با این سیلاب ها حتما شهر های بزرگی چون شوشتر، دزفول، اهواز، آبادان، اندیمشک، خرمشهر و… به طور کامل غرق آب می شدند و هزاران هموطن آسیب می دیدند.
اما خوشبختانه بخش بزرگی از این سیلاب سهمگین و رعد آسا در مخازن بزرگ سدها آرام گرفته و رام شدند. به منظور پرهیز از بیشتر شدن سیلاب های رودخانه های دز و کارون و ایجاد شرایط غیر قابل کنترل در شهر ها و روستاها به ویژه شهر اهواز، رها سازی آب از سد گتوند محدود و در زمانهایی صفر گردید. سد کرخه نیز هرچه گرفت ذخیره کرد تا بدین ترتیب مقدار آب از آستانه تحمل رودخانه ها خیلی بالاتر نرود. با این وجود خساراتی به برخی از هموطنان وارد شد که موجب تاسف فراوان است.
می توان گفت امروزه به مدد زیرساخت های مناسبی که در حوضه های بالادستی جلگه خوزستان ایجاد شده اند ونیز ارتقاء دانشی که در موضوعات غیرسازه ای مانند پیش بینی طوفان وسیلاب در کشور بدست آمده است دیگر فجایع طبیعی مانند گذشته های نه چندان دور ویرانگر نیستند به گونه ای که می توان با آنها کنار آمد.
این توفان، آزمونی بزرگ و درس بزرگی برای مدیریت منابع آب و سدها بود. سدهای بزرگ خوزستان که طی چندین دهه ساخته شده بودند.
با رعایت انصاف می توان گفت سد های استان خوزستان دین خود را ادا کرده اند.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
عدم پرداخت ۶ ماه حقوق وحق بیمه ۴۳۷ کارگربیکارشده کارخانه کاشی و سرامیک حافظ
با وجود اینکه کاشی و سرامیک تولیدی کارخانه همچنان بارگیری و به فروش می رسد اما ۶ ماه حقوق و حق بیمه کارگران بیکارشده اش پرداخت نشده است.
به گزارش۲۶فروردین شیرازه، تعطیل و نیمه تعطیل شدن واحدهای صنعتی و تولیدی در استان فارس از شرکت لعابایران،کارخانه آی.تی.آی. شیراز، شرکت کابل سازی ایران و کارخانه کاشی و سرامیک حافظ از جمله مواردیست که رکود اقتصادی و بیکار شدن چندین هزار کارگر را به دنبال داشته است.
این گزارش با اشاره به اینکه از ۱۵ اسفند کارخانه به صورت کامل تعطیل شده و ۴۳۷ کارگرخانه نشین شدند می افزاید،بعد از تجمع کارگران مقابل استانداری چندین جلسه با حضور سهامدار و برخی مسئولان برگزارشد اما متاسفانه تا به امروز نتیجه مفیدی نداشته باشد.
علی همتی رئیس سازمان صنعت ،معدن و تجارت استان فارس،سهراب مختاری مدیر کل تعاون ،کار و رفاه اجتماعی فارس استان و دیگر مسئولان استانی ازجمله شرکت کنندگان این جلسات بود.
براساس این گزارش،بدهی های این کارخانه به سازمانهای برق، گاز ، بیمه تامین اجتماعی و بانک ها نیز پرداخت نشده است.
گفتنی است که سهامداردرجلسه استانداری وعده داد که تا آخر فروردین با وارد کردن دستگاههای جدید کارخانه دوباره راه اندازی شود.
***
۱۰۰کارگر قرار دادی کارخانه کاشی گلچین یزد اخراج شدند
تعطیلی کارخانه کاشی گلچین یزد تا اطلاع ثانوی
کارگران کارخانه کاشی گلچین از اخراج ۱۰۰ کارگر این واحد صنعتی در سال ۹۵ خبر میدهند.
به گزارش۲۷فروردین ایلنا،کارگران این واحد صنعتی واقع در محور یزد -اردکان افزودند: این اخراج در تاریخ اول فرودین ماه سال جاری صورت گرفته و در حال حاضر همکاران اخراج شده آنها برای پیگیری مطالبات مزدی خود در اداره کار یزد شکایتی را مطرح کرده اند.
این کارگران با یادآوری اینکه جدا ازاخراج های اخیر هنوز نزدیک به ۳۲۰ کارگردر این واحد مشغول کارند، افزودند: پیش از این نیز حدود ۸۰نفر از کارگران قرار دادی وپیمانکاری این کارخانه در فاصله زمانی یک سال گذشته پس از اتمام قراردادهای کاریشان اخراج شده بودند.
به گفته کارگران کاشی گلچین این اخراج ها در راستای کاهش هزینهها صورت گرفته و باعث شده است تا باقیمانده آنها از بابت امنیت شغلی خود احساس خطر کنند.
کارگران کارخانه گلچین در خاتمه گفتند:در حال حاضر این واحد تولید کننده انواع کاشی وسرامیک به بهانه بهبود وضعیت تولید وخروج از رکود (ازاسفند ماه سال ۹۴ تا خرداد ماه سال ۹۵) موقتا تعطیل اعلام شده است وکارگران باقی مانده در آن هم اکنون با دریافت دستمزد ماهانه خود در مرخصی هستند.
***
عدم پرداخت مطالبات۲ساله کارگران چرخدستی فرودگاه مهرآباد
مدیرکل فرودگاه مهرآباد گفت: اگر پیمانکار سابق فرودگاه مهرآباد در پرداخت مطالبات دو سال گذشته کارگران چرخدستی این فرودگاه اقدام نکند این موضوع را از طریق ذیحساب شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران پیگیری میکنیم.
به گزارش۲۶فروردین تیننیوز، کارگران پیمانکار فرودگاه بینالمللی مهرآباد که مسئولیت چرخدستیهای این فرودگاه را به عهده دارند، از تیرماه سال ۱۳۹۳ به دلیل مشکلات مالی پیمانکار سابق، نتوانستند مطالبات قراردادشان را دریافت کنند. اکنون کارگران این فرودگاه قرارداد جدید با پیمانکاری دیگر منعقد کردند.
علی رستمی درباره رسیدگی به مطالبات مالی کارگران چرخدستی فرودگاه مهرآباد گفت: کارگران این بخش از فرودگاه با یک شرکت خصوصی قرارداد داشتند، اگرچه قرارداد این شرکت از سال ۹۳ به پایان رسیده است، اما تاکنون اقدام به تسویه حساب با کارگران این فرودگاه نکرده است. در این زمینه به کارگران چرخ دستی فرودگاه همواره توصیه کردهایم که همه مطالبات آنها از طرق قانون قابل پیگیری و مطالبه است.
وی ادامه داد: اگر این شرکت خصوصی در پرداخت بدهیهای خود اقدامی نکند، از طریق ذیحساب شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران این موضوع قابل پیگیری است.
مدیرکل فرودگاه مهرآباد توضیح داد: در واقع، اکنون این شرکت خصوصی قراردادی با فرودگاه مهرآباد ندارد اما هماکنون در برخی از فرودگاههای ایران غرفه دارد. بنابراین، اگر این شرکت در تسویه حساب مالی خود با کارگران فرودگاه مهرآباد کوتاهی کند از معاون پشتیبانی خواستار پیگیری این موضوع از طریق ذیحساب شرکت فرودگاهها در وجه کارگران میشویم
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
وکیل امید کوکبی، فیزیکدان زندانی،اعلام کرد که آزمایشها نشان داد که کوکبی در زندان به سرطان کلیه مبتلا شده است. او با تاکید بر اینکه تعلل در جراحی او “خطرات جبرانناپذیر” بهدنبال دارد، خواستار آزادی سریع موکل خود شد.
خبرگزاری کار ایران روز شنبه(۱۶ آوریل/۲۸ فروردین) گزارش داد که امید کوکبی، فیزیکدان و محقق زندانی، به سرطان کلیه مبتلا شده است.
سعید خلیلی، وکیل امید کوکبی، به خبرگزاری “ایلنا” گفت که پس از انجام معاینات و آزمایشهای لازم مشخص شد که تومور بدخیمی در کلیه سمت راست امید کوکبی وجود دارد و تاکید کرد که موکل او نیازمند جراحی فوری است.
خلیلی با تاکید بر اینکه هرگونه تعلل بیشتر میتواند “آسیب جبرانناپذیر” برای وضعیت جسمانی کوکبی بهبار آورد، خواستار آزادی امید کوکبی شد.
خلیلی به “ایلنا” گفت: «موکلم شرایط برخورداری از عفو رهبری را در سال جاری دارد. ادامهی حبس ایشان با توجه به مخاطرات جانی که وی را تهدید میکند، غیرقانونی است. به دلایل اسلامی و انسانی و برای جلوگیری از خطرات احتمالی جسمی برای این سرمایه علمی کشور از مقامات کشور بهویژه مسئول محترم قوه قضائیه میخواهم هرچه سریعتر تهمیدات آزادی وی را فراهم کنند.»
امید کوکبی کیست؟
امید کوکبی، فیزیکدان نخبه و برندهی جایزهی “آزادی و مسئولیت علمی” است که هرسال به محققی اعطا میشود که در راه دفاع از حق ازادی علمی ایستادگی میکند.
کوکبی در بهمن ماه ۱۳۸۹ وقتی به عنوان محقق مهمان در دانشگاه تگزاس آمریکا به تحقیق مشغول بود، برای دیداری کوتاه به ایران آمد. او در فرودگاه “امام خمینی” بلافاصه بازداشت شد و به “ارتباط با دولت متخاصم” و “کسب درآمد نامشروع” متهم و در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به ۱۰ سال حبس محکوم شد.
دادگاه به این دلیل که دانشگاه آمریکایی هزینهی سفرهای تحقیقاتی و مطالعاتی کوکبی به ایران را پرداخت میکرد، او را به “کسب درآمد نامشروع” متهم کرد. دلیل اتهام “ارتباط با دولت متخاصم” نیز این است که کوکبی پیش از این حاضر نشده بود بورسیه جمهوری اسلامی شود و ترجیح داده بود با بورسیه دانشگاه آمریکایی برای ادامهی تحصیل به خارج از کشور برود.
این اتهام در حالی به کوکبی وارد شده که وکیل او معتقد است بر اساس اعلام مراجع رسمی کشور، اتهام همکاری با دول متخاصم، مصداق خارجی نداشته و ایران در حال حاضر با هیچ کشوری در تخاصم نیست.
وکیل امید کوکبی پیشتر با استعلام از وزارت امور خارجه، دیوان عالی کشور را متقاعد کرده بود که وزارت امور خارجه نیز آمریکا را از نگاه قانونی، دولت متخاصم با ایران نمیداند.
امید کوکبی در نامهای که به بیرون زندان فرستاد تاکید کرد که او چندین بار از سوی مقامات امنیتی و نظامی ایران به دلیل تخصصاش در فیزیک لیزری برای همکاری در برنامهی اتمی ایران دعوت شده و هربار درخواست همکاری را رد کرده بود.
بیشتر بخوانید: امید کوکبی: دانشمندان با فعالیتهای خطرناک و دولتهای مشکوک همکاری نکنند
او در این نامه نوشت که به “حق آزادی شخصی در انتخاب مسیر زندگی” باور دارد و همکاری با برنامهی اتمی مناقشهبرانگیز ایران را برخلاف منافع ملت و ارزشهای انسانی میداند.
درحال حاضر ۵ سال و ۳ ماه است که امید کوکبی در حبس بهسر میبرد.
از: دویچه وله
برچسب:
نویسنده: استخدام کار